درباره نویسنده
عمار
سلام من عمار سرباز جان برکف مولایم امام خامنه ای هستم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • پرستوی مهاجر
صفحات اختصاصی
  • قدر مادران خود را بدانید
  • حضرت زهرا
  • مهدویت
  • این عمار؟
مطالب اخیر
  • مواضع گروهی از کاندیدهای جبهه پایداری
  • اعلام اسامی نهایی لیست جبهه پایداری
  • ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
  • عکس: دیدارپرشورجوانان انقلابی‌بارهبرمعظم‌انقلاب
  • اعتراض دانشجویان به ورود بازرسان آ‍‍‍ژانس بین المللی انر‍‍‍‍‍ژی اتمی در فرودگاه
  • حسن عباسی:با قطع رابطه با انگلیس ضریب امنیتی ایران بالا می‌رود
  • سلام بر محرم
  • حاج قاسم …
  • بازماندگان
  • اسرائیل در حال نابودی است...Israel is declining
  • "آقا" از چه کسی تقاضای چفیه کرد
  • پوستر::تو بودی و حضرت ماه+وقتی اشک سردار در آمد+عکس
  • تصاویر/ این خون ها هدر نخواهند رفت
  • نامه مادر یک سرباز به فرمانده+سند
  • از خواب ِ راحت تا شهادتِ راحت
  • هفته دفاع مقدس گرامی باد
  • شهید سید مرتضی آوینی
  • شهید دکتر مصطفی چمران
  • شهید حاج محمد ابراهیم همت
  • سردار شهید محمود کاوه
  • اسامی شهدای32سال ترور توسط غربی ها در جمهوری ‌اسلامی ایران
  • ده فرمان ... یک شهید !
  • آقابیا تا زندگی معنا بگیرد
  • امام خامنه ای همان حضرت ماه است.
  • آدم کشها
  • سید علی خامنه ای
  • عبدالحسین برونسی
  • به یاد شهید بابایی زاده
  • وقت وصال رسید+عکس
  • گزارش گاردین از یک سردار ایرانی که لرزه براندام آمریکایی ها انداخته است
کلمات کلیدی مطالب
  • حمایت از مردم بحرین (٢)
  • روز خروش اروند (۱)
  • دانشگاه های جنوب غرب کشور (۱)
  • شعر برای مردم بحرین (۱)
  • تجمع6دانشگاه جنوب غرب کشور (۱)
  • مختار در برنامه هفت (۱)
  • عرب نیا در برنامه هفت (۱)
  • امیر دودوووووووووووو (۱)
  • قصه ی سر باز کوچیکه (۱)
  • حاج آقا حاجتی (۱)
  • فیلم ژایان نامه (۱)
  • فرصتی به قدر آسمان‌ها (۱)
  • جمکران در شب میلاد امام مهدی(عج) (۱)
  • جبهه پایداری (۱)
  • حجتی ‏کرمانی ، احمدی‏نژاد ، مصباح یزدی (۱)
  • شهید بابایی زاده (۱)
  • آقابیا تا زندگی معنا بگیرد (۱)
  • شهید مجتبی علمدار (۱)
  • از خواب ِ راحت تا شهادتِ راحت (۱)
  • حسین راحت (۱)
  • فرمانده محور لشکر 27 محمد رسول الله(ص) (۱)
  • نامه مادر یک سرباز به فرمانده+سند (۱)
  • "آقا" از چه کسی تقاضای چفیه کرد (۱)
  • دیدار مقام معظم رهبری با جانبازان قطع نخاعی (۱)
  • وقتی اشک سردار در آمد+عکس (۱)
  • بسیجی گمنام (۱)
  • خاطره ای از فرمانده شهید مصطفی ردانی پور (۱)
  • اقتصادی (۱)
  • دانشگاه (۱)
  • خمینی (۱)
  • رهبر انقلاب (۱)
  • شهید زین الدین (۱)
  • امام خامنه ای (۱)
  • هوس (۱)
  • خانه پدری (۱)
  • آیت الله بهجت (۱)
  • شهید سید مرتضی آوینی (۱)
  • اخوان المسلمین (۱)
  • دانشگاه شهید چمران (۱)
  • شهید دکتر مصطفی چمران (۱)
  • پایان نامه (۱)
  • متکی (۱)
  • شهید باقری (۱)
  • شعبانیه (۱)
  • وزیر دفاع (۱)
  • سید علی خامنه ای (۱)
  • عبدالحسین برونسی (۱)
  • شهید حاج محمد ابراهیم همت (۱)
  • دانشگاه شهید چمران اهواز (۱)
  • برونسی (۱)
  • جریان انحرافی (۱)
  • اسلامی شدن دانشگاه (۱)
  • برنامه هفت (۱)
  • ساختمان پزشکان (۱)
  • علامه مصباح (۱)
  • اخراجی ها3 (۱)
  • دره گرگها (۱)
  • خانه پدری رهبر انقلاب (۱)
  • پدر امام خامنه ای (۱)
  • پدر شهید زین الدین (۱)
  • ترجمه پیام آقا (۱)
  • پیام امام خامنه ای به مردم مصر (۱)
  • ترجمه پیام آقا به مسلمانان (۱)
  • ترجمه پیام هشت ماده ای (۱)
  • خاورمیانه ی اسلام (۱)
  • خاورمیانه آینده (۱)
  • فایل صوتر رهبر (۱)
  • اقدام خود جوش مصری ها (۱)
  • اخوان المسلمین و ایران (۱)
  • نیروهای مهاجم به بحرین (۱)
  • پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران (۱)
  • بازگشت شهید برونسی (۱)
  • پیکر شهیدبرونسی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • مهر ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
دوستان من
  • پرستوی مهاجر
  • هیچکس تنها نیست
  • افسر جوان
  • عمارآقا
  • عمار یاسر
  • محب بی بی رقیه
  • اسلام ناب
  • خاطرات زندگی
  • خط2
  • مجنون الحسین
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



این عمار؟
با سلام بنده سرباز صفر وطنم .راستی دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز هم هستم. یا حق
مواضع گروهی از کاندیدهای جبهه پایداری
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

     خطیبی در گفت وگو با پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری: رویکرد ما باید به جای تقسیم سهم میان احزاب، در ذیل عناوین پدرخواندگی؛ به سمت قیاس افراد براساس معیارها سوق پیدا کند. برای رسیدن به الگوی صحیح از مردم سالاری دینی باید کسانی که وابسته به جریانات قدرت و ثروت نیستند و نیز کارکردشان رسیدن به قدرت نیست، در جهت شفاف سازی فضای انتخابات در راستای انتخاب صحیح مردم تلاش نمایند و این زمانی حاصل می شود که رویکرد ما در انتخابات به جای "تقسیم سهم میان احزاب و گروه ها" به صورت چند بعلاوه چند و در ذیل عناوین پدرخواندگی؛ به سمت قیاس افراد براساس معیارها سوق پیدا کند.

 دکترحسین طلا؛ در گفت وگو با پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری: ساکتین یعنی؛ کسانی که در عاشورا به دلیل غیر قابل قبول از یاری امام ؛ طفره رفتند؛ هر چند در اردوگاه یزید حاضر نشدند. وقتی برخی نخبگان در میان توده ها وظیفه تبیین گری خود را انجام ندادند؛ رهبری انقلاب، خود این وظیفه را بر عهده گرفتند /

دکتر بتول نامجو فرزند شهید حسین نامجو و خواهر سردار شهید ماشاءالله (مسعود) نامجو است. او که از اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، دکترای حرفه ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان دارد و دوره های مختلف آموزشی و نخصصی را پشت سر گذاشته است. دکتر نامجو که از اعضای بسیج جامعه پزشکی کشور است، سابقه عضویت در دوره دوم شورای اسلامی شهر کرمان را نیز دارد. وی هم اکنون دبیر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده کشور است. در ادامه گفت گوی خبرنگار رجانیوز با دکتر نامجو را می خوانید.

فکر می کنم شعور سیاسی مردم آن قدر بالا رفته که می توانند اهل فتنه را از دیگران تشخیص بدهند انتقاد از نمایش /نامناسب روابط محرم و نامحرم و تبرج مجری های زن در صداوسیما/ بعد 30سال حداقل در هر استان باید یک بیمارستان بانوان باشد.

 

         طبیب زاده در نشست بانوان جبهه پایداری مطرح کرد؛ اگر مسئولین از سر غفلت یا تکبر؛ قدردان نعمت ولایت و مردم بصیر؛ نباشند، در قیامت از آنان پذیرفته نیست. تداوم حصر اقتصادی و افزایش تحریم ها ؛ عقب نشینی های دولت سازندگی و اصلاحات در ماجرای انرژی هسته ای؛ به وجود آمدن طبقه جدید اشرافیت دینی در سایه رانت خواری و رواج سوء استفاده از بیت المال؛ ساختار شکنی در برخوردهای سیاسی در کشور همچون تحصن نمایندگان مجلس ششم؛ ماجرای فتنه 88 ؛ همه وهمه اهداف دشمن در مقابله با انقلاب درطول بیست سال گذشته توسط سیاستمداران وابسته به دشمن بود و درمقابل مقام معظم رهبری با تدبیر و حکمت و بصیرت و آرامش، کشتی انقلاب را دقیقاً همانند حضرت امام در کلیه فراز و نشیب های مطروحه هدایت نمودند.

شهید لاجوردی هرگز بهانه به سوء استفاده گران نداد؛ حتی اگر حقش پایمال می شد / هاشمی در دهه 60 هم کارهایی می کرد که انتظار نمی رفت. شهید لاجوردی در آن موقع دادستان انقلاب بودند و می گفتند کسی که در نظام جمهوری اسلامی پست و مقامی دارد، باید سعی کند برای بقیه الگو و سرمشق باشد و در این شرایط، زندگی ساده ای داشته باشد / مسلماً اگر شهید لاجوردی حضور داشتند، به هیچ وجه سکوت نمی کردند و موضع گیری بسیار شفافی داشتند و به روشن گری می پرداختند / البته ذکر نکته ای را لازم می دانم که وقتی ایشان در سمت دادستان انقلاب بودند و شورای عالی قضایی وقت، ایشان را مجبور به کناره گیری کرد، به هیچ وجه بهانه ای به دست رسانه های بیگانه ندادند / در شرایط عادی و موقعی که همه دارند از مقام معظم رهبری می گویند، همراهی کردن با ایشان خیلی کار شاق و مهمی نیست.

 فاطمه آلیا درهمایش بانوان جبهه پایداری: کشور از مسائل دوره اصلاحات و در بخشی از فراینددولت دهم که گروه انحرافی ایجادشدضربه بسیارخورد.  بسیاری از فتنه ها با هدایت رهبری خنثی شد و این بیماری که در پیکره انقلاب اسلامی حاکم شده بود را رهنمود های پیامبر گونه ایشان برطرف کرد/بعد از فراز و نشیب هایی که در دوره اصلاحات به وجود آمد، و همچنین در بخشی از فرآیند دولت دهم که گروه های انحرافی به وجود آمدند ما ضربه های بسیاری خوردیم / ورود به ماه دی تداعی کننده حماسه مردم ولایتمداری است که 9 دی را آفریدند و پیرو ولایت فقیه بودند/ حماسه 9 دی برکاتی را به همراه داشت که آثار آن را می توانیم در جان ملل اسلام شاهد باشیم.

    پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی : محمدحسین استادآقا که از اعضای فهرست انتخاباتی جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، از فعالان عرصه دفاع از ولایت در دو دهه گذشته در قم بوده است. او که متولد تهران و بزرگ شده در این شهر است، در دوران جنگ از رزمندگان گردان های حبیب ابن مظاهر و میثم تمار بوده و پس از پایان جنگ، برای تحصیلات حوزوی به قم رفته است. استادآقا فعالیت های فرهنگی در سیستان و بلوچستان و پشتیبانی مدرسه علمیه شهرستان های زابل و ایرانشهر در ابتدای دهه ی 70 را از افتخارات خود می داند. او از سال 1387 تا چند ماه پیش، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم بود و منشأ خدمات زیادی مانند برگزاری همایش های ملی مختلف درباره مهدویت و حضرت فاطمه معصومه(س) شد.

 گفت وگو با حسین استادآقا : انحرافی ها از ابتدای انقلاب هم همراه منتظری، خاتمی و هاشمی بوده اند/ بخشی از جریان راست به عزل منتظری معترض بود.

  گفتاری از رحیم پور ازغدی ؛ کارآمدی ولایت فقیه در بحران های اجتماعی:   مقام معظم رهبری فرمودند که جسم ناقصی دارم و جان ناقابل که در برابر اسلام ناقابل است اما در بین امت قابل ترین جان، جان رهبری است و اینکه اندک آبرویی دارم که آن را هم از خدا و امام زمان (عج) دارم که آن را هم در راه خدا می دهم و وقتی که رهبری حاضر هستند جان، مال و آبروی خود در این راه بدهد بقیه ملت هم همین طور هستند و رقابت ها و اختلاف نظرها می آید تا یک حدی باید رعایت شود ولی اگر از حدی بگذرد دیگر آنجا هیچ کس تحمل نخواهد کرد.

   ساکتین فتنه را نباید در پست‌های حساس قرار داد

   شریتمداری با اشاره به سکوت برخی از خواص در فتنه 88 گفت: این دسته افراد اولاً نباید در مسیر راه به عنوان راهنما قرار بگیرند و نباید در پست‌های حساس به کار گرفته شوند زیرا اینهایی که نتوانستند فتنه‌ای با این ابعاد گسترده را درک کنند حداقل این است که بینش و بصیرت کافی را ندارند.

  

 اظهارنظر درخشان کاتوزیان: باید با سران فتنه با سعه صدر برخورد کنیم! در خصوص حذف موسوی و کروبی معتقدم باید در مواجهه با این مسأله با سعه صدر بالایی برخورد کنیم.

شیرین زاد؛ نامزد مورد حمایت جبهه پایداری در استان البرز: نان برادران فتنه و انحراف را؛ تنور اندیشه سکولار و لیبرال طبخ می کند. عدم شفافیت در موضع گیری های فتنه گران و راضیان به فتنه را می توان محصول عافیت طلبی برای پرهیز از قرار گرفتن در معرض ضربه ها و بغض فتنه گران و نیز در امان مانندن از خطرات احتمالی دانست / حلقه انحراف نفوذ کرده در دولت به سرکردگی مشایی،هدفی جز ادامه ی حیات سیاسی و تداوم حضور خود در قدرت برای بسط اندیشه انحرافی در زیرساخت های اجرایی کشور و کادرسازی در جهت اهداف خود را ندارند.

 دکتر طلا در دانشگاه علم و صنعت: نگاه امام در پای‎بندی به اصول باعث شد ما 213 هزار شهید را که 80 درصد آنها زیر سی سال هستند، تقدیم انقلاب کنیم. در نشریه نیویورک تایمزاعلام شده است که توانایی ایران در علوم فضایی بسیار است تا حدی که از سطح توقع جهانی نیز فراتر رفته است.

حجت الاسلام روانبخش درمیزگرد دانشگاه تهران: می خواهیمپابرهنه ها روی کار بیایند؛ در سال 84 هم پابرهنه ها دویدند تا احمدی نژاد رئیس جمهور شد / تفکر جریان انحرافی و اصلاح طلب یکی است. ما به دلیل اینکه در مقابل دشمن ایستاده ایم تحریم شده ایم و قصد دشمن از تحریم ها مختل کردن زندگی مردم است / در مجلس ششم رهبری فرمودند که اولویت با کار اقتصادی باشد اما آنها اولویت را قانون مطبوعات گذاشتند / تفکر جریان انحرافی و اصلاح طلب یکی است.

   طبیب زاده : اگر جای ما در مجلس نیست حتما جای شرکت کنندگان در محفل سعودی که حتی شاهزاده های عربی نیز از فساد آن جشن انتقاد می کنند، در مجلس است.

طبیب زاده در واکنش به اظهار نظر یک دانشجو که عنوان کرد جای شما در این صندلی برای حضور در مجلس نیست، گفت: حتماً این دانشجو معتقد است که جای اشخاصی نظیر آقای کدیور، مهاجرانی و علی افشاری که در محفل شاهزاده سعودی شرکت می کنند و حتی شاهزاده های عربی نیز از فساد آن جشن انتقاد می کنند، در این مکان است / اگر عدالت حاکم می شد امثال مهدی و فائزه هاشمی باید در زندان می بودند/ جبهه پایداری، حرکت جریان اصولگرایی به سمت خلوص است / اگر تفکر جبهه پایداری در مجلس وارد شود، قطعاً شاهد تلاش های مهمی در عرصه نظارت خواهیم بود.

 

محمداسماعیل کفایتی عضو جبهه پایداری در استان تهران و استاد دانشگاه امیرکبیر: دعواهای سیاسی عامل رویگردانی مردم از سیاست و مشارکت در انتخابات است.

 اگر لیست افراد شرکت کننده در انتخابات متنوع باشد نشاط و رقابت بیشتری جریان پیدا می کند.

نشست های گفتمانی جبهه پایداری در ایستگاه دانشگاه علم و صنعت؛ عده ای وقتی می گوییم "ساده زیستی" ناراحت می شوند/ بودجه روی میز است و کشور درگیر تحریم، بعد مجلس تعطیل! مصداق، روش ها، راهکارها، اولویت ها، انتخاب کاندیداها و ترکیب آنها تفاوت ما با جبهه متحد را نشان می دهد. برخلاف تبلیغاتی که تلاش دارد بگوید ملت ایران و جوانان این کشور، «نمی توانند»، اما هر پیشرفت و دستاورد بزرگ علمی، بشارت می دهد که ملت ایران «می تواند» / سلاح هسته ای قدرت آفرین نیست، ملت بزرگ ایران اقتدار متکی به سلاح هسته ای را خواهد شکست/ هدف جنجال آفرینی نظام سلطه متوقف کردن پیشرفت حجت الاسلام رسایی: قاطبه مردم پشت سر ولایت ابعاد فتنه رادرک کردنددرحالیکه ازبرخی خواص انتظارتشخیص میرفت.  قاطبه مردم پشت سر رهبر و مقتدای خود بر خلاف خواص بی بصیرت و ساکتین فتنه به تکلیف خود عمل کردند، در حالیکه انتظار این رفتار از خواص جامعه بود تا با توجه به اشرافی که براطلاعات و حرکت های جریانات سیاسی مختلف دارند بتوانند، زودتر از مردم، پشت پرده بازی ها را تشخیص دهند، اما بخشی از خواص با بی بصیرتی که از خود نشان دادند در این آزمون مردود شدند.

علی اصغر زارعی: جبهه پایداری عقد اخوتی با کسی نداشته و کوچکترین سنگ اندازی به نظام را قبول ندارد/ جبهه ؛ ولایت فقیه را رکن اساسی جامعه می داند. وحدت باید به گونه ای مطرح شود که دشمنان نظام از این امر استفاده نکرده و بر اساس تعامل و همکاری و رصد کردن تحولات انتخابات شکل گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات ()



اعلام اسامی نهایی لیست جبهه پایداری
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/۱۱/٢٥

اعلام اسامی نهایی لیست جبهه پایداری

جبهه پایداری انقلاب اسلامی ضمن انتشار بیانیه در خصوص انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، لیست کاندیداهای این جبهه جهت حوزه انتخابیه تهران، ری و شمیرانات را اعلام نمود.

 

به گزارش سرویس بهارستان نهم مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، فهرست نامزدهای این جبهه به شرح زیر است:

 

ردیف

نام

نام خانوادگی

حوزه

1

مرتضی

آقا تهرانی

تهران

2

روح الله

حسینیان

تهران

3

علی اصغر

زارعی

تهران

4

سید محمود

نبویان

تهران

5

غلامعلی

حداد عادل

تهران

6

محمد ناصر

سقای بی ریا

تهران

7

سید مسعود

میرکاظمی

تهران

8

محمد

سلیمانی

تهران

9

اسماعیل

کوثری

تهران

10

مهدی

کوچک زاده

تهران

11

حمید رضا

رسائی

تهران

12

قاسم

روانبخش

تهران

13

فاطمه

آلیا

تهران

14

زهره

طبیب زاده نوری

تهران

15

زهره سادات

لاجوردی

تهران

16

بتول

نامجو

تهران

17

حسن

حمید زاده

تهران

18

بیژن

نوباوه

تهران

19

سید مهدی

هاشمی

تهران

20

علی

خطیبی شریفیه

تهران

21

محمد اسماعیل

کفایتی

تهران

22

سید علی رضا

مرندی

تهران

23

 

خلیلیان

تهران

24

محمد مهدی

بابا پور گل افشانی

تهران

25

حسین

طلا

تهران

26

 

جوانمردی

تهران

27

محمود

دهقانی

تهران

28

محمد حسین

استادآقا

تهران

29

 

محمد جواد

محمدی

تهران

30

علی رضا

صفار زاده

تهران

 

 

نظرات ()



 
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/۱۱/٢٠

تحلیل نشنال‌جیوگرافی از سخنان رهبری

 

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران: پس از سخنرانی کوبنده رهبر معظم انقلاب در خطبه های نمازجمعه گذشته، براحتی می توان عصبانیت و ترس را توأمان در وجود رژیم خبیث اسرائیل و دولت امریکا و کارشناسان مسائل استراتژیک این دول دید.  

 

 

امریکا که خوب می داند ایران به هیچ عنوان از منافع و حق طبیعی خود در داشتن انرژی هسته ای دست بر نمی دارد، و از طرفی تا حد زیادی از توانایی والای نظامی کشورمان باخبر است، بر خلاف رژیم اسرائیل که غیر از قتل و کشتار و خشونت منطق دیگری ندارد، دست به دامان کارشناسان شده تا مسیر جایگزینی برای انتقال نفت بیابند. شاید دولت امریکا که خباثت ها و دشمنی هایش با ملت و نظام ایران بر هیچکس پوسیده نیست بهتر از هر کشور دیگری بداند جنگ با ایران نه پیامد خوشی برای امریکا دارد و نه برای جهان. چرا، تحلیلگران غربی خود معترفند با توجه به اقتصاد وخیم جهان هر گونه اختلالی در بازار نفت موجب اتفاقات و دگرگونی های سیاسی غیر قابل تصوری در عرصه جهانی خواهد شد؛ بخصوص که شاهدیم ملت های سرتاسر دنیا از جمله امریکا و بجز رژیم سفاک اسرائیل با هرگونه دخالت نظامی و حتی غیر نظامی (تحریم) در ایران مخالف اند. در این میان تحلیل خبرگزاری نشنال جیوگرافی خواندنی است:

سلاح بلامنازع ایران: قدرت مسدود کردن تنگه هرمز!

جمهوری اسلامی ایران در مواجهه خود با غرب بر سر برنامه هسته ای اش، یک سلاح بلامنازع دارد: توانایی بستن مهم ترین و اثرگزارترین نقطه ترانزیت نفت در جهان.

اگرچه استراتژیست های نظامی و کارشناسان مسائل سیاسی از توانایی ایران در سوق دادن کل جهان به آشوب و هرج و مرج به مدت سه دهه نگران هستند، اما تا این لحظه توفیق چندانی در یافتن مسیرهای نفتی جایگزین برای مهار قدرت تهدیدهای ایران در بستن تنگه هرمز حاصل نشده است.

تنش ها هفته پیش زمانی بالا گرفت که ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل صریحاً هشدار داد که برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران، زمان زیادی باقی نمانده است. ایران مدعی است تأسیسات غنی سازی اورانیوم این کشور فقط برای هدف صلح آمیز تأمین انرژی به کار می روند نه برای ساخت سلاح. پس از بازبینی تأسیسات هسته ای ایران توسط بازرسان سازمان ملل و هماهنگی برای یک بازبینی دیگر در اواخر همین ماه، خبرگزاری دولت ایران، این گفتگوها را ”مثبت و سازنده" خواند. اما اسرائیل هشدار داد که تلاش های دیپلماتیک سازمان ملل و تحریم نفتی ایران توسط امریکا و اروپا به اندازه ای سریع عمل نمی کنند که ایران را از تبدیل شدن به یک تهدید هسته ای بازبدارند.ایهود باراک گفت اگر ایران تأسیسات هسته ای خویش را به پناهگاه های زیرزمینی منتقل کند، دیگر برای نابودی آن ها ”بسیار دیر" خواهد بود. گفته های باراک به واهمه حمله هوایی یک جانبه اسرائیل به ایران دامن زده است.

استراتژیست های امور تدافعی معتقدند این کار، اقدام تلافی جویانه ایران در بستن تنگه هرمز را در پی خواهد داشت.

شریان تحت خطر

صدها نقطه حساس وجود دارد که جریان نفت در سرتاسر دنیا را محدود می کنند، از تنگه مالاکا در شرق گرفته تا کانال پاناما در غرب. اما هیچکدام از آنها اهمیت تنگه هرمز را ندارند. در سال 2011، هر روز به طور متوسط 16 میلیون بشکه نفت، و یا به عبارتی 20درصد کل نفت داد و ستد شده در جهان از راه آبی 173 مایلی (280 کیلومتری) بین ایران و عمان –که خلیج فارس را به خلیج عمان و آبهای بعد از آن متصل می کند- می گذرد. باریک ترین نقطه این تنگه، 31 مایل (50کیلومتر) عرض دارد، اما کشتیرانی در این نقطه بسیار محدودتر است. کشتی های نفت کش باید در حالی از این تنگه بگذرند که [همه] در مسیر کشتیرانی به عرض 2 مایل (3.2 کیلومتر) یا در حال ورود باشند و یا در حال خروج و با یک منطقه حائل به همان عرض از هم جدا شده باشند. در سال 2011 درحدود 14 نفتکش حاوی نفت خام، روزانه از این مجرا خارج می شدند که مقصد 77 درصد آنها آسیا و اقیانوس آرام بود.

با نگاهی به تاریخ می توان خطر اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز را براحتی دریافت. عظیم ترین اختلال در بازار نفت در آگوست سال 1990 زمانی رخ داد که عراق به کویت حمله کرد و اینگونه، هر روز 4.3 میلیون بشکه نفت از بازار دریغ می شد که تقریباً معادل 6.5 درصد نفت نیاز جهان بود. این توقف [عرضه نفت] باعث شد که قیمت های نفت در جهان دو برابر شوند(از حدود 20$ تا 40$ در هر بشکه). اما مسدود کردن تنگه هرمز نزدیک به چهار برابر بیشتر از بحران کویت موجب کاهش عرضه نفت خواهد شد و بازار نفت را سه برابر عظیم تر از آن دچار اختلال خواهد کرد. و این از بین بردن بی سابقه عرضه نفت زمانی واقع خواهد شد که هر بشکه نفت قیمتی در حدود 100 دلار دارد و اقتصاد جهانی نیز [بسیار] ضعیف است.

ریچارد جونز، دیپلامت حرفه ای ایالات متحده و مدیر آژانس بین المللی انرژی (که پایگاه آن در فرانسه است) اختلالی را که ایران می تواند در بازارهای نفت ایجاد کند ترسیم کرد. او گفت تهدید بستن تنگه هرمز ”هم اکنون نیز تا حدودی بر بازهای نفت تأثیر گذاشته است" بدین معنی که این تهدید، یکی از دلایل بالا بودن کنونی قیمت ها تا این حد است. او گفت: ”احتمال مسدود شدن طولانی مدت تنگه هرمز نسبتاً کم است."

تهدید نا متقارن

آخرین تلاش ایران برای ایجاد اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز به زمان یک دهه جنگ ایران و عراق در دهه 1980 برمی گردد. در آوریل سال 1988، ناوچه موشک انداز رابرتز U.S.S. Samuel B ایالات متحده مورد اصابت مین ایرانی قرار گرفت و تقریبا غرق شد. این اتفاق باعث شد رئیس جمهور وقت امریکا، رونالد ریگان دستور یک حمله تلافی جویانه گسترده را صادر کند. اگرچه نیروی دریایی ایران هنوز هم قابل مقایسه با نیروی دریایی ایالات متحده نیست اما جمهوری اسلامی ایران از آن زمان تا کنون سرمایه گذاری هنگفتی در ساخت سلاح های ”جنگ نا متقارن" انجام داده است. در یک گزارش مفصل در سال 2008 -که مؤسسه مطالعات شرق نزدیک در واشنگتن آن را ارائه داده بود- آمده است استراتژی ایران بر باطری های [ضد]موشکی ساحلی متحرک، موشک های پیشرفته ضد ناو نصب شده روی ناوهای حمله سریع، زیردریایی های کوچک، مین های پیشرفته ضد ناو و هواپیماهای بدون سرنشین، و همچنین توانایی پنهان کردن و به کار گرفتن سریع توپخانه خود در میان خلیج های کوچک، ورودی ها، و جزایری که در سرتاسر ساحل 1500 مایلی ( 2400 کیلومتری) خود در خلیج فارس دارد، استوار است.

کارشناسان مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی در واشنگتن دی سی در ماه گذشته تحلیلی از تهدید بستن تنگه هرمز ارائه دادند که شامل سناریویی بود که طی آن، اسرائیل حملات هوایی عمده ای را بر ضد ایران ترتیب می داد. تحلیلگران پیش بینی کردند که ایران با استفاده از زیردریایی های فوق کوچک خود بمب های هوشمندی را در تنگه و خلیج عمان کار می گذارد. تحلیلگران همچنین هشدار دادند که نفتکش ها ممکن است توسط اژدرهای ایرانی مورد حمله قرار گیرند. به گفته تحلیلگران CSIS، احتمال دارد یک چنین رویارویی باعث آغاز جنگ محدود دریایی و هوایی ایالات متحده برای باز کردن تنگه هرمز بشود. اما این امر می تواند کشتیرانی را به مدت یک هفته متوقف کند و هزینه های نفتکش ها و حق بیمه آنها را ظرف مدت دو تا سه هفته دو برابر کند.

قطع کردن جریان نفت از طریق تنگه هرمز همچنین می تواند یکی از مهمترین دریچه های امنیتی بازار نفت جهان را از کار بیاندازد. تقریبا تمام ظرفیت نفت جایگزین دنیا –در حدود 3.5 میلیون بشکه در روز- در عربستان سعودی واقع است. در طی سال گذشته و در خلال بحران لیبی، و جنگ عراق در دهه گذشته، التزام و تعهد صریح پادشاهی عربستان به ادامه جزیان نفت بوده است که به عنوان اهرمی حائز اهمیت در مهار بازارهای نفت دیده شده است. اما از آنجاییکه 75 درصد نفت عربستان سعودی از طریق تنگه هرمز صادر می شود، توانایی این کشور در جبران هر گونه کمبود در بازارهای نفتی جهان عملاً بی فایده خواهد بود.

عربستان سعودی همچنین می تواند نفت خود را از طریق خط لوله 745 مایلی (1198 کیلومتری) شرق به غرب از ابقیق تا دریای سرخ صادر کند، که در صورت مسدود شدن تنگه هرمز، مهم ترین مسیر جایگزین به شمار می رود. اما این خط لوله فقط توانایی انتقال 5 میلیون بشکه نفت در روز را دارد که کمتر از یک سوم میزان نفت انتقالی از تنگه هرمز است.

یک پیشنهاد بدیع برای تقویت این ظرفیت، استفاده از مواد شیمیایی است که از آنها با اصطلاح DRA یاد می شود. این مواد جریان نفت از طریق خط لوله را تسهیل می کنند. اقتصاددانی به نام داگوبرت بریتو، شاغل در مؤسسه A. Baker Institute for Public Policy واقع در دانشگاه رایس در ایالت هوستون -که در دهه گذشته این پیشنهاد را ارائه داده بود- تخمین زده است که استفاده از DRAها به علاوه تقویت خط لوله ها و با بکار بردن پمپ ها، پروانه ها و توربین های اضافی، ظرفیت انتقال نفت از طریق خط لوله را به 11 میلیون بشکه در روز می رساند. آقای بریتو وقی برای اولین بار و با تکیه بر تکنولوژی سال 2000 این تحلیل را ارائه داد، گفت هزینه چنین کاری را در حدود 600 میلیون دلار برآورد کرده است. او گفت اگرچه هزینه ها از آن زمان تا کنون افزایش یافته اند اما از طرفی اصلاحات و پیشرفت هایی نیز در ساخت DRAها رخ داده که ایم انتقال را حتی سریع تر می کند.

بریتو در یک مصاحبه گفت: ”نمی توان از این طریق نفت کافی را برای مدتی طولانی انتقال داد. اما این کار موجب حفظ زمان می شود. با این کار دیگر برای سرهت بخشیدن به کارها فشاری احساس نخواهیم کرد."

اما از آنجاییکه این خط لوله از عربستان سعودی می گذرد، باید دید که آیا این پادشاهی چنین سرمایه گذاری را خواهد کرد یا نه. و حداقل در کوتاه مدت، ممکن است هزینه های طرح بیشتر از منافع آن باشند، زیرا بستن تنگه هرمز، قیمتی را که عربستان سعودی برای هر بشکه نفتی که از طریق دریای سرخ صادر می کند، بی نهایت افزایش خواهد داد.

دیگر جایگزین مهم انتقال نفت از تنگه هرمز، خط لوله ی 230 مایلی (370 کیلومتری) به ارزش 3.29 میلیارد دلار است که از سالها پیش از مسیر امارات متحده عربی در دست ساخت است. وزیر نفت امارات ماه گذشته اعلام کرد که ساخت این خط لوله –که از نزذیکی ابوظبی تا جایی در خلیج عمان کشیده شده- تقریبا تمام شده است. اما ظرفیت خط لوله نفت خام ابوظبی، 1.5 بشکه در روز و یا به عبارتی یک دهم نفت انتقالی از طریق تنگه هرمز است. و از طرفی، این پروژه که با تأخیرهای متوالی رو به رو بوده، تا ماه می یا ژوئن عملیاتی نمی شود.

در حقیقت برخی تحلیلگران، ماه می یا ژوئن را زمان احتمالی حمله اسرائیل به ایران می دانند. زیرا ایهود باراک گفته بود که این رژیم نمی تواند در فصل بهار، منابع خود را به یک مشق نظامی با امریکا صرف کند.

به رغم سه دهه نگرانی از آسیب پذیری تنگه هرمز، زمان بسیار کمی برای یافتن جایگزینی بری تنگه هرمز –مهمترین حوزه نفتی جهان- وجود دارد. بریتو گفت: ”من پیشگو نیستم، اما وجود خطرهایی را احساس می کنم. و اگر جایگزین های بیشتری داشتیم، خیلی راحت تر خود را [از جنگ] کنار می کشیدیم."
 


 
 
 
 

منبع: سایت خبرنامه دانشجویان ایران

 

 

 


 

نظرات ()



عکس: دیدارپرشورجوانان انقلابی‌بارهبرمعظم‌انقلاب
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/۱۱/۱۱

نظرات ()



اعتراض دانشجویان به ورود بازرسان آ‍‍‍ژانس بین المللی انر‍‍‍‍‍ژی اتمی در فرودگاه
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/۱۱/٩
اعتراض دانشجویان به ورود بازرسان آ‍‍‍ژانس بین المللی انر‍‍‍‍‍ژی اتمی در فرودگاه امام خمینی(ره).
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برچسب ها: اعتراض ، دانشجویان ، آژانس ، اتمی ، بازرس
نظرات ()



حسن عباسی:با قطع رابطه با انگلیس ضریب امنیتی ایران بالا می‌رود
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٩/٢٤
 
حسن عباسی:با قطع رابطه با انگلیس ضریب امنیتی ایران بالا می‌رود
حسن عباسی
حرکت ارزشمند دانشجویان الهام‌بخش دانشجویان منطقه است/ انگلیس گفته که رابطه‌اش را قطع نمی‌کند و فقط کاهش می‌دهد، اما اگر ایران رابطه‌اش را قطع کند و یا حتی در درازمدت رابطه را کاهش دهد، ضریب امنیتی ایران بالا می‌رود.
۱۳ آذر ۱۳۹۰
 

حسن عباسی در حاشیه حضورش در دانشگاه شهید باهنر کرمان به شباهت بین تسخیر سفارت انگلیس و لانه جاسوسی آمریکا در سال ۵۸ اظهار داشت: به نظر بنده سفارت آمریکا را اشتباهی اشغال کردیم و اول باید سفارت انگلیس را اشغال می‌کردیم.

وی خاطرنشان کرد: انگلیس مادر آمریکاست و همچنین شکل‌دهنده رژیم صهیونیستی و مسلک‌ جعلی وهابیت، بهائیت و قادیانیت در هند است.

عباسی گفت: همچنین لکه ننگ مرگ ۱۱ میلیون ایرانی در جنگ جهانی دوم بر اثر قحطی بر دامن انگلیس تا ابد پا برجاست، انگلیس زمینه جدا شدن بحرین از کشور ما را ایجاد کرد و افغانستان را از ایران بزرگ جدا کرد.

وی بیان کرد: صحنه‌گردان تحریم‌های جهانی علیه ایران انگلیس است و این روند ادامه دارد، در حوادث دو سال پیش نیز با دخالت خود فضای ملتهبی در جامعه ایجاد و جامعه ما تا مدت‌ها صحنه ناملایمت‌های بسیاری بود.

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز تصریح کرد: تصرف سفارت انگلیس شباهت‌های بسیاری با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا دارد و دست کمی از آن حادثه عظیم نداشت و هدف هر دو بر سر زدودن کسانی بود که وجه امپریالیستی داشتند و باید با آنها برخورد می‌شد.

وی با اشاره به نحوه برخورد دانشجویان با انگلیس و ارزیابی‌اش از این حرکت انقلابی افزود: اعتراض به حقی بود و بالا رفتن از دیوار سفارت بر اساس رای مجلس ممکن است به نوعی احساسی تلقی شود، اما به شدت ضروری بود.

عباسی اذعان کرد: حرکت ارزشمند دانشجویان الهام‌بخش دانشجویان منطقه است و دانشجویان سوری، مصری و فلسطینی نیز از این حرکت دفاع کردند و حتی مردم ترکیه در اعتراض به شایعه جنگ آمریکا علیه ایران پرچم آمریکا و انگلیس را به آتش کشیدند.

وی با اشاره به ارزیابی‌اش از آینده رابطه با انگلیس عنوان کرد: انگلیس گفته که رابطه‌اش را قطع نمی‌کند و فقط کاهش می‌دهد، اما اگر ایران رابطه‌اش را قطع کند و یا حتی در درازمدت رابطه را کاهش دهد، ضریب امنیتی ایران بالا می‌رود.

عباسی با اشاره به عکس‌العمل وزارت امور خارجه در قبال این حرکت دانشجویان بیان داشت: مسئولان واقع‌گرا بوده و دانشجویان آرمان‌گرا و در هر حال دانشجویان آرمان‌گرا باید جوانب و حاشیه‌های این موارد را تحمل کنند.

نظرات ()



سلام بر محرم
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٩/۸

نظرات ()



حاج قاسم …
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/۸/۱۸

حاج قاسم …

ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۹۰ توسط سید شهاب الدین

بسم الله/ هو المصوّر

haj-ghasem01

عکس.ن: خار چشم دشمنان اسلام، یـــاور مظلـومان، فرمانده دلاور و عاشورایی نیروی قدس سپاه،  شهیــد زنــده سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی

“شریف‏ترین عناصر مجاهد و مبارز جمهوری اسلامی ایران”

پ.ن مرتبط: تا بانگ لا اله الا الله محمــد رســول الله (ص) بر سراسر جهان طنین نیپفکنده است مبــارزه ادامه دارد …  امام خمینی (ره)

پ.ن۲: بعد از معاونت بخش نمایشگاه رسانه‏های دیجیتال خیلی به استراحت نیاز داشتم، چند روزی به سفر تفریحی رفته بودم، متأسفانه توفیق عکاسی از راهپیمایی سیزده آبان و دعای عرفه رو از دست دادم ولی خب دست پر برگشتم. یا حق

مَثَلِ این عروسک …

ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۰ توسط سید شهاب الدین

بسم الله/ هو المصوّر

arousak-kasif01

عکس.ن: مَثَلِ این عروسک، مَثَلِ بعضی دخترهایی است خود را چون عروسکی درست می کنند، دل فریب می شوند، مدتی با آنها بازی می شود و بعد از تمام شدن بازی و دلزدگی عروسکباز، همچون عروسکی معیوب و دستمالی که کثیف شده، دور انداخته می شوند.

آن وقت است که …

پ.ن: در جنگ نرم، یکی از ضربه های بزرگ دشمن به ما در فرهنگ، همین رواج بی بندوباری است…  باید چاره ای اندیشید؛ و ای کاش مصلح آخرالزمان هرچه زودتر ظهور کند و ریشه فساد را بخشکاند. الهی آمین

ارسال شده در اجتماعی, عکس | برچسب‌شده بی‏حجابی, عروسک, فساد | ۹۷ دیدگاه

شهیدانِ ما، مهجورند!!!

ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۹۰ توسط سید شهاب الدین

بسم الله/ هو المصوّر

 

عکس.ن: شهیدانِ ما همیشه مظلوم و مهجورند، حتی در این تابلو که در جاده ای در استان مازندران نصب شده است.

شادی روح والای شهیدان صلوات …

نظرات ()



بازماندگان
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/۸
΅واماندگان... ΅

واماندگان ... جاماندگان قافله شهدا...


گفتم با فرماندتون کار دارم/


گفت الان ساعت یازده است ملاقاتی قبول نمی کنه.../ رفتم پشت در اتاقش در زدم/ گفت: کیه؟/ گفتم: مصطفی منم/گفت: بیا تو./ سرش را از سجده بلند کرد، چشم های سرخ خیس اشک. رنگش پریده بود. نگران شدم. گفتم چی شده مصطفی؟ خبری شده؟ کسی طوریش شده؟/


دو زانو نشست. سرش را انداخت پایین. زل زد به مهرش. داته های تسبیح را یکی یکی از لای انگشتاش رد می کرد/ گفت: یازده تا دوازده هر روز را فقط برای خدا گذاشته ام. بر میگردم کارامو نگاه می کنم. از خودم می پرسم کارهایی که کردم برای خدا بود یا برای دل خودم.


خاطره ای از فرمانده شهید مصطفی ردانی پور

نظرات ()



اسرائیل در حال نابودی است...Israel is declining
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/۸

اسرائیل در حال نابودی است...Israel is declining




با گسترش بیداری اسلامی در کشورها، تعدادی از سفارت خانه های رژیم صهیونیستی به تعطیلی انجامید.

دل نوشت: ما رهروی ولایتیم ... هروزمون کرببلاست

 



نظرات ()



"آقا" از چه کسی تقاضای چفیه کرد
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٧
"آقا" از چه کسی تقاضای چفیه کرد


تصویر بزرگ
یکی از جانبازها چفیه رهبر را طلب می‌کند و آقا هم قبول می‌کنند اما با رندی خاصی چفیه جانباز را از روی دوشش بر‌می‌دارند و می‌‌اندازند روی شانه خودشان.




آنچه که در ادامه می خوانید حاشیه های برنامه دیدار مقام معظم رهبری با جانبازان قطع نخاع است.

_ قرعه به نام من درمی‌آید و قرار می‌شود حاشیه‌های دیدار رهبر با جانباز‌ها را پوشش بدهم. و این برای من یعنی برآورده شدن آرزویی ۲۹ ساله و دیدن آقا از نزدیک و شنیدن صدایش و بدون دردسر رفتن و نشستن آن جلو جلوهای حسینیه امام خمینی. خودم را تصور می‌کنم که دارم شانه به شانه آقا راه می‌روم. در واقع شاید هیچکس نفهمد برای امثال مایی که چندین سال فقط توانسته‌ایم روی وبلاگ‌هایمان قربان، صدقه آقا برویم؛ مهیا شدن شرایطی برای دیدن ایشان از نزدیک، آنهم در یک دیدار صمیمانه چه معنایی دارد...؟! و این حرف‌ها و فکر‌ها همینطور توی ذهنم چرخ می‌خورد تا اینکه می‌رسم جلوی درب ورودی بیت.

*آن صندلی ساده
خودم را می‌بینم که برای انتقام از آن همه چپ چپ نگاه کردن‌‌ها و تحکم‌هایی که نمی‌گذاشتند برویم جلو بنشینیم؛ با یک کارت آویزان شده به گردنم و در حالی که لبخندی ملیح روی صورتم نقش بسته به صورت اسلوموشن از جلوی محافظ‌ها عبور می‌کنم و آنها هم خشمگین مرا نگاه می‌کنند اما نمی‌توانند جلویم را بگیرند.
خدای من، حسینیه خلوت است و صندلی ساده آقا هم از دور دیده می‌شود. نزدیکتر که می‌شویم به یکی از بچه‌های روابط عمومی بیت به شوخی می‌گویم: "جای ما همینجاست دیگر...؟!" و کنار صندلی آقا را نشان می‌دهم. و او هم می‌خندد و می‌گوید خیر، جای شما آنجاست و سمت صندلی‌های به ردیف چیده شده در کنار دیوار را نشانم می‌دهد.
ساعت حوالی ۸:۴۵ صبح چهارشنبه است و تک و توک جانبازهایی که با ویلچر و تخت وارد حسینیه شده‌اند، دارند دور یک حلقه نسبتا بزرگ و به صورتی منظم جای می‌گیرند. بعضی‌هایشان از گردن قطع نخاع هستند و بعضی روی ویلچر نشسته‌اند.

*بدون هیچ توقعی!
دو سه تا گروه از آدم‌های سالم! دارند با واکمن و دوربین فیلمبرداری با جانبازها‌ حرف می‌زنند. یکی از جانبازها که روی تخت خوابیده در پاسخ به سوال یکی از آن آقاهای سالم که از او می‌پرسد الان چه توقعی دارد، می‌گوید "هیچ"... و شرح می‌دهد که چطور توی جبهه، نخاعش از گردن قطع شده است.
یکی دیگر از جانبازها هم می‌گوید تا سال ۷۹ دستهایم حس داشت اما حالا ترکش‌های توی بدنم حالت توموری پیدا کرده‌اند و بدنم دیگر حس ندارد.
من دیگر آن آدم سرخوش نیم ساعت پیش نیستم. نگاه کردن به هرکدام از جانباز‌ها و جذابیت‌های آدم‌هایی که سالهاست فقط روی تخت خوابیده‌اند آنقدر برایم با محتوا و جالب هست که دیگر نخواهم به انتقام گرفتن از محافظ‌ها و شیطنت کردن در حسینیه امام خمینی که حالا خلوت است فکر کنم.
دختربچه یکی از جانبازهای ویلچری، مدام دارد از سر و کول پدر بالا می‌رود و بازی می‌کند. عکاس‌ها هم اینطرف و آنطرف دارند عکس می‌گیرند و صدای چیک چیک دوربینهایشان گاهی نمی‌گذارد صدای آرام جانبازها را بشنوم.
سردار شیرازی و آقاعزیز هم مدتی بعد توی محوطه حسینیه به چشم می‌خورند. و لحظاتی بعد رئیس دفتر نظامی مقام معظم رهبری و فرمانده کل سپاه پاسداران می‌روند برای احوالپرسی با جانبازها.
دلاوری صرفاً جهت اطلاع! هم به چشمم می‌آید. بچه‌های بیت با هم پچ پچ می‌کنند که دلاوری دارد چکار می‌کند و یکیشان با خنده می‌گوید: می‌خواهد از جانبازها درباره اختلاس مصاحبه بگیرد. و همه می‌زنند زیر خنده.
کنار یکی از جانبازها نشسته‌ام که یک نفر می‌آید به سمت من و می‌گوید: "نمی‌خواستید ارتفاع همه تخت‌ها (منظورش تخت‌های حامل جانبازهای قطع نخاع از گردن است) را یکسان کنید. و من تیز، دوزاری‌ام می‌افتد که طرف مرا به دلیل شباهت لباسم، با محافظ‌های بیت اشتباه گرفته و خیلی شقّ و رقّ و با شیطنت جواب می‌دهم:"هماهنگ نشده". آخیش...! چه کیفی می‌دهد آدم توی بیت کاره‌ای باشد برای خودش.

*نامه بدون پاکت
نامه بدون پاکت یکی از جانبازها که آن را خطاب به رهبر نوشته‌اند، روی تختش توی چشم می‌زند. ابتدای نامه نوشته است: "اینجانب جانباز ۷۰ درصد، تقاضا دارم..." و من نمی‌فهمم چرا این شهدای زنده باید نامه‌های خودشان را به جای بنیاد شهید بیاورند و به آقا بدهند؟
توی حسینیه ناگهان فضا عوض می‌شود. محافظ‌ها محترمانه همه را هدایت می‌کنند به سمت جایگاه‌های مشخص شده و سر و صداها می‌خوابد. و لحظاتی بعد رهبر از در سمت راست جایگاهی که همیشه می‌نشینند به همراه چندتن از مقامات وارد می‌شوند. زریبافان بنیاد شهید، سردار نقدی و چندتای دیگر. چه جالب! رهبر احتمالاً از همه پُر سن‌تر هستند اما از همه بلندتر و تنومندتر و جوان‌تر دیده می‌شوند.
و رهبر می‌روند سراغ جانبازها...
خدایا شکرت، حالا من با مردی که تمام دوران زندگی‌ام دوست داشتم از نزدیک ببینمش، در حال راه رفتنیم اما هیبت رهبر مرا با خود برده است و این جانبازها هستند که توجه آقا را بیش از همه به خودشان جلب کرده‌اند.


*آن دست مجروح
آقا به هرکدامشان که می‌رسند اول از روی کارتی که روی سینه تمامشان هست مشخصاتشان را می‌خوانند و بعد به اسم، باهاشان حال و احوال می‌کنند. رهبر دست مجروحش را می‌گذارد روزی شانه یا گردن جانبازها و آنها را می‌بوسد. و جانبازها هم بلااستثنا مثل یک دومینو با بوسیدن و بوییدن آقا می‌زنند زیر گریه.
رهبر بعد از ابراز احساسات هرکدام از جانبازها، اندکی کنارشان تأمل می‌کنند و حرفهایشان را می‌شنوند و حرف‌های جانباز که تمام می‌شود آقا می‌روند کنار تخت یا ویلچر نفر بعدی.
یکی از جانبازها چفیه رهبر را طلب می‌کند و آقا هم قبول می‌کنند اما با رندی خاصی چفیه جانباز را از روی دوشش بر‌می‌دارند و می‌‌اندازند روی شانه خودشان.
جانباز دیگری هم تعدادی عکس را از دوران جنگ آورده و دارد به آقا نشانشان می‌دهد و وقتی آقا از او می‌پرسند: "این عکس‌ها را برای ما آورده‌اید؟" جواب منفی می‌دهد. آقا دو قطعه از عکس‌ها را برمی‌دارند و می‌دهند به دست یکی از بچه‌های بیت و می‌گویند:"اینها را اسکن کنید بعد برگردانید به ایشان".
رهبر به یکی از جانبازها که می‌رسند، می‌گویند:"شما پسر آقای ... هستید؟" و بعد از خوش و بش می‌پرسند:"کجا هستید الآن؟"

*عرق تو را با دست خودم پاک می‌کنم
یکی از جانبازها وقتی آقا می‌خواهد رویش را ببوسد با دست عرق پیشانی آقا را پاک می‌کند. جانباز بعدی ورزشکار است گویا. به آقا می‌گوید سال گذشته بودجه نبود و نتوانستیم عازم مسابقات شویم. و بعد یک چیزی دیگری هم می‌گوید که آقا تأیید می‌کنند.
رئیس بنیاد شهید چنان چسبیده به عبای رهبر که هرکس نداند فکر می‌کند محافظ آقاست. یکی از جانبازان ویلچری که با رهبر حرف می‌زند، ایشان رو می‌کنند به زریبافان و می‌گویند:" بروید توی دل مجموعه. گاهی شما واقعاً می‌خواهید، اما آن پایین به هر دلیلی کار انجام نمی‌شود. گاهی یک ریگ علت است که وقتی آن را برمی‌دارید آب جاری می‌شود."
رهبر و همراهانشان حالا رسیده‌اند به ویلچر همان جانبازی که دختر کوچکش مدام از سر و کولش بالا می‌رفت. مثل اینکه اسم دخترک زینب است. رهبر کلی دخترک را نوازش و با او خوش و بش می‌کنند اما دخترک آنقدر کوچک است که متوجه نیست ناخدای کشتی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر(عج) دارد ناز و نوازشش می‌کند. ته دلم به دخترک حسودی می‌کنم.
آقا به یکی از جانبازها وقتی دارند از او دور می‌شوند، می‌گویند:"سلام مرا به ایشان! برسانید." و جانباز هم چشم می‌گوید.

*برای عاقبت بخیری باید سعی کرد
نفر بعدی جمله‌ای عمیق می‌گوید اما از رهبر پاسخی عمیقتر می‌شنود. جانباز می‌گوید:"دعا کنید عاقبت به خیر شویم" و آقا هم جواب می‌دهند:"باید سعی کرد."
و میان این همه گریه‌های جانانه جانبازها و محبت‌های بی‌پیرایه رهبر هم یکی از جانبازها مطایبه‌ای می‌کند که ما میان هیاهوی این طرف ویلچرها اصلاً نمی‌شنویم چه گفت...؟! اما لابد آنقدر بهجت‌آور بوده است که رهبر می‌خندند طوریکه ما هم صدای خنده‌شان را می‌شنویم.
و همه شاد می‌شوند.

*روایت ناله‌ها
رهبر با یک جانباز مشغول خوش و بش است که از جلوی ما که چند تا ویلچر اینطرفتر ایستاده‌ایم صدای ناله یک جانباز همه را به سکوت می‌کشاند. جانباز روی تخت خوابیده و دهانش نیمه باز است. و دوباره در عمق همان سکوت صدایی شبیه ناله از گلویش خارج می‌شود و با پیچ و تاب می‌چرخد به سمت آقا. رهبر که صدای ناله توجه ایشان را هم جلب کرده است می‌گویند: "سلام" و جانباز دیگر ناله نمی‌کند و آقا به احوالپرسی‌ها ادامه می‌دهند.
و حالا رهبر رسیده‌اند کنار تخت همان جانباز. گویا نمی‌تواند حرف بزند. همه ساکت‌اند. با دست‌های بی‌رمقش دست‌ مجروح آقا را گرفته است و می‌کشد روی صورتش. جانباز به صورتی ممتد ناله می‌زند. ناله‌هایی که کم کم صدای هق هق همه را بلند می‌کند. خانم‌ها هم که تخت این جانباز جلوی جایگاه آنهاست، دارند بلند بلند گریه می‌کنند. جانباز هنوز دارد ناله می‌کند. آقا این یکی را چندین بار می‌بوسند. و او گویا دارد با ناله‌‌‌هایش با آقا حرف‌هایی می‌زند که فقط دو جانباز یعنی خودش و آقا می‌فهمند. سردارهای کنار آقا هم شانه‌هایشان دارد، می‌لرزد. حتی ما خبرنگار‌ها و عکاس‌ها و محافظ‌ها. و فقط آقاست که مهربانانه دارد به چشم‌های جانباز خیره خیره نگاه می‌کند.
تخت این جانباز بیشترین موقف تأمل آقاست و رهبر بعد از او هم جانبازهای مانده در انتهای حلقه را مورد تفقد قرار می‌دهند.
و احوالپرسی صمیمانه رهبر با جانبازها درست رأس ساعت ۱۱ تمام می‌شود و آقا می‌روند سمت جایگاه.
قرآن توسط یک جانباز ویلچری تلاوت می‌شود و بعد هم یک جانباز، سرلشکر جعفری و رئیس بنیاد شهید صحبت می‌کنند و دو نفر آخر از اقدامات انجام شده برای جانبازهای درصد بالا و خانواده‌هایشان خبرهایی را ارائه می‌کنند.
سخنرانی رهبر هم کوتاه است. آقا در ابتدای سخنانشان چند بار تأکید می‌کنند که کار مسئولان در مهیا کردن این دیدار خیلی فکر خوبی بود و تأکید می‌کنند که :"ان شاء‌الله این کار هر سال انجام بگیرد."

*تا که با عشق تو پیوندم زنند
رهبر در خلال صحبت‌هایشان برای جانبازها شعر قشنگی هم می‌خوانند که من کم حافظه‌ هم حتی یادم می‌ماند و یادداشتش می‌کنم:
هر بلایی کز تو آید رحمتیست / هر که را رنجی دهی خود رحمتیست
زان به تاریکی گذاری بنده را / تا ببیند آن رخ تابنده را
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند/ تا که با عشق تو پیوندم زنند
و همان جانبازی که دل همه را چند دقیقه قبل با خودش برده بود باز هم شروع می‌کند به ناله کردن. بچه‌های بیت می‌روند دورش و او با دست شروع می‌کند چیزهایی روی هوا نوشتن.
همان حوالی نشسته‌ام. از بین محافظ‌های دور تخت جانباز راه باز می‌کنم و روان نویسم را می‌دهم دستش و کاغذی را هم می‌گیرم جلویش.
همه سرهایمان را خم کرده‌ایم روی کاغذ که ببینیم جانباز روی آن چه چیزی می‌نویسد. و او کلمه "شال گردن" را روی کاغذ نقش می‌زند.
می‌فهمیم که چفیه آقا را می‌خواهد.
و دقایقی بعد که سخنرانی آقا با توصیه به خانواده‌های جانبازان مبنی بر اینکه این جانبازان نعمت‌اند و شما هم قدر این نعمت‌ها را بدانید به پایان می‌رسد؛ یکی از محافظ‌ها چفیه آقا را می‌گیرد و می‌آورند به جانباز می‌دهند.
جانباز هنگامیکه می‌خواهد برود روی کاغذ می‌نویسد: "ببخشید".

منبع: خبرگزاری فارس


نظرات ()



پوستر::تو بودی و حضرت ماه+وقتی اشک سردار در آمد+عکس
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٧

 

پوستر::تو بودی و حضرت ماه


تصویر بزرگ
چه گفتی با آقایمان که ما محرمش نبودیم نکند که از ما گله کرده باشی نکند که از روزگاری گفته باشی که مارا با خود برده است نکندکه ...




 امروز خیلی خوشحال شدی ، مرد توبودی و حضرت ماه وغیرت دستهایی که در این روزگار بی غیرتی طاقت اخمی بر صورت آقایش ندارد امروز تو می خندیدی ومن های های گریه کردم

برای مشاهده تصویر بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید








 

وقتی اشک سردار در آمد+عکس


تصویر بزرگ
دیدار رهبر معظم انقلاب با شماری از جانبازان قطع نخاعی، سرشار از عطر حماسه و ایثار و استقامت شد و خاطرات دلدادگی و وفاداری رزمندگان میهن را به اسلام و امام و انقلاب دوباره در یادها زنده کرد. 


در این دیدار صمیمانه هنگامی که یکی از جانبازان به گرمی به رهبر انقلاب ابراز احترام می کرد سردار رادان که پشت سر رهبر انقلاب حضور داشت تحت تاثیر قرار گرفت.




نظرات ()



تصاویر/ این خون ها هدر نخواهند رفت
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٧

بسیجی گمنام خمینی


عشق است به آسمان پریدن... عشق است گمنام پریدن...

 

تصاویر/ این خون ها هدر نخواهند رفت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نظرات ()



نامه مادر یک سرباز به فرمانده+سند
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٧
من مادر یک سرباز . فرمانده سپاه اسلام و حفظ کننده قرآن ، اول شما را به الله و بعد شما را به امام زمان می سپارم.امیدوارم این هدیه را از من بپذیرید
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، آن چه می بینید ، نامه ای  است کوتاه که در میان اسناد به یادگار مانده از یک فرمانده ی شهید به دست آمده است. نویسنده نامه و هدیه ای که همراه آن برای سردار شهید ارسال شده است مشخص نیست اما متن آن سندی است ارزشمند که انتشارش در این روزهای دودآلود ، یاد شیرین آسمان های آبی آن روزها را تداعی می کند.  :

من مادر یک سرباز
فرمانده سپاه اسلام و حفظ کننده قرآن ، اول شما را به الله و بعد شما را به امام زمان می سپارم.امیدوارم این هدیه را از من بپذیرید و انشاءالله حرم مطهر امام حسین را زیارت کرده و با پیروزی تمام ، به وطنتان و به آغوش خانواده هایتان برگردید.

نظرات ()



از خواب ِ راحت تا شهادتِ راحت
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٧
 
دو تصویر زیر ، یکی یادگار مزاح همرزمان حسین راحت است که دو سال قبل از شهادتش ، هنگام خواب ، از او گرفته شده و دیگری یادگاری از مزاح او با فرشتگان است.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، حسین راحت به تاریخ 18 بهمن ماه 1337 در روستای «فیروز آباد سفلی» متولد شد و در نخستین روزهای عملیات خیبر ، در 9 اسفند ماه 1362 در حالی که فرماندهی محور لشکر 27 محمد رسول الله (صلوات الله علیه) را بر عهده داشت ، بال در بال ملائک گشود.
دو تصویر زیر ، یکی یادگار مزاح همرزمان حسین راحت است که دو سال قبل از شهادتش ، هنگام خواب ، از او گرفته شده و دیگری یادگاری از مزاح او با فرشتگان است. فرشتگانی که جسم مطهر
آن سردار عزیز را به خون غسل دادند و روح پر فتوحش را در موکبی از نور سوار کرده و بر «اعراف» نشاندند تا خستگیِ عمری جهاد و مقاومت را در کند.
گوارای وجود حیدری اش باد





نظرات ()



هفته دفاع مقدس گرامی باد
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

difens-90

defa-jang-01

defa-jang-02

نظرات ()



شهید سید مرتضی آوینی
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

" با بهاران روزی نو می­رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو.اکنون که جهان
 و جهانیان مرده ­اند ، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟
ویحی الارض بعدموتها ... "

شهید سید مرتضی آوینی      



نظرات ()



شهید دکتر مصطفی چمران
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

« او پیروان خود را رها نکرده به دست هواها نسپرده و مراقب آنهاست و با تمام وجودمی کوشد تا تحولی نفسی را در این امت و در این مردم به وجود بیاورد ... امام زمان (عج) در میان ما حضور دارد و هر عملی را که انجام می دهیم می بیند و می شنود روزی که مردم ما به این اعتقاد برسند و آن را لمس کنند بزرگترین جهش در راه تکامل زندگیشان به وجود می آید و این قدم اصلی برای تسریع در ظهور حجت است .»

شهید دکتر مصطفی چمران


نظرات ()



شهید حاج محمد ابراهیم همت
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

" پیام من فقط این است : در زمان غیبت اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید. "


      شهید حاج محمد ابراهیم همت
     


نظرات ()



سردار شهید محمود کاوه
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

" اگر امروز به انقلاب ما خدشه وارد شود ، بدانید که به مسلمان های جهان خدشه وارد شده است و اگر به انقلاب ما رونق داده شود ، آن ها پیروز شده اند. "

  سردار شهید محمود کاوه        


نظرات ()



اسامی شهدای32سال ترور توسط غربی ها در جمهوری ‌اسلامی ایران
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦
 اسامی شهدای32سال ترور توسط غربی ها در جمهوری ‌اسلامی ‌ایران 

ترور سازمان یافته با هدف تضعیف انقلاب


اسامی شهدای32سال ترور توسط غربی ها در جمهوری ‌اسلامی ‌ایران



پس از انقلاب سال 57 و بعد از شکل گیری "جمهوری اسلامی ایران"، منافقین برای تضعیف این انقلاب نو پا دست به ترور شخصیت ها و نخبه های کشور زدند به طوری که در حد فاصل سال های 57 تا 75 ، 418 ترور صورت گرفت که نقطه اوج این ترورها سال های 60 و 61 بود که در مجموع 366 ترور اتفاق افتاد.

در آن سال ها که به نظر می رسید نفوذ دستگاه های اطلاعاتی و جاسوسی غربی بر روی چهره‌ها و شخصیت های سیاسی بوده است اما در سال های اخیر و با گسترش فعالیت های علمی ایران به خصوص فعالیت صلح آمیز هسته ای تلاش ویژه ای برای ترور دانشمندان ایران تدارک دیده شده است.

اسامی افراد سرشناس ترور شده توسط گروهک های منافقین از بدو انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

* انفجار 8 شهریور 1360 و شهادت محمد علی رجایی و محمدجواد باهنر

* ترور اسدالله لاجوردی، یک شهریور 1377

* ترور حجت الاسلام سید على خامنه ‏اى و جانباز شدن وی، ششم تیر 1360

* ترور علی صیاد شیرازی، اردیبهشت 1378

* ترور دکتر محمد مفتح، 27 آذر 58

* ترور دانشمند مسعود علی‏محمدی، 22 دی 88

* ترور مجید شهریاری و فریدون عباسی استادهای دانشگاه شهید بهشتی و دانشمند هسته ای، 8 آذر 89


ادامه مطلب ...
نظرات ()



ده فرمان ... یک شهید !
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦
شهید مجتبی علمدار


ده فرمان ... یک شهید !




قانون اول :

بارالها ، اعتراف میکنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم . حداقل روزی 10 آیه قرآن را باید بخوانم . اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم .

تاریخ اجرا – 4/5/69

قانون دوم :

پروردگارا ! اعتراف میکنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود ، در نتیجه دچار شک در نماز شدم . حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم . اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم ، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .

تاریخ اجرا – 11/5/69

قانون سوم :

خدایا ! اعتراق میکنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم . حداقل هر شب ثبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم . اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بیاورم .

تاریخ اجرا – 26/5/69

قانون چهارم :

خدایا ! اعتراف میکنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و برای نماز شب هم بیدار نشدم . حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد . اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجای بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و 11 رکعت تمام را بجا بیاورم .

تاریخ اجرا – 16/6/69

قانون پنجم :

خدایا ! اعتراف میکنم از اینکه " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کار کردم . حداقل در هر هفته دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم . اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم .

تاریح اجرا – 13/7/69

قانون ششم :

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم . اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم ، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم .

تاریخ اجرا – 18/8/69

قانون هفتم :

حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم . اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم ، در 24 بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود .

تاریخ اجرا – 30/9/69

قانون هشتم :

هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2 روز را روزه بگیرم ، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد . اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم .

تاریخ اجرا – 19/11/69

قانون نهم :

در هر روز باید 5 مسئله از احکام حضرت امام خمینی (ره) را بخوانم . اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم .

تاریخ اجرا – 14/1/70

قانون دهم :

در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم . اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم .

تاریخ اجرا – 15/3/70

...

و ما واقعاً جا مانده ایم

نظرات ()



آقابیا تا زندگی معنا بگیرد
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

 آقابیا تا زندگی معنا بگیرد  

                                                                       شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

                   اول ضمیر غائب مفرد کجایی                   

                                                                       ای پاسخ آدینه های پر معما

                 من گریه میریزم به پای جاده ات تا

                                                                        آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

                 حتمی بی چون و چرابرگرد شاید              

                                                                        راحت شویم از دست اما و اگر ها

                پایان  شب های بلند انتظاری         

                                                                          آیا برای آمدن میلی نداری

               من نذرکردم خاک پایت را ببوسم                         

                                                                          آیا سر این بنده منت میگذاری 

               من دل ندارم تا که روزی پس بگیرم              

                                                                        می خواستم پیشت بماند یادگاری

نظرات ()



امام خامنه ای همان حضرت ماه است.
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

للحق

طرح نوشت : این روزها ، چه با فیلم چه با سخن رانی و چه با هر وسیله ای دارند امام مان را هدف گیری می کنند. این پوستر تقدیم به سازندگان آن فیلم مضحک که نیازی به بردن نام اش نمی بینم.

پانوشت : چقدر خوب است که در اوج خستگی و تنهایی ، ” تو ” نشانه ای می فرستی ” روشن “

آنان که از نور می گریزند شایسته ی تاریکی اند.

کاملا بی ربط : عجب حکایتی ست. که ” حسین ” و ” یوسف ” ، هر دو از ” گودال ” و ” چاه ” به آسمان عزت می رسند!

نظرات ()



آدم کشها
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦


للحق

طرح نوشت : تقدیم به مسببان ریخته شدن خون مردمان

پانوشت : ” برهان الدین ربانی ” فکرش را هم نمی کرد که پس از دیدار ” ماه ” ، آخرین ” آه ” را بکشد … شهادت گوارای اش

کاملا بی ربط : یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست. از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند.

 

 

 

نظرات ()



سید علی خامنه ای
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

سید علی خامنه ای

للحق

طرح نوشت : به پاس غربت ” ره بر ” در صدا و سیما و دیگر رسانه ها، که جوابی برای آن مستند مضحک ارائه نکردند.

پانوشت : برای مدتی خــــــداحـــــــــــافـــــــــظ

تقدیم به خیلی ها از طرف دوئل:

زخمی کینه ی من ، این تو و این سینه ی من    من خودم خواسته ام کار به اینجا برسد

ما همه سرباز توایم...We are your soldiers




طرح نوشت: این طرح رو به کوری چشم بد خواهان امام خامنه ای(حفظ الله) زدم.از جمله BBC...
به قول دوست عزیزی: مگر می شود به صورت ماه، خاک پاشید؟!

دل نوشت:سوگند به استقامت خط شکنان...در ره تو همچون عمارم

 

نظرات ()



عبدالحسین برونسی
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/٦

عبدالحسین برونسی

للحق

طرح نوشت : برای بازگشت عبدالحسین طراحی شده بود … اما در این روز بارانی می چسبد به قبیله ی دریایی دلان

پانوشت : در پست قبل کسی نوشته بود که ” اپسیلونی ” به مسیر ما نزدیک تر شده … کامنتی عجیب که در این دو سال تجربه نکرده بودم … دوست دارم ” صاحب اپسیلون ” را ببینم … یا حاضرم تمام طرح هایم را بدهم و ” اپسیلون ” او را بستانم …

” من ” و ” تو “، هر دو فراموشکاریم … تو ” خطایم ” را و من ” عطایت “

نظرات ()



به یاد شهید بابایی زاده
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٧/۱

 

 

مصاحبه با برادر شهید

به مناسبت هفته دفاع مقدس شوراهای مرکزی دو دانشگاه شهید چمران اهواز و علوم پزشکی اهواز به دیدار خانواده شهید مجتبی بابایی زاده در اندیمشک رفتند .لازم به ذکر است که آقا مجتبی در درگیری اخیر با گروهک پژاک به شهادت رسید به همین دلیل مصاحبه ای را هم با برادر آقا مجتبی ترتیب دادیم که خواندن آن خالی از لطف نیست.

 

چه شاخصی در زنگی آقا مجتبی بود که سرانجام زندگی اش به شهادت انجامید؟

می توان گفت عمده این دلایل ولایت مداری و ولایت پذیری بود. به طوری که آقا مجتبی در سال  78 در کاروانی که خودم مسولش بودم با پای پیاده  به مدت 22 روز،از اندیمشک برای دیدار با امام خامنه ای(مدظله العالی) به تهران رفتیم در تمام طول مسیرعلمدار و پیش قراول کاروان ما بود. یکجا من به او گفتم شاید دیگر دوستان هم دوست داشته باشند پرچم را به دست بگیرند او به من گفت:نگران نباش من قبلا رضایت همه را جلب کرده ام و بعد پرچم را گرفته ام. آخه من دوست دارم اولین نفر باشم که وارد بشم و آقا رو ببینم.

 

خاطره ای از دیدار با حضرت آقا یادتون هست؟

بله در آنجا خود من بچه ها را معرفی می کردم و آقا بچه ها را به تهذیب و تحصیل و ورزش توصیه می کردند و مجتبی و یکی از دوستان آنقدر اشک شوق می ریختند که حضرت آقا آنها را در آغوش کشید و نوازش شان کرد.

 

رفتار آقا مجتبی در به اهل خانه و سایر دوستان چگونه بود؟

خب شما اگر عکس ها و فیلم های تشییع جنازه آقا مجتبی را ببینید ؛متوجه  مردمی بودن آقا مجتبی می شوید،توی تشییع جنازه همه آمده بودند برزگ،کوچک ،پیر و جوان همه آمده بودند خیلی ها رو هم ما نمی شناختیم؛ولی وقتی می پرسیدیم شما برای چه اومدید ؟ می گفتند برای صفای و اخلاص آقا مجتبی. مثلا یک جوان اومد سمت من و گفت که من آقا مجتبی رو یک بار دیدم از ش سوال کردم چی شد که با اون یه بار دیدن به تشییع  مجتبی اومدی؟ گفت:آخه توی همون یک بار آقا مجتبی با روی خوش و با محبت به من سلام کرد.

در طول زندگی شده بود پدر و مادر از دست آقا مجتبی عصبانی شده باشند؟

من که در تمام لحظات زندگی با مجتبی نبودم ولی خب اغرقه اگه بخوام بگم نه ، به هر حال آقا مجتبی هم در کودکی و نوجوانی به اقتضای سن خود شیطنت می کرد ولی از همون ابتدای جوانی راه خودش رو پیدا کرد.

خاطره ای از کودکی آقا مجتبی یادتون هست؟

پدر ما رزمنده بود ودر شرایط سخت جزیره مجنون محاصره بود آقا مجتبی اون موقع برادر کوچک ما بود  و ما با اینکه از او بزرگتر بودیم هیچ عکسی با لباس رزم پدر نداریم ولی مجتبی یه عکس زیبا با پدر داره و این همیشه برای ما جالب بود و الان با شهادت آقا مجتبی این عکس واسه ما جالب تر شده که چرا فقط مجتبی با پدر در لباس رزم عکس داره؟

یه خاطره هم از جوانی؟

یکی از دوستان آقا مجتبی در کنار سردار شوشتری به شهادت رسید و مجتبی در تبریز برای تشییع پیکرش  شرکت کرد و همانجا یک سخنرانی حماسی ایراد کرد،همین باعث شد که دوستانش بهش گفتند:مجتبی ما هم شهید شدیم باید بیای و هم چنین سخنرانی واسه ما هم انجام بدی. مجتبی به  اونها گفت:من به شما ثابت می کنم من قبل از همه شما شهید میشم.

قضیه ی شب قدر امسال چی بود؟

بله مجتبی در شب قدر امسال با همه خداحافظی کرد  با همه دوستان  با خواهران و برادران و به من هم گفته بود که تو باید مراسم تشییع ام رو مدیریت کنی.

کمی هم در مورد اهدای مدال آقای عبدولی صحبت کنید. 

خب بله مراسم باشکوه استقبال از سعید عبدولی جمعه شب برگزار شد و مردم ورزشدوست و قدر شناس اندیمشکی با استقبالی بی نظیر این دلاور با غیرت کشتی ایران را تا منزلش همراهی کردند.

در این مراسم که جمعی از مسئولان شهرستان هم حضور داشتند سعید عبد ولی به همراه استقبال کنندگان، با حضور در منزل شهید مجتبی بابایی زاده، امتیاز و مدال قهرمانی خود را به پدرم اهدا کرد.

 

 

سعید عبدولی، قهرمان کشتی جهان مدال خود را به همه شهدای شهرستان اندیمشک و بخصوص شهید مجتبی بابایی زاده تقدیم کرد.

*سعید عبدولی در کنار پدر و برادر شهید بابایی زاده

 

وصیت نامه الهی – عرفانی شهید مجتبی بابایی زاده

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت می دهم به خدای واحد پیامبر من محمد(ص) امام علی ولی و وصی خدا، خدایا این نوشته ها قبل از اینکه برای بازماندگان من باشد برای توست و درددلی با توست چون این ناله ها متعلق به لحظه جدایی از دنیا است و مربوط به لحظه ای است که دارم آزاد می شوم پس چون از شرایط آن لحظه مطلع نیستم و نمی دانم در چه حالی هستم پیش دستی نموده و سعی بر آن دارم طلب استغفار کنم. و چه خوب است که انسان از لحظه مرگش مطلع نیست و موت بی خبر به سراغ آدمی می آید اگر این چنین نبود چه بسا آدمی به واسطه آگاهی از لحظه مرگش تا دقایقی قبل از مرگ به خدا فکر نمی کرد و چه گاناهانی که مرتکب نمی شد و در لحظه مرگ استغفار می نمود و چنین دنیایی چه می شد ولی الحق که جای حق نشسته و اینجاست که عدالت تو در آزمون خودنمایی می کند. خدایا وصیتم را در چند قسمت و برای هر مخاطب می نویسم ابتدا به خالق عزیز خودم این یگانه باور صادق. خدایا من به جایی رسیده ایم که انسان روزی باید بمیرد پس تلاش برای بقاء را نمی پسندم. خدا عیبی ندارد که باور خودم را در مورد شهادت و آزادگی اعلام کنم چرا که می دانم خدای من سخت گیر نیست. خدایا برای من شهادت لحظه ای است که در اوج آمادگی جان می دهم چون در عصر ما این باور است که شهید باید در راه جهاد و در معرکه نبرد با کفار شهید شود ولی سئوال من از آن این است که کافر برای پیروزی کفرش به معرکه جنگ و با سلاح تفنگ و شمشیر می آید. پس اگر این چنین بود تاکنون با اولین جنگ باید تکلیف حق و باطل مشخص میشد.پس من این را آموختم که اسم شهید آن هم از نظر زمینیان مهم نیست بلکه مهم آن است که تا دقایق آخرین عمرم در صف حق جویان و در  تقابل با ظالمان باشم. حالا این صف ممکن است در جبهه باشد یا در خیابان شهرم و یا در هر جایی دیگر که ظلم شود خدایا در این مدت زمان عمرم که نمی دانم که کم یود یا زیاد قصد خدایی بودن داشتم ولی در مواردی دشمن تو شیطان مرا اغفال نمود خدا طلب عفو و مغفرت می کنم خدایا باز هم به من فرصتی بده تا در لحظه جان کندن بتوانم این کلمات را بر زبان بیاورم . خداوندا عمر من همزمان شد با شروع حکومت الهی و اسلامی از وقتی که خوب و بد را هم تشخیص دادم تمام عشقم به این انقلاب بود در زمان حیات خمینی کبیر کودکی بیش نبودم. البته حسرت نمی خورم چون بعد از آن پیر بزرگ سایه ولی و امامی دیگر بر سر این ملت ماند خدایا خودت خوب می دانی که از همان نوجوانی عشق به ولایت در من زنده شد که البته شیعه اثنی عشری غیر از این مقبول نیست که البته خانواده ام بخصوص برادران بزرگترم در انتخاب این واقعیت بی تأثیر نبودند که انشاءالله هم من و هم آنان تا آخر عهد نشکنیم و ثابت قدم باشیم.

خدایا دعا می کنم که مرگ من فایده ای برای خلق خودت و دین خودت داشته باشد که خود آن را شهادت نامیده ای و شهادت من رو به دشمن و قاتلان من از شقی ترین و ظالم ترین دشمنان تو باشد، ملیت و دین ظاهر آنها برایم فرقی ندارد، مهم این است که در مقابل دشمنان تو شهید بشوم . خدایا مرگ مرا حادثه ای طبیعی قرار نده، خدای مرگ مرا شرافتمندانه و جوانمردانه قرار بده . خدایا کمکم کن که قبل از شهادت سهمی در انتقام ظلمی که در حق محمد و آل او شد داشته باشم و خدایا تمام دغدغه های من را خودت می دانی، رحمت و عنایت را از این ملت و این حکومت و این رهبر کم نکن.

و اما ملت عزیزم:

ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد. ملت عزیزم ای آزاده ترین ملت مبادا لحظه ای شک و تردید کنید که شک و تردید برای شما مصائب و مشکلاتی ایجاد می کند. ادر امروز نزد خدا و اولیای خدا آبروئی دارید، از یقین و ایمانتان است.

ملت عزیز ولایت و شهداء را فراموش نکنید که فراموشی این ثروتمها برای شما اسارت و ذلت می آورد. ولایت گوهری است که با داشتن آن تمام گوهرها را در پیش خود دارید و خودتان خوب می شناسید، که در ادعا خدا و پیامبر دارند ولی در ذلت هستند می دانید چرا؟ چون ولایت ندارند واقعا که مکمل بعثت جهاد بود و مکمل جهاد غدیر بود و اگر غدیر نبود بعثت هم نمی ماند. ای ملت آزاده به گوشه کنار خود نگاهی بیندازید ببینید چه خبر است. از آمریکا گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا جایگاه خود را ببنید که هر چه دارید از این انقلاب است. اهداف انقلاب را فراموش نکنید ولایت را تنها نگذارید که اگر نبود مبارزه شهدا با هوای نفس آزادی بدست نمی آمد.

به مدیران و خدمتگزاران نظام می گویم نگاه خمینی و خامنه ای به راه شماست مبادا لحظه ای از یاد خدا و ملت غافل شویم. مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا کنید. مبادا بین شما و خانواده شهداء فاصله ای بیفتد مبادا از آنهائی باشید که بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت(عج) باشید. مبادا در خانه ای محکم و مستحکم زندگی کنید و در گوشه ای دیگر از شهر خانه های خشتی دست در مقابل تندبادهای زندگی وجود داشته باشد و مبادا کم کاری شما دچار زجر و سختی شود که در این صورت وای بر شما باد و پیام آخر به کارگزاران و مدیران و مدیران نظام، نکند لحظه ای در ولایت شک کنید و حضرت امام خامنه ای را تنها بگذارید که هر چه داریم از ولایت است.

و اما خانواده عزیزم:

پدر و مادرم لحظه ای بعد از شهادت من به خود سختی راه ندهید که با آشنایی که از شما دارم انشاءالله هیچ سختی ندارید، پدر و مادرم در این مدت 20 و چند ساله که در کنار شما بوده ام برای شما بسیار زحمت و سختی داشتم مرا حلال کنید. اگر کوتاهی کردم اگر بی احترامی کردم از خدا طلب عفو و بخشش دارم با تمام وجود شما را دوست داشتم ولی شاید به روی خود نمی توانستم بیاورم. مبادا بخاطر شهادت من ادعای سهم و سهم خواهی کنید که شما حقیقتا حق الله را بجا آورده اید و اجر شما ابدی و جاودانی است و مبارک باد بر شما ای کاش می شد در لحظه ی جان کندن بوسه ای بر زیر پای شما می زدم ولی نمی دانم در کجا و چطور به شهادت خواهم رسید که امیدوارم در دل خاک دشمن به شهادت برسم چون اگر در خانه خود شهید بشوم احتمالا نشانه آن است که از ضعف ما دشمن به ما احاطه داشته است که انشاءالله این چنین نیست . پدر و مادر و خانواده عزیزم انقلاب و ولایت را از یاد مبرید که انتظار خدا از شما بیشتراست چون شما خودتان صاحب این انقلاب هستید ، شما بخصوص برادرانم از این به بعد باید بیشتر مراقب خود باشید به واسطه خانواده شهید بودن . نظراتتان، اعمال شما، رای شما زیر ذره بین دوست و دشمن است مبادا با رای خود شیطان را خوشحال کنید. شما را می شناسم برادرانی هستید پیرو ولایت و مطیع رهبر و این روحیه را هر چه بیشتر تقویت کنید تو را به خدا از انقلاب و ملت سهم خواهی نکنید. مواظب فرزندان و اولاد خود باشید که خدایی ناکرده با آبروی شما بازی نکنند. فرزندانی مومن و باتقوا برای انقلاب مهدی(عج) تربیت کنید و دین خود را به انقلاب و اسلام ادا کنید.

خواهران عزیزم ، ای ارزشهای عزیز خانوادگی، ای وارثان حضرت فاطمه (س) از باب عزیز بودنتان جملاتی کوتاه برای شما می نویسم. از شما خواهش می کنم نماینده ای برای من باشید توجه بیشتری از جانب دوست و دشمن به شماست . پس مواظب باشید بازی روزگار شما را پیش خدا شرمگین نکند. دوباره می گویم اسلام، انقلاب و ولایت را فراموش نکنید که آبروی همه ما در گروی همین هاست و چه زیباست سیاهی چادر شما. نمی دانم این چه حسی بود ه چادر شما به من می داد اما می دانم که با دیدن آن امید، قوت قلب و آبرو می گرفتم باور کنید چادر شما نعمت است، قدر این نعمت را بدانید که به برکت مجاهدت حضرت زهرا(س) بدست آمده است. امیدوارم که هرگز رنگ سیاه چادر شما کم رنگ و پریده نشود و خدا نکند که روزی حجاب شما کم رنگ و کم اهمیت شود که اگر خدائی ناخواسته اینچنین شود اصلا دوست نمی دارم به ملاقات من سر مزار بیائید. و شما را قسم به خدا و امام که با عفت خود مایه سربلندی خانواده مان شوید و یادتان نرود که یکی از بزرگترین وظایف یک زن مسلمان تربیت فرزندانی خوب و مؤمن است برای مملکت پس از وظیفه اصلی خودتان باز نمانید که جامعه ما نیاز به تربیت صحیح دارد و به شما خانواده عزیزم می گویم که بعد از شهادت من دارائی که از من بجا ماند مقداری از آن را بیاد لب تشنه حضرت ابا عبدالله و لب تشنه خودم هنگام شهادت آبسردکن تهیه کنید و در نقاط شلوغ نصب کنید تا خیل رهگذران بنوشند.

 

یکی از آرزوهای شهید مجتبی بابایی زاده این بود که در کنار پسرعمه بزرگوارش فرمانده شهید عزت الله حسین زاده دفن شود.

و چه زود این آرزو برآورده شد ...

 

 

 

 

*عکس از مراسم تشییع شعید بابایی زاده

 

پدر شهید جایی را بهتر از پاهای شهید برای بوسه نمی یابد.

ای کاش میدانستم مادر داغدار شهید مجتبی بابای زاده چه نجوایی باسینه فرزند شهیدش دارد...

 

 

 

نظرات ()



وقت وصال رسید+عکس
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

وقت وصال رسید+عکس

از این که شما نامه به من نوشتید در رابطه با آن مطلبی که بین من و شما ماند، الان وقت وصال رسید. کارهایت را انجام بده و هر چه سریع تر به طرف صنعتکار حرکت کن. التماس دعا دارم
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، حسین صنعتکار ، فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر 8 نجف اشرف و  سید علی رضا بنی طبا یکی از بسیجیان لشکر ، ارتباط ویژه ای با هم داشتند. سید علی رضا ، بسیجی بود اما به قدری از خود لیاقت و تدبیر نشان داد که در لشکر نجف اشرف به مسئولیت فرماندهی گردان و محور عملیات منصوب شد.
شهید بنی طبا در هشتم فروردین 1365 بال در بال فرشتگان گشود . حسین صنعتکار کمتر از 5 ماه بعد ، در اواخر مرداد 1365 به همرزم و رفیق خود پیوست.
آن چه خواهید خواند نامه ای است از شهید حسین صنعتکار به شهید سید علی رضا بنی طبا که در آن ، خبر از نزدیک شدن موعد عملیات داده شده و از او دعوت نموده که خودش را به منطقه برساند.
متن نامه بدین شرح می باشد:

بسمه تعالی
خدایا توفیق به همه ما عطا فرما تا در اعلی کلمه حق یعنی لااله الا الله موفق و پیروز درآییم. انشاء الله
خدمت برادر عزیزم علی رضا بنی طبا سلام عرض می کنم. انشاء الله که تحت توهات ولی عصر عجل الله فرجه الشریف باشید و از فیوضات الهی بهره مند گردید. از این که خداوند قلب شما را متوجه جبهه کرو نمی توانید تحمل کنید دوری جبهه را ، این خود جای شکر وسپاسگذاری است. از این که شما نامه به من نوشتید در رابطه با آن مطلبی که بین من و شما ماند، الان وقت وصال رسید. کارهایت را انجام بده و هر چه سریع تر به طرف صنعتکار حرکت کن. التماس دعا دارم
و برادر علی معمار را اگر توانستی دعوت کن تا در این مهمانی کنار یکدیگر باشیم.ان شاءالله
ضمنا مدت ماموریت شما یک سال کمتر نخواهد بد
حسین صنعتکار
5/7/63



نامه شهید حسین صنعتکار به شهید سید علی رضا بنی طبا


شهید حسین صنعتکار- فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر 8 نجف اشرف


شهید سید علی رضا بنی طبا - فرمانده گردان ثامن الائمه(ع) از لشکر 8 نجف اشرف
 
نظرات ()



گزارش گاردین از یک سردار ایرانی که لرزه براندام آمریکایی ها انداخته است
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/۱٠

گزارش گاردین از یک سردار ایرانی که لرزه براندام آمریکایی ها انداخته است

مقامات آمریکایی و انگلیسی، به شدت از اعتبار و نقش سازنده جمهوری اسلامی در احیای اقتدار و امنیت و ثبات عراق سرآسیمه شده اند و به همین دلیل هم می کوشندکابوس های خود را به صورت رعب آور و آمیخته با تحریف روایت کنند.
به گزارش مشرق ، به تازگی روزنامه انگلیسی گاردین گزارشی را در این زمینه منتشر کرده که فارغ از برخی خلاف گویی های آن جالب توجه است.
 این روزنامه با تمرکز بر سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس می نویسد: ژنرال پترائوس مدیرکنونی سازمان سیا علاقه دارد داستانی را از زمانی بازگو کند که یک ژنرال 4 ستاره در عراق بود. اوایل سال 2008 زمانی که مجادله بین گروه شبه نظامی شیعه از یک طرف و ارتش آمریکا و عراق از طرف دیگر شعله ور بود، به پترائوس یک تلفن داده شد که در آن یک اسم ام اس از سردار ایرانی بود، آن سردار ایرانی از آن به بعد تبدیل به الهه انتقام شد. این مسیج از فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی آمده بود، و توسط یکی از رهبران عراقی منتقل شده بود، در آن پیغام نوشته شده بود؛ «ژنرال پترائوس! شما باید مرا بشناسی، من قاسم سلیمانی هستم، کسی که سیاست های ایران را در عراق، لبنان، غزه و افغانستان تدوین می کند و صد البته سفیر ایران در بغداد نیز عضو سپاه قدس است و کسی که جایگزین او می شود نیز عضو سپاه قدس است.»
گاردین می نویسد: پترائوس بشدت نیاز داشت که به او گوشزد شود، بسیاری از نظامیان آمریکا که با عراقی های شیعه کار می کنند، توسط قاسم سلیمانی و افراد وابسته به سپاه قدس به تحلیل برده می شوند، آنچنان که تلاش های دیپلماسی آمریکا در سایر نقاط خاورمیانه به تحلیل برده می شود، خصوصا در لبنان. پترائوس سال گذشته به ارگان تحقیقاتی مربوط به جنگ گفت که مشکلی که سلیمانی برای او درست کرده بوده است، چه بوده است.
روزنامه انگلیسی اضافه می کند: قدرت و وجهه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمندترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته کاهش نیافته است و در برخی از مولفه ها، افزایش نیز یافته است. قدرت ارتباط های سلیمانی طی هفته ها مصاحبه با مقامات عراقی مشخص شده است، برخی از مقامات عراقی او را ستایش می کنند. به گزارش روزنامه مذکور، «وظیفه سپاه قدس حفاظت از انقلاب و صدور آن به کشورهای اسلامی است. جوامع شیعه نشان داده اند که بسیار مستعد انقلاب هستند و با سپاه قدس همراهی خواهند داشت. البته سپاه قدس متحدان سنی نیز دارد، مانند حماس و غزه».
گاردین نوشت: 8 سال گذشته ما شاهد جنگ بین متحدین و نمایندگان سپاه قدس با ارتش آمریکا بوده ایم که نتیجه آن را اکنون می بینم، چرا که ارتش آمریکا درحال ترک عراق است.
گاردین آنگاه از قول صالح المطلک (از عناصر بعثی و مستخدم سازمان سیا که با استخبارات سعودی نیز همکاری می کند)، نوشت «سلیمانی قدرتش را مستقیماً از [آیت الله] سیدعلی خامنه ای می گیرد. تمام مقامات مهم عراقی سلیمانی را به شکل یک فرشته می بینند و با او رایزنی دارند»
گزارش گاردین حاکی است: یکی از نمایندگان مجلس عراق که از دستیاران ارشد نوری المالکی است، درباره سلیمانی می گوید «او فقط یکبار در این هشت ساله به عراق آمده است، او فردی است که آرام سخن می گوید و منطقی و بسیار مودب است، وقتی با او حرف می زنید، بسیار ساده برخورد می کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشناسید، نمی دانید چه قدرتی دارد، هیچ کسی نمی تواند با او بجنگد».
روزنامه انگلیسی معتقد است: سلیمانی اصلا یک مرد جنگی به نظر نمی رسد، با موهای جوگندمی، لاغر و با لبخندی ملیح! کسانی که او را در سال 2006 و هنگام مسافرتش به بغداد به صورت مخفیانه دیده اند، می گویند او بدون هیچ محافظی تنها به همراه دو نفری که او را دعوت کرده بودند، به همه جا می رفته است. آمریکایی ها تا زمانی که او به ایران بازمی گردد، از حضور او در عراق خبردار نمی شوند. یکی از مقامات بلندپایه رسمی آمریکا می گوید: «او مانند قیصر سوزو هراس انگیز است، او همه جا هست و هیچ جا نیست»(!) یک نماینده شیعه و رده بالای مجلس عراق می گوید «او موفق شده است که با تمام گروه های شیعه عراقی در همه سطوح رابطه برقرار کند. در نشست سال گذشته دمشق که براساس آن نشست، دولت کنونی عراق شکل گرفت، او در میان رهبران ترکیه و سوریه و عراق و حزب الله حضور داشت و همه را مجاب کرد که نوری المالکی را برای بار دوم برگزینند.» حتی رئیس جمهور عراق، جلال طالبانی او را به صورت مرتب ملاقات می کند.
گاردین این را هم متذکر شد که «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می دانند. بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده اند، می گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده اند.
به نوشته کیهان ، یکی از مقامات بلند پایه ارتش آمریکا دراین باره می گوید: من خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می خواهد؟
گرگیجه گرفتن رسانه های انگلیسی و آمریکایی و انتشار تحلیل هایی آمیخته با تحریف درباره نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران - با محوریت نظامی نشان دادن این نفوذ- در حالی است که اگر سلاح و نظامی گری ابزار نفوذ بود، طبیعتاً اشغالگران آمریکایی باید بیشترین نفوذ را در عراق و افغانستان می داشتند. واقعیت ماجرا این است که ملت های منطقه برای جمهوری اسلامی اعتبار ویژه ای قائلند و آن را حامی و پشتوانه اقتدار و عزت خود- و نه معارض و مزاحم- می یابند و بسیاری از آرمان های خود را در سیمای انقلاب اسلامی جست وجو می کنند و سلیمانی حامل این پیام است.

نظرات ()



دیدارهای رضازاده با رهبری و سوال هاشمی
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤
 

دیدارهای رضازاده با رهبری و سوال هاشمی

رییس فدراسیون وزنه برداری گفت: فوتبالیست نیستم که وضعم خوب باشد و شرایط مالی‌ام از فوتبالیست‌های درجه 3 هم بدتر است.

به گزارش مشرق، موفقیت‌های اخیر وزنه برداری ایران در مسابقات بین‌المللی باعث شد دوباره امید مردم برای کسب مدال توسط این رشته در المپیک بیشتر شود، بی شک نقش حسین رضازاده در این موفقیت ها پررنگ بوده است.

«حاج حسین وزنه‌برداری ایران» این روزها از شرایط مجموعه اش رضایت کامل دارد، بویژه پس از درخشش اخیر وزنه برداران جوان کشورمان در مسابقات جهانی، به همین بهانه در یک ظهر گرم تابستانی پای صحبت های رییس فدراسیون وزنه برداری نشستیم تا حرف هایی متفاوت از زبان او بشنویم.
در زیر مصاحبه وی با برنا را می خوانید: 
 
* تلاش وزنه برداران جوان ثمر داد
با تیمی کامل راهی مالزی شدیم که 6 ورزشکار توانستند روی سکو قرار بگیرند. وزنه برداران چند ماه در اردو بودند و زیر نظر کوروش باقری تمرینات خود را به خوبی انجام دادند. برای اعزام تیم نیز مشکلات زیادی از جمله سربازی دو وزنه بردار به نام های کیانوش رستمی و کیا قدمی پیش روی ما بود که خوشبختانه با کمک سردار احمدی مقدم توانستیم آنها را اعزام کنیم. در مسابقات نیز رقابت نزدیکی با روسیه و چین داشتیم که توانستیم بالاتر از آنها به مقام قهرمانی دست یابیم.

* پایه سازی از هدف های اصلی است
نزدیک به 2 سال از حضورم در فدراسیون وزنه برداری می گذرد. البته قبل از آن نیز مدیر تیم های ملی بودم. سعی کردم در طول این مدت روی نفرات پایه کار بیشتری انجام دهم. به عنوان مثال مجید عسگری که عنوان نایب قهرمانی را کسب کرد یکی از کسانی بود که در مسابقات قهرمانی جوانان در ورامین چهره شد. تلاش من در این مدت این بوده که امکانات را در اختیار کادر فنی و وزنه برداران قرار بدهم و آنها نیز به خوبی جواب این زحمات را تاکنون داده اند.

* از اول به دنبال مبارزه با دوپینگ بودم
از همان روز اول تصمیم گرفتم که وزنه برداری را از دوپینگ پاک کنم؛ هر وزنه برداری که به اردو می آمد سریع باید تست دوپینگ می داد و اگر پاک بود به اردو ملحق می شد. همچنین تلاش کردم که نظم در فدراسیون حاکم باشد و بچه ها دغدغه فکری نداشته باشند.

* راه طولانی تا المپیک داریم
وزنه برداری یک رشته رکوردی است؛ اگر یک وزنه بردار 20 روز تمرین نکند رکوردهایش حتی تا 20 کیلو ممکن است افت کند. تا مسابقات جهانی پاریس چند اردو داریم، بعد از آن یک ماه استراحت داده خواهد شد که البته ملی پوشان باید با برنامه ای که سرمربی می دهد انجام تمرینات سبک را از یاد نبرند. بعد از این استراحت یک ماهه نیز کار برای المپیک آغاز می شود و امیدوارم در این راه همه از ما حمایت کنند تا بتوانیم با سهمیه کامل به لندن برویم.

* اولویت اصلی کسب سهمیه کامل المپیک است
پیش بینی مسابقات جهانی پاریس خیلی سخت است، زیرا همه کشورها با ترکیب کامل می آیند و رقابت سنگینی شکل خواهد گرفت. اولویت ما نیز کسب هر 6 سهمیه است و بعد از آن باید به فکر قهرمانی باشیم.

* حاشیه سازان از ابتدا مخالف ریاست من بودند
نزدیک به 2 سال است که در فدراسیون حضور دارم. حاشیه سازان در روزهای اول خیلی مرا اذیت می کردند و می گفتند که جوان و بی تجربه هستم و نمی توانم کار کنم اما با توکل به خدا و حمایت مسوولان و دوستانم توانستم به این نقطه برسم. منتقدان از کنار من به جاهای خوبی رسیدند؛ چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ مقامی؛ متاسفانه برخی ها حسود و تنگ نظر هستند اما معتقدم آنها نیز باید به وزنه برداری کمک کنند چرا که هدف من نیز چیزی به جز پیش بردن اهداف این رشته نیست. هیچ وقت در این راهی که هستم نترسیدم و توکلم به خدا بوده است. با کسی مشکلی ندارم، همه باید به هم کمک کنیم تا کارها پیش برود. زمانی که من آمدم، فدراسیون 60 کارمند داشت که بیشتر آنها بیکار بودند الان فقط 16 کارمند داریم که همان کارها را انجام می دهند.
 وقتی تعدادی از کارمندان قدیمی رفتند پشت سرم گفتند که من بد هستم اما می خواهم این را بگویم که اگر آنها می ماندند نه تنها کاری انجام نمی داند بلکه فکرم را نیز معطوف به خود می کردند.

* خوشحالم که پاسخ اعتماد سعیدلو را داده ام
در 31 سالگی رییس فدراسیون شدم. سعیدلو در آن زمان به من اعتماد کرد و خوشحالم که این اعتماد را پاسخ خوبی دادم. در مجموع در دولت های نهم و دهم به مدیران جوان میدان داده شد و آنها نیز موفق شدند. از پیشنهادی که برای ریاست فدراسیون به من شد هیچ وقت نترسیدم چون می دانستم به مرور زمان می توانم با پشتکار و تلاش زیاد هر آنچه برای پیشبرد اهداف لازم است یاد بگیرم و خدا نیز در این راه به من کمک زیادی کرد. بنده در ابتدا قویترین وزنه بردار دنیا هم نبودم اما تلاش کردم و زحمت کشیدم و حالا با همین روش در فدراسیون حضور دارم.

* نشانه های لطف خدا را همه جا می بینم
اولین بار که شناخته شدم، در زمان المپیک سیدنی بود که توانستم مدال طلا کسب کنم. به هر شهری که می روم کودکی را می بینم که بر روی سینه‌اش عبارت "یا ابوالفضل" را نوشته و یک وزنه کوچک را بلند می کند، حتی پیرمردها و پیرزن های زیادی نیز زمانی که بعد از المپیک می خواستم به مسابقات بروم به بدرقه من می آمدند و مرا از زیر قرآن رد می کردند. همه اینها نشانه های لطف خداست.

* در عراق مرا با نام ابوالفضل صدا می زدند!
چند وقت پیش که برای اولین بار به کربلا رفتم؛ مردم عراق مرا با نام "ابوالفضل" خطاب می کردند. از کودکی و با توجه به خانواده و محله مذهبی مان اعتقاد زیادی به ائمه اطهار داشتم و به همین دلیل همیشه با شعائر دینی در مسابقات حاضر می شدم. مادرم همواره 2 روز قبل از وزنه زدنم برایم روزه می گرفت و به "امام زاده میرزاده خانم" می رفت تا نذر و نیاز کند. در حال حاضر نیز هر سال و در ایام شهادت امام حسین به اردبیل می روم و در مراسم عزاداری شرکت می کنم تا دین خود را به نوعی ادا کنم.

* دلم برای گذشته ام تنگ می شود
برخی اوقات دلم برای روزگار قدیم تنگ می شود اما شرایط باعث شده تا کمی از محله و دوستان قدیمی ام فاصله بگیرم، اما به رغم این مسئله هنوز دوستانی هستند که وقتی به تهران می آیند پیش من بیاند.

* وضع مالی ام از فوتبالیست های درجه سه هم بدتر است
فوتبالیست نیستم که وضع مالی ام خوب باشد و شرایطم از فوتبالیست های درجه 3 بدتر است؛ در رشته های انفرادی ورزشکاران 5، 6 ماه باید به سختی تمرین کنند و اگر مدال نگیرند چیزی عایدشان نمی شود، پس ببینید که چقدر شرایط سخت است. من برای طلای المپیک لندن یک خانه در نواب گرفتم که قیمتش در آن زمان 30 میلیون تومان بود یا برای طلای المپیک آتن صد میلیون دریافت کردم. روس ها برای طلایی المپیک خود یک میلیون دلار می دهند که نشان می دهد که چقدر تفاوت وجود دارد؛ مگر چند طلا در المپیک می گیریم؟ اگر پاداش بیشتری بدهند ورزشکار هم روحیه پیدا می کند و زحمت بیشتری می کشد. به نظر من باید همه اینها را هدفمند و قانونی کرد.

* پیشنهاد ترک‌ها هیچوقت وسوسه‌ام نکرد
زمانی که ترکیه پس از رقابت های جهانی لهستان به من پیشنهاد هنگفت داد حتی یک لحظه هم برای قبول آن وسوسه نشدم؛ آن زمان و در سال 2006 مدال طلای بازی های آسیایی 25 میلیون تومان پاداش داشت اما قطری ها برای جابر سالم وزنه بردار بلغاری الاصل خود 200 میلیون تومان جایزه در نظر گرفته بودند که البته او نایب قهرمان شد و 150 میلیون تومان دریافت کرد. این ورزشکار الان با پولهایی که از قطری ها گرفته یک هتل خوب در صوفیه ساخته است.

* پیام رهبر بهترین هدیه بود
پیشنهاد قطری ها 10 میلیون دلار برای کسب طلای جهانی ونکوور و المپیک آتن بود.
 اگر می رفتم مانند نعیم سلیمان اغلو و هلیل متلو دو وزنه بردار بلغاری الاصل ترکیه در آن کشور ماندگار می شدم اما یک لحظه هم چنین فکری وسوسه ام نکرد. پس از آنکه این پیشنهاد را رد کردم بلافاصله نزد رهبر رفتم و ایشان فرمودند: «رد کردن پیشنهاد خارجی ها برایم از صد مدال ارزشمندتر است» همین حرف رهبر معظم انقلاب برایم بهترین هدیه بود. الان هم که می بینید آذربایجان راه کشورهای دیگر را در پیش گرفته و برای مثال به دنبال کشتی گیران است؛ آنها حتی سال قبل به من گفتند که یکی از وزنه برداران فوق سنگین را در اختیارشان قرار بدهیم اما فکر نمی کنم کسی باشد که این پیشنهادات را قبول کند.

* بیشتر عیدها نزد رهبر انقلاب می روم
اولین دیدارم با رهبر معظم انقلاب در سال 81 بود. وقتی نزد ایشان می روم همه را دعا می کنند و می گویند که سلام شان را به ورزشکاران دیگر نیز برسانم. بیشتر عیدها خدمت ایشان هستم، لطف خداست که رهبر انقلاب مرا دوست دارد و بنده نیز ارادت خاصی به آقا دارم. خوشحالم که رهبر انقلاب جوانان را اعم از کسانی که در ورزش هستند یا به دنبال کسب علم می روند دوست دارند.

* امیدوارم بهداد رکودشکنی کند
وزنه برداران فوق سنگین از جمله بهداد سلیمی، بهادر مولایی و علیرضا کاظمی نژاد شباهت زیادی به من دارند؛ بهداد خیلی خوب تمرین می کند و حتی توانسته رکوردهایم را نیز بشکند، حتی خودم چندین بار در تمرینات به او جایزه نقدی داده ام. امیدوارم بهداد در مسابقات جهانی و همچنین المپیک بتواند رکوردهایم را جابجا کند.

* نظارت کامل، دلیل بدون دوپینگ بودن است
دوپینگ از قدیم در وزنه برداری بوده و مربیان و ورزشکاران نسبت به آن آگاهی نداشتند اما الان شرایط فرق کرده است. ما تفاهم نامه ای با فدراسیون پزشکی امضا کرده ایم که همیشه از ورزشکاران تست دوپینگ بگیرند. خوشبختانه این نظارت کامل باعث شده که طی 2 سال اخیر هیچ دوپینگی ای در وزنه برداری مشاهده نشود.

* فقط برای موفقیت وزنه‌برداری تلاش می کنم
فدراسیون برای من نمی ماند و بنده فقط می خواهم این رشته را به موفقیت برسانم؛ وقتی قهرمانی در وزنه برداری رخ بدهد همه ایرانیان خوشحال می شوند و این برایم باارزش ترین چیز است.

* نباید به بهداد سلیمی استرس وارد کنیم
مردم دوست دارند در همه اوزان مدال بگیریم اما نباید این مسئله استرس به ورزشکار وارد کند. آنها باید بدانند که باخت در ورزش وجود دارد؛ در زمان بنده می گفتند که طلایم مسجل است و باید به دنبال رکورد باشم؛ الان نیز تقریبا همین شرایط برای بهداد سلیمی وجود دارد اما فرقی که او با من دارد این است که وزنه برداران خوب دیگری نیز در حال حاضر هستند که شانس مدال دارند. تلاش ما نیز این بوده که فقط در یک وزن مدال نگیریم و در اوزان دیگر نیز شانس داشته باشیم. چه کسی فکر می کرد که مجید عسگری در 56 کیلوگرم بتواند مدال بگیرد؟ این مسئله نشان می دهد که کار سختی صورت گرفته است.

* فقط در المپیک آتن استرس داشتم
آخرین باری که واقعا استرس مسابقات را تجربه کردم در المپیک 2000 بود که شب تا صبح نخوابیدم، پس از آن رقابت ها و زمانی که دیدم فاصله زیادی با رقبا دارم دیگر هیچ وقت دچار ترس و استرس نشدم.

* گاهی اوقات دلم برای وزنه زدن تنگ می شود
وقتی شنیدم نباید دیگر وزنه بزنم خیلی ناراحت شدم؛ چرا که در آستانه اعزام به المپیک پکن بودم چندین بار در تمرینات دچار خونریزی از ناحیه بینی شدم و با مراجعه به پزشک مشخص شد قند و چربی بدنم بیش از اندازه است و دیگر نباید به خودم فشار بیاورم. الان هم با اینکه دیگر وزنه نمی زنم اما اگر رعایت نکنم کمی دچار مشکل می شوم با این حال دلم برای وزنه زدن تنگ می شود و به همین دلیل برخی اوقات تمرین می کنم.

*داستان 25 تخم مرغ
می گفتند رضازاده هر روز 25 تخم مرغ می خورد، ولی مگر می شود که چنین چیزی رخ بدهد؟ هیچ وقت پرخور نبودم ولی به دفعات غذا می خوردم. بعضی وقت ها حتی پس از تمرینات فقط آب می خوردم و همه حرف هایی که در خصوص زیاد غذا خوردنم مطرح می شد شایعه بود. اصلا اگر قرار بود هر روز 25 تخم مرغ بخورم زردی اش کبدم را از کار می انداخت. یک بار حتی آقای هاشمی رفسنجانی در دیداری در اینباره از من پرسید که من هم تکذیب کردم.

* موقع شکست بیشترین تماس ها را دارم
یک خط موبایل بیشتر ندارم؛ زمانی که تیم های وزنه برداری به موفقیت می رسند موبایلم کمتر زنگ می خورد اما وقتی ناکامی به سراغ ما می آید تلفن همراهم بیش از همیشه زنگ می خورد.

* دوستانم به خاطر من به فدراسیون کمک های زیادی کرده اند
دوستان زیادی دارم که در زمان مشکلات مالی به فدراسیون کمک زیادی می کنند؛ مشکل مالی طی چند وقت اخیر و به خاطر تشکیل وزارت ورزش و جوانان وجود داشته اما اردوهای ما هیچ‌گاه تعطیل نشده است و این بخاطر لطف دوستان است. تا کنون به 28 استان سفر کرده و با استاندار و امام جمعه آن استان ها دیدار کرده ام؛ خوشبختانه به خاطر روابط خوبی که با استانداران دارم، آنها خیلی به هیات های وزنه برداری کمک کرده اند که ساخت خانه وزنه برداری اصفهان، قزوین و کرمان از نمونه این کمک ها است.

* همه تلاش خود را برای کاهش محرومیت علی حسینی کرده ایم
برای پرونده سعید علی حسینی با چند وکیل به مبلغ 220 میلیون تومان قرارداد بستیم تا آنها با قراردادی که با یک کمپانی در لندن منعقد کردند بتوانند شرایط را بهبود ببخشند. روز جمعه دادگاه این وزنه بردار تشکیل شد و پس از آن ابراز امیدواری کردند که رای محرومیت مادام العمر عوض شود، ما حتی برای علی حسینی هتل رزرو کردیم و مترجم گرفتیم تا از میزان محرومیتش کم شود.

* هیچ وقت از شکسته شدن رکوردهایم نارحت نشده ام
متاسفانه حاشیه های زیادی در زمان محرومیت علی حسینی برای من درست شد اما این را باید بگویم که اگر دو فوق سنگین وزن خوب در ایران باشد برای فدراسیون نیز خوب خواهد بود. متاسفانه برخی حسود و تنگ نظر هستند؛ مگر کسی به من به خاطر رکوردزنی هایم چیزی داده بود که بخواهم از شکسته شدن رکوردهایم ناراحت شوم؛ از ابتدا نیز گفته بودم که خوشحال می شوم یک ایرانی رکوردهای مرا در اختیار بگیرد و حتی آرزو کردم این ایرانی در آینده پسرم باشد. بنده چندین بار به خاطر موفقیت های بهداد سلیمی به او جایزه نیز دادم اما برخی نمی خواهند موفقیت ها را ببیند و به دنبال حاشیه سازی هستند.

* دوست دارم ابوالفضل وزنه بردار شود
پسرم هم اکنون 8 سال دارد؛ او از استخوان بندی خوبی بهره می برد و دوست دارم همچون پدرش وزنه بردار شود؛ برای او یک میله آموزشی درست کردم که ابوالفضل برخی اوقات برای بلند کردن آن تلاش می کند. ان شاءالله از یازده سالگی اگر بخواهد به طور حرفه ای وزنه برداری را شروع خواهد کرد.

* نمی خواهم رییس فدراسیون جهانی شوم
صندلی برایم اهمیتی ندارد و فقط به دنبال موفقیت وزنه برداری هستم. هیچگاه نیز  به دنبال ریاست فدراسیون جهانی نبودم. در انتخابات کنفدراسیون آسیا نیز همین جوری در پست نایب رییسی نامزد شدم و برایم اهمیت نداشت زیرا آنجا کاری نیست که انجام شود و فقط وقت گذراندن است. همه کارهای وزنه برداری را تاماش آیان انجام می دهد.

* مرادی از کنار امثال من به این پست ها رسید
با هیچ کسی از جمله علی مرادی مشکل ندارم اما باید این را بگویم که مرادی از کنار امثال من به این پست ها رسید. من در انتخابات کنفدراسیون آسیا به او رای دادم و بعدها که شنیدم عنوان کرده که به او رای نداده ام خیلی ناراحت شدم؛ حتی خودکارم را به نماینده سازمانشان دادم تا او مقابل اسم مرادی علامت بزند. این را باید پرسید که نایب رییس ایرانی کنفدراسیون آسیا تا حالا چه کمکی به فدراسیون ایران کرده است؟ ما کار خود را انجام می دهیم و با حاشیه ها کاری نداریم.

* باقری بهترین مربی ایران است
رابطه ام با کورش خوب است. چند سال با او در اردوها بودم؛ بعد از آن نیز که باقری مربی ام شد و خودم خواستم که در کنارم باشد. او به لحاظ فنی نیز در شرایط خوبی به سر می برد و توانست حتی تیم جوانان را برای اولین بار قهرمان جهان کند.

* به فوتبال علاقه ندارم
به فوتبال علاقه ای ندارم؛ فقط یک بار به ورزشگاه آزادی رفته ام که آن هم برای تماشای دیدار ایران و استرالیا بود؛ فوتبال هم زیاد بازی نمی کنم، چند سال پیش پا به توپ شدم و مچ پایم پیچ خورد و آسیب دیدم؛ اظهارنظرهایی نیز که تاکنون درباره فوتبال کرده ام فقط به خاطر علی دایی و حمایت از او بوده است.

* خودم را رییس نمی دانم
خودم را رییس نمی دانم و با ورزشکاران و مربیان دوست هستم به همین دلیل هم در زمان مسابقات به کنار تخته می روم تا ملی پوشان را راهنمایی کنم که اشتباه نکنند.

 
نظرات ()



مرا حتما اینطور دفن کنید+عکس
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤

مرا حتما اینطور دفن کنید+عکس

چیزی که بسیار بر آن تأکید داشته و اجرایش را بر شما واجب می‌دانم ، نحوه تشییع جنازه و دفن من است . به ترتیبی که می گویم عمل کنید: در هر ساعتی که جنازه به دست شما رسید ، بشویید و بگذارید تا غروب آفتاب شود .
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، « حمید قلنبر» در مرداد 1339به دنیا آمد و 21 سال بعد در ساعت ده شب دوشنبه دوم شهریور1360 در شهر کرمان به دست عوامل ضد انقلاب ترور شد و به شهادت رسید. وی در هنگام شهادت مسئولیت واحد اطلاعات ستاد منطقه شش سپاه شامل استانهای کرمان ،هرمزگان ،و سیستان و بلوچستان را بر عهده داشت. مزار پاک این شهید در قطعه 24 بهشت زهرای تهران به امانت سپرده شده است.
این نوشته قصد مرور زندگی نامه شهید قلنبر را ندارد. حیات او ،در سه سال فعالیت سیاسی - نظامی اش پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، فراز و نشیب های فراوانی داشت که مجال مناسبی را می طلبد. در این مجال مختصر ، مقصود ما ، نگاهی است به وصیت نامه شهید قلنبر . این وصیت نامه یک نکته ویژه و نسبتا متفاوت با دیگر وصایای شهدا دارد و آن هم دستورات اکید و خاص شهید درباره شکل تدفینش می باشد. متن کامل وصیت نامه در زیر آمده است:

روحمان با یادش شاد

"انا لله و انا الیه راجعون"

این کتابت وصیتنامه «بنده خداست »، حمید ، فرزند محمد .وانجام آن را سفارش می کنم بر والیان خون و جسدم و حقی است برای من بر آنان که ادا کنند.
اول : برایم طلب آمرزش کنید؛ بسیار شبها. و به برادران پاسدارم که دستشان را از روی ادب می‌بوسم ، سفارش کنید در هنگام پست ، به خصوص شب ها ، برایم طلب عفو کنند.
دوم : مقداری مقروض هستم ؛ البته خدا گواه است و دوستانم ، که دیناری برای خود خرج نکرده ام . مقداری راتهیه کرده و می دهم ، آن چه ماند دوستانم به هر نوعی که می‌توانند ادا کنند؛ چرا که برای خدا کار کرده‌ام و حالا گرفتار قرض شده‌ام .
سوم: چیزی که بسیار بر آن تأکید داشته و اجرایش را بر شما واجب می‌دانم ، نحوه تشییع جنازه و دفن من است . به ترتیبی که می گویم عمل کنید: در هر ساعتی که جنازه به دست شما رسید ، بشویید و بگذارید تا غروب آفتاب شود .آنگاه جنازه ام را تنها چهار تن از دوستانم که نام می‌برم از سردخانه تا گور به دوش کشند.
1 - محسن مقدس زاده 2 - رضا حاج محمدی 3 - حسن رضایی 4 - رضا موسوی فر
مادرم را بگویید تو را به جان فاطمه گریه نکند ، برادرم هم همین طور. از سردخانه تا گور به جز چهار نفری که اسم شان را بردم ، هیچ کس حق ندارد بیاید ، آنها جسدم را در قبر بگذارند و رویم خاک بریزند و در کنار قبرم صد مرتبه طلب عفو کنند ، با گفتن «ارحم عبدک یا غفور». هیچ مجلسی در یاد بودم نگیرید و برایم عکس چاپ نکنید . تمام سعی تان را بکنید گمنام بمیرم .
چهارم: شعرها را که حاصل عمر من است به رضا برادرم و خدیجه همسرم هدیه می‌کنم که به آنها عمل کنند.
پنجم: خواهرها و برادرهای مرتبط با من را بگویید حلالم کنند و بیشتر برای خدا بکوشند.
ششم : به همه بگویید از حق شان بر من بگذرند و برایم طلب عفو و رحمت کنند.
هفتم : برایم نماز و روزه به جای آورید.
هشتم: همه شما را به پیروی از امام و آمادگی برای قیام حضرت صاحب ، سفارش می‌کنم.
مراحلال کنید . به مادرم بگویید مراحلال کند، حتماً من او را خیلی اذیت کرده ام.
برایم طلب رحمت کنید.

1359/11/5
بنده خدا حمید قلنبر




شهید حمید قلنبر



مراسم ختم شهید حمید قلنبر



شهید حمید قلنبر



شهید قلنبر در بین همرزمان



شهید حمید قلنبر مسئول اطلاعات عملیات منطقه ششم سپاه



دوستان حمید قلنبر در مراسم ختم این شهید


شهید حمید قلنبر نشسته از راست، نفر دوم
نظرات ()



14 پرسش کلیدی از حجتی ‏کرمانی
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤

14 پرسش کلیدی از حجتی ‏کرمانی

هجمه­ی سیاسی و رسانه­ای به علامه مصباح، پدیده­ی جدیدی نیست. اصلاح‏طلبان از آن هنگام که احساس کردند ایشان در مقابل «التقاط و انحراف فکری» آنها، صف­آرایی شجاعانه و شفاف کرده و به هیچ رو، قصد عقب­نشینی و مدارا ندارد، همواره دست به «ترور شخصیت» ایشان زده­اند و به هر مناسبتی، انواعی از تهمت و افترا را بر ایشان روا داشته­اند[1].

چندی پیش «حجت­الاسلام­و­المسلمین حجتی کرمانی- که سابقه­ی چند جلسه مناظره­ی تلویزیونی با علامه مصباح را در کارنامه­ی فکری خود دارد[2] و شاید هم‌چنان از شکست خود در آن مناظره، تلخ­کام و آزرده دل است- طی نامه‏ای سرگشاده به جناب علامه، ایشان را به دلیل دفاع از دکتر احمدی‏نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال­های 1384 و 1388، سرزنش کرد. جوهر و گرانیگاه نامه­ی آشفته و نامسنجم ایشان دربردارنده­ی استدلال زیر است:


مقدمه­ی اول: علامه مصباح در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال­های 1384 و 1388 از دکتر احمدی نژاد دفاع کرده است.
 
 مقدمه­ی دوم: امروز ضعف­ها و انحراف­ها و ناکارآمدی­های دکتر احمدی نژاد بر همگان روشن و اثبات شده است.
 
مقدمه سوم: اصلاح‏طلبان از وجود چنین ضعف­ها و انحراف­ها و ناکارآمدی­هایی در تفکر و شخصیت دکتر احمدی‏نژاد مطلع بودند و یا تحقق آنها را در آینده، پیش­بینی می‌کردند و از این‏رو، او را برنگزیدند.
 
نتیجه: حمایت و دفاع علامه مصباح از دکتر احمدی‏نژاد، خطایی آشکار و پرهزینه، و مخالفت اصلاح‏طلبان با احمدی‏نژاد، تصمیمی صواب و مدبّرانه بوده‌است.
 
برای ابطال این استدلال، پرسش‏هایی را- که البته پاسخ‏های شفاف و نمایان دارند- مطرح می‏کنیم و امیدواریم ایشان که زحمت «نامه‏نگاری سرگشاده» را به خود داده‏اند، از «پاسخ‏گویی منطقی» به پرسش­های معطوف به نامه­ی یاد شده، شانه خالی نکنند و نشان بدهند که صرفاً «مقاصد خاص سیاسی» یا «اغراض شخصی» را دنبال نکرده‏اند و تنها در جستجوی «حقیقت» هستند.
 
1- بر فرض که هر آنچه درباره­ی ضعف و سستی و انحطاط دولت­های نهم و دهم نگاشته‏اید، صحیح و صواب باشد؛ اما آیا از این یافته، «برتری» شخصیت­های مقبول شما- که طبق نوشته­ی خودتان آقایان هاشمی و خاتمی و سایر اصلاح‏طلبان هستند- به اثبات می‏رسد؟! شما کدام ضعف و انحراف و نقص را در «دولت احمدی نژاد» و در شخص او سراغ دارید که در «دولت سازندگی» و «دولت اصلاحات» نبوده باشد؟!
 
فراموش کرده­اید که مردم طمع تلخ «تورم 50 درصدی» را در دولت هاشمی چشیده­اند! «برخوردهای آمرانه و تحکّم­آمیز» مدیران عالی و میانی دولت سازندگی را با مردم به یاد ندارید که سبب­ساز شکل­گیری شکاف دولت و ملت در انقلاب شد؟! «اشرافیت» و «ثروت­اندوزی» و«مسابقه­ی رفاه­طلبی» میان مسئولین در چه دولتی پا‌گرفت؟! «کرباسچی» و پدیده‏های دیگر از این دست در چه دولتی رشد کردند و ننگ «فساد اقتصادی» را به پیشانی نظام اسلامی چسباندند؟!
 
از دولت خاتمی و اصلاح‏طلبان بگویم. آیا مشاور عالی خاتمی از «واتیکانیزه کردن ولایت فقیه» سخن نگفت؟ آیا روزنامه‏نگار اصلاح‏طلب مدعی نشد که باید امام خمینی(ره) را به «موزه­ی تاریخ» سپرد؟ آیا امام حسین(ع) در روزنامه‏های زنجیردار به «خشونت‏گرایی» متهم نگردید؟! آیا فعالان فکری اصلاح طلب، به صراحت از «سکولاریسم» سخن نمی‏گفتند؟! «ولنگاری اخلاقی» و «آزادی اباحی‏گرانه» به دست وزیر ارشاد وقت(عطاأالله مهاجرانی) پایه­گذاری نشد؟![3] «فتح سنگر به سنگر»، «فشار از بالا، چانه زنی از پایین»، «عبور از حاکمیت» و تاکتیک‏ها و شعارهای شرم‏آور دیگری از این دست در اتاق فرمان جریان اصلاحات طراحی نشدند؟! «فرمان هشت ماده‏ای مقام معظم رهبری در زمینه­ی مبارزه با مفاسد اقتصادی» در زمان چه دولتی صادر شد؟! اگر مفاسدی در سطح مسؤولان و مدیران دولت­های سازندگی و اصلاحات وجود نداشت و یا دست­کم آن­ها خود در پی رفع فساد برمی­آمدند، چه دلیلی برای «ورود مستقیم مقام معظم رهبری» به این عرصه وجود داشته است؟! آیا «ایران برای همه­ی ایرانیان»[4] و «جمهوری ایرانی»، صورتی دیگر از ملّی‏گرایی­ای نیست که اسفندیار رحیم مشایی آن را در قالب «مکتب ایرانی» تبلیغ می‏کند؟! «تحصن نمایندگان مجلس ششم» که یک چالش سیاسی برای نظام اسلامی رقم زد را که فراموش نکرده‏اید؟! دکتر احمدی‏نژاد را به دیکتاتوری متهم می‏کنید، محتوای «لوایح دوقلوی خاتمی» را نیز مطالعه کنید تا دریابید «دیکتاتوری شخص رییس جمهور» در چه زمانی مطرح شد و خاتمی چگونه قصد داشت کلّیت نظام و حکومت را به تصرّف خود درآورد![5] دوست دارید از چندین نفر از «مدیران و فعالان سیاسی اصلاح طلب» نام ببرم که امروزه رسماً به «سرویس­های سیاسی امریکا و انگلیس» پیوسته اند و آشکارا و بی‏پروا، «ضدّانقلاب» و «اپوزیسیون» خارج از کشور را در آغوش دارند؟! عطاء­الله مهاجرانی- وزیر ارشاد دولت اصلاحات- رسماً در «شبکه­ی تلویزیونی بی‏بی‏سی» حضور می‏یابد و «انقلاب و نظام اسلامی« را به چالش می‏کشد! بدگویی از انقلاب و ارزش­ها آن هم در خانه­ی «دیرینه­ترین و خبیث­ترین دشمنان»؟! فریبا داوودی مهاجر- مشاور دولت اصلاحات- در جلوی دوربین «تلویزیون صدای آمریکا»، «کشف حجاب» کرده است! این است معنی «تقیّد اصلاح­طلبان به احکام اسلام»؟! در قرائت جدید و متفاوت اصلاح­طلبان از اسلام، حجاب اسلامی هم دیگر جایی ندارد؟! شنیده­اید که رجبعلی مزوروعی – نماینده­ی اصلاح­طلب مجلس ششم- نیز از کشور گریخته است؟! او چه نقشی در فتنه­ی سال 88 داشته که از چنگ قانون و عدالت متواری شده‌است؟!

راستی، به نظر شما آیا احمدی‏نژاد بیشتر اهل «رفیق­بازی» و «قبیله­گرایی سیاسی» است یا آن رئیس جمهور سابقی که حتی اجازه نمی‏دهد «فرزندش» از «لندن» به ایران سفر کند و در «دادگاه نظام اسلامی» حاضر شود؟![6] مگر در فتنه سال 1388، در خانه‏های تیمی «قیطریه» و «فاطمی» و «سایت جمهوریت»[7] چه می‏گذشته‌است؟! نکند از «شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت» که در اختیار همین آقازاده بوه، در راستای «اهداف براندازانه» بر ضد نظام اسلامی استفاده شده‌است؟! آیا دختر احمدی­نژاد بارها و بارها در جریان­ آشوب­های خیابانی فتنه­ی سال 88 در کنار «منافقان» و «سلطنت­طلب­ها» و «بهایی­ها» و «سکولارها» دستگیر شد یا دختر رئیس جمهور یاد شده[8]؟! آیا اعترافات متهمان فتنه‌ی سال 1388 – از قبیل «حجاریان» و «عطریان‏فر» و «ابطحی»[9] و ... – در دادگاه نشان‌گر «انحطاط جریان اصلاحات» نبود؟! در حالی که آن­ها خود به اشتباهاتشان، اذعان عمومی و صریح داشته­اند، شما بر حقانیت جریان اصلاحات پای می­فشرید؟!
 
آری، مفاسد و معایب دولت‏های سازندگی و اصلاحات، - چه کماً و چه کیفاً- «غیرقابل مقایسه» با دولت احمدی‏نژاد است و حتی اشاره به آنها، مثنوی هفتاد من کاغذ می‏شود! شما کدام ضعف و انحراف و نقص را در «دولت احمدی نژاد» و در شخص او سراغ دارید که در «دولت سازندگی» و «دولت اصلاحات» نبوده‌باشد؟!
 
2- مفاسد و معایب یاد شده نسبت به دولت‏های سازندگی و اصلاحات در بند اول، مورد تردید نیستند؛ این مطلب نه خبر پنهان است و نه پدیده دور از رؤیت افکار عمومی. این­ها واقعیت‏هایی هستند که حتی مردم کوچه و بازار نیز به آن‏ها واقف هستند! شما که «دلسوز انقلاب» و «مدافع اسلام» و «اهل نامه نویسی سرگشاده» هستید، چرا در طول سال­های گذشته، چشم بر این همه مفاسد و معایب بزرگ و بنیان­برافکن فروبستید و کلامی انتقادی و انذارگونه بر صفحه­ی کاغذ ننوشتید؟! چرا ضعف و نقص و انحراف دوستان سیاسی خود را «سانسور»، و اشتباهات و انحرافات دیگران را «افشا» می‏کنید؟! این نوعی «تبعیض سیاسی» و «جانبداری غیرمنصفانه» نیست؟! از شما که یک روحانی هستید، دست­کم انتظار می‏رفت در مقابل «دین‏ستیزی اصلاح‏طلبان» خاموش ننشیند(هر چند خاموشی شما از دفاع ناشیانه­ی شما از تئوری تساهل و تسامح آن‏ها در جریان مناظره با علامه مصباح بهتر بود!).
 
3- با توجه به آنچه که در بند اول آمد، حقاً و انصافاً، دکتر احمدی‏نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال­های 1384 و 1388 بر سایر رقبا «برتری» نداشت؟! او نبود که در مقام نظر و عقیده، «گفتمان امام و انقلاب» را زنده کرد و در مقام عمل و اقدام، در طول مدت دو سال برعهده گرفتن مدیریت شهرداری تهران نشان داد که «روحیه­ی بسیجی» و «نشاط­کاری» و «خدمت­رسانی بی­وقفه» یعنی چه؟! توده های مردم در او چه دیده بودند که وی را با «شهید رجایی» مقایسه می‏کردند؟!
 
4- هم‌چنان که می‏دانید، رئیس جمهور با رای «توده های مردم» مشخص و انتخاب می‏شود نه نظر «جناب علامه مصباح»! چرا شما نسبت به «مردم» اعتراض نمی‏کنید که در دو دوره­ی پیاپی به دکتر احمدی‏نژاد رای داده‏اند، آن هم با وجود «چند نامزد اصلاح‏طلب» در هر دوره؟! اگر دکتر احمدی‏نژاد، منتخب «مردم» است و نه منصوب «علامه مصباح»، چرا خطاب به «مردم» نامه­ی سرگشاده نمی‏نویسید و آن‏ها را به «اشتباه بزرگشان» واقف نمی‏گردانید؟!
 
5- چرا از خود نمی‏پرسید که با وجود «هاشمی، «معین» و «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و «موسوی» و «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، چرا «توده های مردم» از گفتمان دولتهای سازندگی و اصلاحات، به صورت کلّی بریدند و به گفتمان دیگری روی آوردند که نقطه­ی مقابل آن­ها بود؟! آیا اصلاح‏طلبان در این دو انتخابات، «نامزد»ی نداشتند؟! آیا در هر دو انتخابات، «تقلب» روی داده است؟! چرا به جای «خودانتقادی»، «فرافکنی» می‏کنید؟! توصیه می­کنم مدتی را صرف مداقه پیرامون این پرسش کنیدکه چرا مردم از دولت­های سازندگی و اصلاحات روی گرداندند و با چندین «نه» بزرگ و تاریخی در جریان انتخابات، به آنها پاسخ منفی دادند؟[10]
 
6- چرا جناب علامه مصباح از دکتر احمدی نژاد دفاع کرد؟! آیا این حمایت ریشه در «اصول» و «ارزش­ها»یی داشت که احمدی‏نژاد از آنها سخن می­گفت یا ناشی از «مناسبات سیاسی» و یا «علاقه شخصی» علامه به احمدی‏نژاد بود؟! پاسخ روشن است. برخلاف تمام نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1388، این تنها احمدی‏نژاد بود که از «دولت اسلامی» سخن گفت و به صراحت بر «ارزش‏های اسلامی» تکیه کرد و به بهانه­ی «جذب آراء» و «جلب مخالف»، چهره­ای بزک کرده و فانتزی از خود نشان نداد. خود جناب علامه نیز بارها و بارها تصریح کرده‌است که حمایت ایشان از دولت به دلیل «وفاداری آنها به باورها و ارزش­های اسلامی» بوده است و لاغیر. بنابراین، این «حمایت» تا جایی باقی است و دوام دارد که وفاداری به اصول و ارزش­های یادشده، تدوام داشته باشد. در غیر این صورت، «حمایت» جای خود را به «انتقاد» و «مخالفت» خواهد داد – که اکنون داده است.


7-  بر فرض که حمایت جناب علامه مصباح از دکتر احمدی نژاد اشتباه بوده است، «حمایت خاص» مقام معظم رهبری از وی چگونه قضاوت می‏کنید؟![11] شما که خود را فردی «انقلابی» و «متعهد به ولایت فقیه» می‏انگارید، چه پاسخی برای این «تناقض» دارید؟! شاید اگر شهامت داشتید، خطاب به مقام معظم رهبری نیز «نامه­ی سرگشاده» می‏نوشتید و به ایشان به دلیل «حمایت خاص» از دکتر احمدی‏نژاد، خرده می‏گرفتند!
 
8-  برخلاف شما و دوستان اصلاح‏طلبان‏تان که همواره چشم بر روی «ضعف‏ها» و «کاستی­ها»ی خود بسته­اید و جز به «تمجید» و «تملق» درباره خود، زبان نگشاده­اید، علامه مصباح از همان آغاز به کار دولت نهم نشان داد که حمایت ایشان یک حمایت «جناحی»، «سیاسی» و «شخصی» نبوده است؛ زیرا ایشان هر جا احساس می‏کرد که اشتباه و انحرافی رخ داده، بی‏درنگ و شفاف موضع‏گیری می‏کرد. آیا جناب علامه مصباح نبود که با نظر دکتر احمدی‏نژاد مبنی بر «ورود زنان و دختران به استادیوم‌های ورزشی» مخالفت کرد و حتی دو نفر از شاگردان خو را به سوی رئیس جمهور گسیل کرد تا این مخالفت را به او ابلاغ کنند؟ آیا ایشان بارها از تمرکز صرف دولت نهم بر «عدالت خواهی» و غفلت از تکیه بر همه­ی ارزش­های اسلامی و به خصوص ارزش­های فرهنگی اسلام انتقاد نکرد؟ در ماجرای «جریان انحرافی»، اولین شخصی که به این مسأله وارد شد و «خطر قوّت­یابی مجدد فراماسونری در کشور» را گوشزد کرد، علامه مصباح نبود؟! ایشان نبود که از وقوع فتنه­ای بعد از فتنه سال 1388 خبر داد؟![12]
 
این گونه موضع‏گیری‏های صریح و شفاف نشان می‏دهد که جناب علامه، عقد اخوت با هیچ دولتی نبسته­اند و تنها بر اساس معیارها و منطق اسلامی، تعاملات و تصمیم‏گیری‏های سیاسی خود را صورت بندی می‏کنند. این خصوصیتی است که در اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اصلاح‏طلب، وجود خارجی ندارد!
 
9- حمایت علامه مصباح از دکتر احمدی‏نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری به این دلیل بود که وی را فرد «اصلح» می‏دانست و نه «معصوم». بنابراین، نمی‏توان امروز به محض بروز خطاها و اشتباه‌هایی در دولت وی، اشکال گرفت که چرا از فردی که چنین و چنان است حمایت کردید؟! آیا جناب علامه در جایی ادعا کرده‏اند که احمدی‏نژاد فردی «معصوم» است و هیچ نقصی و ضعفی متوجه او نیست؟! فرد «اصلح»، نه «مصون از خطا» است و نه یک «قهرمان». او صرفاً در مقایسه با رقبای انتخاباتی­اش، ویژگی‏های مثبت و مطلوب بیشتری دارد. همین و بس. کجای این منطق و موضع­گیری خطاست؟!
 
10- از سوی دیگر، اصلح بودن از نظر زمانی، «نسبی» است؛ یعنی ممکن است فردی در یک زمان(مثلاً زمان الف) اصلح باشد و سپس (مثلاً در زمان ب) در مقایسه با دیگران افول کند. ملاک انتخاب در مقطع زمانی الف، شرایط و ویژگی‏های فرد در «همین زمان» است و نه «زمان­های دیگر». به تعبیر امام راحل، «میزان ، حال فعلی افراد است». ظاهراً اصلاح‏طلبان از جانب علامه، انتظار «غیب­بینی» و «پیش‏گویی» دارند!
 
11- پیش­فرض اصلاح‏طلبان این است که دکتر احمدی‏نژاد «از آغاز» چنین بوده، حال آن که واقعیت این است که او قدری «تغییر» کرده است[13]. فرد نفوذیافته در دولت توانسته به تدریج، به وی نزدیک شود و نگرش و بینش او را دگرگون سازد. در واقع، احمدی‏نژاد سال 1389 و 13890، همان احمدی‏نژاد سال 1384 نیست. آنگاه می‏توان حکم به خطای علامه مصباح در دفاع و حمایت از احمدی‏نژاد کرد که «احمدی‏نژاد سال 1384» نیز ابتلای بالفعل به ضعف و لغزش­های متأخرش داشته بود، حال آنکه چنین نبوده است. موضع‏گیری سیاسی جناب علامه در دفاع از احمدی‏نژاد در چارچوب همان شخصیت و منش و تفکری از احمدی‏نژاد قابل فهم است که وی از خود بروز داده است و نمی‏توان «تغییرات» و «دگرگونی‏ها»ی رخ داده در مقاطع زمانی بعدی را به زمان‏های قبلی نسبت داد.
 
12- آیا «هزینه­ی سیاسی» تحمیل شده به نظام اسلامی از سوی دکتر احمدی‏نژاد بیشتر است یا هزینه سیاسی تحمیل شده به نظام اسلامی از سوی موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی؟ «سران فتنه»- همان گزینه‏ها و نامزدهای ایده‏آل اصلاح‏طلبان- در طول «هشت ماه فتنه سال 88»، کشور را دچار التهاب و تنش سیاسی بسیار جدّی و بی­سابقه کردند و به تعبیر مقام معظم رهبری، «ظلم بزرگی» را در حق نظام اسلامی روا داشتند که به هیچ رو، قابل چشم­پوشی نیست! آری، کسانی که خود را ریش سفیدان انقلاب و منتسبان به امام خمینی(ره) معرفی می‏کردند، فتنه بسیار بزرگ و پیچیده‏ای را رقم زدند که نظام و جامعه همچنان مشغول «پرداخت هزینه‏ها» و «رفع صدمات» ناشی از آن است. حال آیا ما باید به اصلاح‏طلبان به دلیل حمایت‌شان از «سران فتنه» اعتراض کنیم، یا آنها باید به ما به دلیل حمایت­مان از «احمدی‏نژاد» اعتراض کنند؟!
 
13- اصلاح‏طلبان در گذشته، همواره ادعا می‏کردند که قرائت علامه مصباح از اسلام، شاذ و خاص است و از این رو، گفتمان ایشان، «پایگاه اجتماعی»[14] ندارد. آن‏ها که همواره ایشان را در مقابل «مردم» قرار می‏دادند و چهره‏ای ضدّمردمی از ایشان ترسیم کرده‌بودند، چه شده که امروز حمایت علامه را از احمدی‏نژاد، این اندازه در رای آوردن وی موثر می‏انگارند؟! یعنی جناب علامه این اندازه از «پایگاه اجتماعی وسیع» برخوردارند؟! اگر این گونه است، با دیدگاه پیشین اصلاح‏طلبان چه کنیم که با دیدگاه امروزشان، «تناقض» و «تضادّ» دارد؟!
 
14- یک پرسش همواره به ذهن خطور می‏کند و آن این است که چرا اصلاح‏طلبان با وجود ادعای «اعتقاد به ولایت فقیه» و «تبعیت عملی از ولی فقیه»، چرا نظرشان درباره «علامه مصباح»، این اندازه با نظر «مقام معظم رهبری» شکاف و حتی ستیز و کشمکش دارد؟! ما از یک سو شاهد بوده­ایم که از آغاز استقرار دولت اصلاحات در سال 1376 و مشخص شدن مواضع انتقادی علامه نسبت به رویه­ی فکری و ایدئولوژیک این دولت، فعالان سیاسی و مطبوعاتی اصلاح­طلب در تخریب و ترور شخصیت ایشان از هیچ امری فروگذار نکرده‌اند! کافی است به روزنامه­های زنجیره­ای اصلاح طلب رجوع کنید، در این صورت به روشنی درمی‏یابید که حجم وسیعی از مطالب و محتوای این روزنامه‏ها و نشریات در طول هر هفته، معطوف به «ترور شخصیت علامه مصباح» بوده است! تحریف و تقطیع سخنان علامه، کوچک­ترین نوع خصومیت­ورزی اصلاح‏طلبان با ایشان بوده است. در مقابل، نظرات «مقام معظم رهبری» درباره­ی علامه مصباح را در همان دوران تاکنون مشاهده می‏کنیم که همه در بردارنده­ی تأییدات بی­نظیر و قدردانی­های ویژه است! این دو تلقی و برداشت، چگونه با یکدیگر قابل جمع هستند؟! آیا حقیقتاً اصلاح‏طلبان «التزام عملی به ولایت فقیه» دارند؟! گفته‏ها و نوشته‏ها و کرده‏های آن‏ها، دست کم، در این زمینه نشان می‏دهد که «التزام عملی آنها به ولایت فقیه»، یک «دروغ سیاسی» برای اغوای افکار عمومی است و هیچ­گونه واقعیتی ندارد.(*)
 

*مهدی جم
--------------------------------------------------------------------------------

[1]. نگاه کنید به: رضا صنعتی؛ گفتمان مصباح؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ 1389.
 
[2] . نگاه کنید به: مناظره حجت­الاسلام­و­المسلمین حجتی­کرمانی با آیت­الله مصباح یزدی؛ تهران: سروش.
 
[3]. نگاه کنید به: آزادی یا توطئه؛ قم: دفتر جریان­شناسی تاریخ معاصر.
 
[4] . در جریان انتخابات مجلس ششم، شعار «ایران برای همه­ی ایرانیان» به شعار کلیدی اصلاح­طلبان تبدیل شد.
 
[5] . یکی از این لوایح، لایحه­ای با عنوان «لایحه­ی افزایش اختیارات رئیس جمهور» بود.
 
[6] . مهدی هاشمی رفسنجانی اندکی پس از فتنه­ی سال 88 و با توجه به مهار شدن آن از سوی نظام و نقشی که وی در شکل­گیری و هدایت این فتنه داشت، از ایران به انگلیس گریخت و تاکنون نیز مراجعت نکرده است. فشار و اصرار افکار عمومی برای بازگشت وی برای بررسی اتهاماتش در دادگاه، همچنان بی­نتیجه مانده است!
 
[7] . بنابر گفته­های متهمان دادگاه فتنه­ی سال 88، «سایت جمهوریت» از سوی مهدی هاشمی رفسنجانی هدایت می­شد.
 
[8] . فائزه هاشمی رفسنجانی در برخی از تجمعات غیرقانونی و براندازانه­ی فتنه­ی سال 88 حضور داشته و به همین دلیل، چندین بار بازداشت شده است!
 
[9] . این سه تن بابت اشتباهاتشان، رسماً در دادگاه از مقام معظم رهبری و مردم عذرخواهی کردند.
 
[10] . نگاه کنید به: مهدی جمشیدی؛ «تبیین جامعه­شناختی علل ظهور و افول اصلاح­طلبان»؛ ماهنامه­ی معرفت، سال هجدهم؛ شماره١٣٨؛ خرداد١٣٨٨؛ صص ٣٣-۵۴.
 
[11] . «من از دولت حمایت می کنم، از همه دولت­های بر سرکار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت می­کنم. این حمایت، بی­دلیل و بی­حساب­و­کتاب نیست، اولاً جایگاه دولت در نظام جمهوری اسلامی و در نظام سیاسی کشور ما جایگاه بسیار مهمی است، ثانیاً بیشترین مسئولیت­ها را دولت بر دوش دارد، بعد هم این جهت گیری های دینی و این ارزش­گرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد؛ سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت­گیری عدالت­ورزی مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم، من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم.» (بیانات مقام معظم رهبری در مشهد مقدس در اول فروردین 86). نگاه کنید به:
 
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=3025
 
[12] . جزئیات همه­ی این موضع­گیری­های انتقادی در همان زمان در هفته­نامه­ی «پرتو سخن» درج شده است. نگاه کنید به:
http://www.partosokhan.ir
 
[13] . این مطلب یک ادعای سیاسی و ژورنالیستی نیست. با روش «تحلیل محتوا»(Contentanalysis)می­توان اثبات کرد که گفتمان احمدی­نژاد دچار تغییر شده است.
Social Status..[14]
 

نظرات ()



تأملی بر پرده‌نشینی اخیر مشایی
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤
تأملی بر پرده‌نشینی اخیر مشایی
طی سه هفته گذشته، مهمترین خبر پیرامون مسئله جریان انحرافی، غیبت نفر اول این جریان و عدم مشاهده وی در مقابل خبرنگاران و حتی در جلسات دولت است.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ اگر بخواهیم مهمترین وقایع سیاسی کشور را از ابتدای سال جاری تا کنون نام ببریم، یقینا نام «جریان انحرافی» و حاشیه های پیرامون آن جزو اولین گزینه هاست.

در دو ماه اخیر انتقادات از فعالیت ها و مواضع این جریان چنان فراگیر شد که پیش بینی شرایط آینده آن و تاثیرات این وضعیت، ادامه کار دولت را در هاله ای از ابهام و پیچیدگی قرار داده بود.

اما در سه هفته گذشته، مهمترین خبر پیرامون این مسئله، غیبت نفر اول این جریان و عدم مشاهده وی در مقابل خبرنگاران و حتی در جلسات دولت است.

این پرده نشینی، که بسیاری آن را وابسته به تغییر استراتژی جریان انحرافی می دانند، از طرفی می تواند حاصل شرایطی باشد که ناخواسته به این جریان تحمیل شده و از طرف دیگر نیز مربوط به نزدیک شدن تقویم سیاسی کشور به انتخابات مجلس نهم باشد.

در بعد اول یعنی شرایط تحمیل شده به جریان انحرافی، می توان به دستگیری های گسترده اعضا اشاره کرد.
 
اجماع کم نظیر دستگاه های مختلف نظیر سپاه، قوه قضائیه و وزارت اطلاعات باعث شد در مدت کوتاهی علاوه بر تعدادی از اعضای تیم دانشجویی جریان انحرافی، برخی از منسوبان این جریان در رده های بالای مدیریتی دولت نیز دستگیر شوند.

در بین چهره های شاخص دستگیر شده می توان به محمد شریف ملک زاده، دبیر شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور و نیز عباس امیری فر، دبیر جامعه وعاظ ولایی اشاره کرد.
 
همچنین شنیده ها حاکی است در چند روز اخیر حمید بقایی، نزدیکترین یار چهره اول جریان انحرافی مورد بازجویی قرار گرفته و طبق اخبار رسیده بزودی بازداشت خواهد شد.

قاطعیت نهادهای اطلاعاتی و قضایی در این مورد هر چند نشان داد کوتاهی در سایر پرونده ها به کمبود توان و امکانات مربوط نبوده، بلکه در آن موارد، تصمیمی برای برخورد وجود ندارد، اما از طرف دیگر ثابت کرد که نظام به دنبال خاموش کردن کامل آتش فتنه جدید در کوتاهترین زمان و به کاملترین شکل ممکن است.

با توجه به شرایط ذکر شده، اگر اوضاع به همین منوال ادامه می یافت، در مدت کوتاهی تشکیلات این جریان به طور کامل منهدم می شد و لازم بود به جای «جریان انحرافی» از عنوان «فرد انحرافی» استفاده شود.

اوضاع کنونی کشور نیز با توجه به برگزاری انتخابات مجلس در چند ماه آینده، به عنوان آخرین فرصتی که این جریان در اختیار دارد تا اتصال خود را به قدرت حفظ کند و به حضور خود در عرصه پس از پایان کار دولت دهم ادامه دهد، بسیار حائز اهمیت است.

اگر کشور در همین مسیر فعلی به حرکت ادامه دهد حضور قدرتمند جریان انحرافی در مجلس نهم منتفی بوده و آنها آخرین فرصت برای حفظ قدرت را از دست خواهند داد.

در چنین شرایطی طبیعی بود که سران این جریان بیکار ننشینند و تاکتیک جدیدی را انتخاب کنند.

خروج موقت اسفندیار رحیم مشایی از صحنه و پرده نشینی موقتی کسی که در چند سال گذشته از هر فرصتی برای خودنمایی و اظهارنظر استفاده کرده، تاکتیک جدید انتخابی را نشان داد.

این خروج اجباری از صحنه، از یک طرف احتمال دستگیری مشایی را کاهش می دهد و از طرف دیگر آثار روانی برای جامعه نیز دارد.

از لحاظ روانی، وقتی حجم بالایی از انتقادات و هجمه ها به یک فرد یا گروه وارد می شود، سکوت طرف مورد هجمه و عدم مشاهده وی، به مظلوم نمایی او کمک کرده و تخریب چهره اش را در بین مردم با تاخیر یا توقف مواجه خواهد کرد.

مشایی نیز با وقوف به این احتمال به طور موقت از حضور در صحنه خداحافظی کرده تا مقداری از شدت فشارها بکاهد.

البته به هیچ وجه نمی توان این خروج را دائمی دانست و توضیحات بالا ثابت می کند جریان انحرافی هرگز نمی تواند از فرصت انتخابات مجلس بگذرد؛ با این شرایط، در چند ماه آینده مشایی چاره ای جز بازگشت به صحنه نخواهد داشت.

در پایان باید گفت هوشیاری نیروهای ارزشی و دلسوزان منتقد، امری حیاتی است تا با تداوم حملات کورکورانه و بی برنامه، ناخواسته زمینه بازگشت این جریان را ایجاد نکنند؛ مسئله ای که متاسفانه در برخی موارد رعایت نمی شود و به این ترتیب تعدادی از رسانه ها و گروه های اصولگرا، با انتقادات وسیع و بی هدف، ناخواسته در همان مسیری قرار گرفته اند که به قدرت یافتن دوباره این جریان کمک خواهد کرد. 
نظرات ()



تصاویری از ازدواج همجنس بازان
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤
تصاویری از ازدواج همجنس بازان
وارثان جدید قوم لوط در انتظار عذاب الهی نشسته اند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ تمدن غرب، با کنار گذاشتن معنویت و با توجه صرف به عالم ماده و اصالت دادن به لذت، به ظاهر می خواست از آزادی انسان حفاظت کند. اما از آن جا که در نظام هستی قرار نبود حرکتی بدون حضور خدا به نتیجه مطلوب برسد؛ این تمدن، آنچنان در گرداب مادیگری و فراموشی خدا غرق شد که حیوانی ترین و پست ترین رفتارها را افتخار خود دانست و به ترویج آن پرداخت.

واقعیت این است که تمدن غرب، مدتهاست که به انتها رسیده و ناچار شده برای ادامه حیات، به سوی لذات حیوانی برود.

نمونه ای از این خوی پست، ازدواج با همجنس است که در ادامه، تصاویری از مراسم باشکوه غربی ها برای  رسیدن به این لذت شوم قابل مشاهده است.

یکی از عبرت های قرآن برای انسان ها داستان قوم لوط است که به دلیل گرفتار شدن به این رفتار کثیف، دچار عذابی بزرگ شدند.

اگر مسلمانان و سایر انسان های آزاده جهان، با این فرهنگ شوم غربی مبارزه نکنند بعید نیست که وقتی عذاب این وارثان قوم لوط نازل شد ما را هم به واسطه بی تفاوتی نسبت به آن دربرگیرد.
 
 
 
 
 
 
 
 

   
 
 
 
 
نظرات ()



امام موسی صدر زنده است
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤
حورا صدر : امام موسی صدر زنده است


تصویر بزرگ
فرزند امام موسی صدر با بیان اینکه ما بعنوان خانواده امام موسی صدر همچنان معتقدیم که امام و یارانش زنده هستند و وظیفه ما هم تلاش برای آزادی آنهاست، بر لزوم پیگیری جدی مجلس و دولت درباره وضعیت امام موسی صدر تاکید کرد.




به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از مهر حورا صدر فرزند امام موسی صدر اظهار داشتند ، در خصوص اخباری مبنی بر به شهادت رسیدن پدرش عنوان کرد: مصاحبه های زیادی این روزها با افرادی که روزی جزء همکاران و دوستداران سینه چاک قذافی بودند انجام می شود که از شواهد و مدارک مستدلی برخوردار نیست.

وی تصریح کرد: تا زمانیکه این وضعیت در لیبی حاکم است نمی توان به صحبتهای این افراد اعتماد کرد چرا که همه این اظهارات براساس حدس و گمان و شنیده های غیر موثق آنها است.

فرزند امام موسی صدر افزود: با توجه به اینکه روز به روز به امید آزادی لیبی از دست قذافی افزوده می شود برخی از این افراد که چنین صحبتهایی را مطرح می کنند بدنبال تبرئه خود از اتهامی که علیه شان در مورد ربودن امام موسی صدر مطرح شده است هستند، زیرا هم اکنون احکام همه اینها در دادگاه رسمی لبنان صادر شده است.

حورا صدر ادامه داد: ما بعنوان خانواده امام موسی صدر همچنان معتقدیم که امام و یارانش زنده هستند و وظیفه ما هم تلاش برای آزادی آنهاست.

وی با تاکید براینکه تلاش برای اینکه ما از پیگیری دست برداریم و نا امید شویم، به جایی نمی‌رسد، گفت: این قضیه، قضیه حق است و ما تا آزادی امام و نجات ایشان تلاشمان را ادامه خواهیم داد.

فرزند امام موسی صدر از مجلس و دولت و بویژه وزارت امورخارجه خواست تا جدی تر از گذشته به پیگیری وضعیت امام موسی صدر بپردازند.

گفتنی است، روز گذشته "عبدالمنعم الهونی " یکی از نمایندگان شورای انتقالی لیبی گفت: اطلاعاتی که ما در اختیار داریم نشان می‌دهد،‌ امام موسی صدر و همراهانش بدست معمر قذافی به شهادت رسیده‌اند.

نظرات ()



 
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤

نشریه 'آبزرور' چاپ لندن خبر داد؛ 'آندرس‌برینگ‌بریویک'، عامل حملات تروریستی نروژ با گروه راست لیگ دفاعی انگلیس (ایی‌دی‌ال) و سازمان مقابله با اسلامی شدن اروپا در تماس بوده است

 

 
 
 

'کریستین هالتو'، دادستان پلیس نروژ از احتمال زندانی شدن 'آندرس برینگ برویک'، متهم اصلی اقدام تروریستی اخیر این کشور به 30 سال زندان خبر داد

 

 
 
 

'نوت استوربرگت'، وزیر دادگستری نروژ ضمن 'خارق‌العاده' خواندن عملکرد پلیس در جریان عملیات تروریستی اخیر این کشور، انتقادات برخی رسانه‌ها درباره عملکرد ضعیف آنها را رد کرد

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
نظرات ()



روابط عمومی نیروی زمینی سپاه، از انجام عملیات جدید سپاه پاسداران علیه گروهک ترور
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٤

روابط عمومی نیروی زمینی سپاه، از انجام عملیات جدید سپاه پاسداران علیه گروهک تروریستی پژاک در شمال غرب کشور و کشته شدن تعدادی از اعضای این گروهک خبر داد

 

به گزارش نسیم، روابط عمومی نیروی زمینی سپاه نوشت:

در ادامه عملیات تعقیب اشرار و تروریست‌های گروهک پلید و جنایتکار پژاک، شب گذشته در منطقه قندیل و حاجی ابراهیم پیرانشهر و دولتو سردشت در آذربایجان غربی چندین تیم از عناصر این گروهک در دام دسته‌هایی از بسیجیان کرد و بومی گرفتار و منهدم شدند.

این گزارش می‌افزاید: اشرار و تروریست‌های پژاک با تحمل تلفات سنگینی از مهلکه گریختند و اجساد مزدوران هلاک شده نیز در منطقه باقی مانده است.

این گزارش تاکید کرده است: رزمندگان غیور قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه و بسیجیان کرد و بومی منطقه، تا پاکسازی کامل مناطق مرزی از لوث وجود ضد انقلاب و مزدوران بیگانه، اقدامات مقابله‌ای، آفندی و امنیت‌آفرین خود را ادامه خواهند داد.
نظرات ()



مجموعه‌ی وصیت نامه‌های شهدا درباره‌ی حجاب
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٢

1)« خواهران ما در حالى که چادر خود را محکم برگرفته‏اند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ می ‏کنند... هدف‏دار در جامعه حاضرشده‏اند.»

 (رییس جمهور شهید محمد على رجایى)     

2)«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تاسرخى خون من.»

 (شهید محمد حسن جعفرزاده)        

3) «مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداکارى شما رشد پیدا کردم.»

 (شهید غلامرضا عسگرى)        

4)«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏معنویت و صفا مى‏کشاند.»

 (شهید على رضائیان)          

5) «از خواهران گرامى خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است.»

  (شهید على روحى نجفى)        

6) «و تو اى خواهر دینى‏ام: چادر سیاهى که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.»

   (شهید عبدالله محمودى)         

7)«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

 (شهید على اصغر پور فرح آبادى)         

8)«به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت کنید.».

(شهید حمید رستمى)          

9) «خواهرم: حجاب تو مشت محکمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»

  (شهید بهرام یادگارى)          

10)«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.»

    (شهید صادق مهدى پور)          

11)«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

  (شهید سید محمد تقى میرغفوریان)          

12)«خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

 (شهید حمید رضا نظام)          

13) «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»

  (شهید محمد کریم غفرانى)           

14) «خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان مىکشید.»
 «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.»

 (سردار شهید رحیم آنجفى)           

         

[مجموعه‌ی وصیت نامه‌های شهدا درباره‌ی حجاب]           

نظرات ()



'داریوش رضایی‌نژاد'، از نیروهای وزارت دفاع ایران، عصر شنبه طی یک اقدام تروریستی
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٢

'داریوش رضایی‌نژاد'، از نیروهای وزارت دفاع ایران، عصر شنبه طی یک اقدام تروریستی در خیابان بنی‌هاشم تهران، به همراه همسرش به دست عوامل ناشناس که سوار بر یک موتور سیکلت بودند، با شلیک 5 گلوله ترور شد + اخبار تکمیلی

 

-21:56/ خبرگزاری فارس گزارش داد: در این اقدام تروریستی همسر و کودک این فرد نیز مصدوم شدند که هم اینک برای مداوا به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل شده‌اند. داریوش رضایی‌نژاد دانشجوی فوق لیسانس برق گرایش قدرت دانشگاه خواجه نصر‌الدین طوسی و از همکاران وزارت دفاع کشور بود.

- 20:20/ ایرنا نوشت: داریوش رضایی‌ دانشجوی مقطع دکترای الکترونیک بوده است. این حادثه زمانی رخ داد که این استاد دانشگاه به همراه همسرش در زمان بازگشت از محل کار به مهد کودکی که فرزندشان آنجا نگهداری می شد مراجعه کردند و در مقابل مهدکودک مورد سوء قصد قرار گرفتند.

- 19:41/ سایت عصر ایران نوشت: دکتر رضایی به همراه همسر و دختر خردسالش، مقابل در خانه شان و در درون خودروی سواری خود مورد هدف تروریست ها قرار گرفت. پوکه های باقی مانده در محل نشان می دهد که در این ترور حداقل 5 گلوله شلیک شده که یک گلوله به گردن این دانشمند و گلوله دیگر به دست وی اصابت کرده است. همچنین یک گلوله نیز به در خانه همسایه روبرویی اصابت کرده است.

- یک منبع آگاه در گفتگو با «نسیم»: دکتر رضایی استاد الکترونیک دانشگاه صنعتی خواجه نصیر بوده و ارتباطی با برنامه هسته‌ای ایران نداشته است

- صفرعلی براتی، معاون سیاسی وزارت کشور ایران در گفتگو با خبرگزاری ایلنا تأیید کرد که ظهر امروز یک نفر در خیابان بنی هاشم، خیابان رضاییان تهران "ترور" شده است اما گفت که هنوز معلوم نیست که آیا این فرد از دانشمندان هسته ای بوده یا نه.

- خبرگزاری مهر، خبر دقایقی پیش خود درباره جزئیات ترور دکتر داریوش رضایی، دانشمند هسته‌ای کشورمان را به همراه عکس وی از خروجی خود حذف کرد

- 19:36/ دکتر رضایی استاد دانشگاه خواجه نصیر و از پژوهشگران موسسه رویان بوده است

- 19:10/ یک منبع آگاه در گفتگو با «نسیم»، از اصابت چهار گلوله به وی و یک گلوله به همسرش خبر داد

- 18:57/ سایت ایران هسته‌ای نوشت: برخی منابع به ایران هسته‌ای گفتند شکل ترور به این صورت بوده است که دو موتور سوار به دکتر رضایی و همسرش که سوار یک پژو بوده‌‎اند، حمله کرده و با شلیک 5 گلوله رضایی را به شهادت رساندند. همسر وی نیز مورد اصابت یک گلوله قرار گرفته اما زنده مانده است.

- نام فرد ترور شده، دکتر داریوش رضایی است

- 18:56/ ایسنا نیز در این زمینه نوشت: در پی وقوع حادثه ترور این فرد که گفته می‌شود دکترای فیزیک داشته و استاد دانشگاه بوده است، بازپرس کشیک قتل پایتخت در صحنه جنایت حضور یافت و تحقیقات خود را آغاز کرد.

- برخی منابع از "دکتر برنزی" به عنوان فرد ترور شده نام برده‌اند

- این اقدام تروریستی در ساعت 16:30 امروز به وقع پیوست

- 18:45/ همسر وی نیز در این حادثه تروریستی زخمی شده است
 

یک منبع آگاه در گفتگو با «نسیم»، به بیان جزئیاتی از مشخصات داریوش رضایی‌نژاد، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه خواجه نصیر که روز گذشته ترور شد، پرداخت

 

به گفته این منبع آگاه، رضایی نژاد متولد بهمن ماه سال 1356 در آبدانان، از شهرستان‌های استان ایلام بوده که در سال 1377 مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی برق-الکترونیک را از دانشگاه صنعتی مالک اشتر اخذ کرده بود. وی همچنین متاهل و دارای یک فرزند دختر بود، که در جریان حادثه روز گذشته اخباری مبنی بر مصدومیت آن‌ها نیز مخابره شده است. رضایی نژاد همچنین دانشجوی کارشناسی ارشد دوره مشترک دانشگاه "هانوفر" آلمان بود.
نظرات ()



عاشقانه یک خلبان با همسرش
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٢
عاشقانه یک خلبان با همسرش
 عباس دوران به سال 1329 در شیراز متولد شد. شهید دوران با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلکه «الامیه» و «البکر» را غرق کرد و در عملیات فتح*المبین نیز حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 برای انجام مأموریت حاضر شد و هدف موردنظر او ناامن کردن بغداد از انجام کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد بغداد بود.

اما هنگام عملیات اصابت موشک عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران به طرف پالایشگاه الدوره پرواز کرد و تمام بمب ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می سوخت.
کاظمیان، همراهش با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالک غیرمتعهد پرواز کرد. او در آخرین لحظات با یک عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل کوبید.

سردار دلاور 40 ساله ایران اسلامی در روز سی ام تیر سال 1361 به شهادت رسید.
سرانجام بعد از بیست سال تنها قطعه ای از استخوان پا به همراه تکه ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاک سپردند.

http://www.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/doran/kamel2/05.jpg

 

آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند اولین نامه ای است که شهید عباس دوران برای همسرش در روزهای جنگ تحمیلی نوشته است.

خاتون من ، مهناز خانم گلم سلام

بگو که خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری برای من نبودن تو سخت است ولی چه می شه کرد جنگ جنگ است و زن و بچه هم نمی شناسد .
نوشته بودی دلت می خواهد برگردی بوشهر . مهناز به جان تو کسی اینجا نیست همه زن و بچه ها یشان را فرستادند تهران و شیراز و اصفهان و ...

علی هم (سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی ) امروز و فرداست که پروانه خانم و بچه ها را بیاورد شیراز دیشب یک سر رفتم آن جا . علیرضا برای ماموریت رفته بود همدان از آنجا تلفن زد من تازه از ماموریت برگشته بودم می خواستم برای خودم چای بریزم که گفتند تلفن . علی گفت : مهرزاد مریضه پروانه دست تنهاست . قول گرفت که سر بزنم گفت : نری خونه مثل نعش بیفتی بعد بگی یادم رفت و از خستگی خوابم رفت ، می دانی این زن و شوهر چه لیلی و مجنونی هستند .

پروانه طفلک از قبل هم لاغر تر شده مهرزاد کوچولو هم سرخک گرفته و پشت سرش هم اوریون پروانه خانم معلوم بود یک دل سیر گریه کرده . به علی زنگ زدم و گفتم علی فکر کنم پروانه خانم مریضی مهرزاد را بهانه کرده و حسابی برات گریه کرده است . علی خندید و گفت : حسود چشم نداری توی این دنیا یکی لیلی من باشه ؟

دلم اینجا گرفته عینکم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی که چند روز واکس نخورده نشستم تا آفتاب کم کم طلوع کنه باد آن روزی افتادم که آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسکس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یکی از بچه ها بود .
اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یکی دو روز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم .

خیلی فرصت کم می کنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش که پیشکش پوتینهایم را هم دو سه روز یکبار هم وقت نمی کنم از پایم خارج کنم . علی که اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی که هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه های گردان یک شب وقتی من و علی داشت کم کم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازکردند . اولش کلی بد و بی راه حواله شان کردیم اما بعد فکر کردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را که در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان کپک زده است .

مهناز مواظب خودت باش این حرفها را نزدم که ناراحت بشی بالاخره جنگ است و وضعیت مملکت غیر عادی . نمی شود توقع داشت چون یک سال است ازدواج کردیم و یا چون ما همدیگر را خیلی دوست داریم جنگ و مردم و کشور را رها کرد و آمد نشست توی خانه . از جیب این مردم برای درس خواندن امثال من خرج شده است پیش از جنگ زندگی راحتی داشتیم و به قدر خودمان خوشی کردیم و خوش بخت بودیم به قول بعضی از بچه های گردان خوب خوردیم و خوابیدیم الان زمان جبران است اگر ما جلوی این پست فطرتها نایستیم چه بر سر زن و بچه و خاکمان می آید . بگذریم

از بابت شیراز خیالت راحت آن جا امن است کوه های بلند اطرافش را احاطه کرده و اجازه نمی دهد هواپیماهای دشمن خدای ناکرده آنجا را بزنند . درباره خودم هم شاید باورت نشه اما تا بحال هر ماموریتی انجام دادم سر زن و بچه های مردم بمب نریختم اگر کسی را هم دیدم دوری زدم تا وقتی آدمی نبوده ادامه دادم .

لابد خیلی تعجب کردی که توی همین مدت کوتاه چطور شوهر ساکت و کم حرفت به یک آدم پر حرف تبدیل شده خودم هم نمی دانم به همه سلام برسان به خانه ما زیاد سر بزن مادرم تورا که می بیند انگار من را دیده .
سعی می کنم برای شیراز ماموریتی دست و پا کنم و بیایم تو راهم ببینم همه چیز زود درست می شود دوستت دارم خیلی زیاد .

مواظب خودت باش

همسرت عباس - مهر ماه 1359

منبع :گروه جهاد و مقاومت مشرق

 خاطراتی از دیگر خلبانان دفاع مقدس هم خواندنیست

ده خاطره از شهید عباس بابایی

1)بعد از ظهر یکی از روزهای پاییزی، که تازه چند ماهی از شروع اولین سال تحصیلی ابتدایی عباس می گذشت، او را به محل کارم در بهداری شهرستان قزوین برده بودم. در اتاق کارم به عباس گفتم: پسرم پشت این میز بنشین و مشق هایت را بنویس.
سپس جهت تحویل دارو به انبار رفتم و پس از دریافت و بسته بندی، آنها را برای جدا کردن و نوشتن شماره به اتاق کارم آوردم. روی میز به دنبال مداد می گشتم. دیدم عباس با مداد من مشغول نوشتن مشق است. پرسیدم:
ـ عباس! مداد خودت کجاست؟
گفت: در خانه جا گذاشتم.
به او گفتم: پسرم! این مداد از اموال اداری است و با آن باید فقط کارهای مربوط به اداره را انجام داد. اگر مشق هایت را با آن بنویسی ، ممکن است در آخر سال رفوزه شوی.
او چیزی نگفت. چند دقیقه بعد دیدم بی درنگ مشق خود را خط زد و مداد را به من برگرداند. (راوی: مرحوم حاج اسماعیل بابایی، پدرشهید)

2) در دوران تحصیل برای کمک به بابای پیر مدرسه که کمر و پاهایش درد می کند نیمه های شب ـ قبل از اذان صبح ـ به مدرسه می رود و کلاس ها و حیاط را تمیز می کند و به خانه برمی گردد. مدتها بعد بابای مدرسه و همسرش در تردید می مانند که جن ها به کمک آنها می آیند! و در نیمه شبی « عباس» را می بینند که جارو در دست مشغول تمیز کردن حیاط است .

3)در طول مدتی که من با عباس در آمریکا هم اتاق بودم، همه تفریح عباس در آمریکا در سه چیز خلاصه می شد : ورزش، عکاسی، و دیدن مناظر طبیعی. او همیشه روزانه دو وعده غذا می خورد ، صبحانه و شام.
هیچ وقت ندیدم که ظهرها ناهار بخورد . من فکر کنم عباس از این عمل ، دو هدف را دنبال می کرد ؛ یکی خودسازی و تزکیه نفس و دیگری صرفه جویی در مخارج و فرستادن پول برای دوستانش که بیشتر در جاهای دوردست کشور بودند. بعضی وقت ها عباس همراه شام، نوشابه می خورد ؛ اما نه نوشابه هایی مثل پپسی و .... که در آن زمان موجود بود ؛ بلکه او همیشه فانتای پرتقالی می خورد. چند بار به او گفتم که برای من پپسی بگیرد ، ولی دوباره می دیدم که فانتا خریده است .
یک بار به او اعتراض کردم که چرا پپسی نمی خری ؟ مگر چه فرقی می کند و از نظر قیمت که با فانتا تفاوتی ندارد ،آرام و متین گفت :« حالا نمی شود شما فانا بخورید؟»
گفتم:« خب ، عباس جان برای چه ؟» سرانجام با اصرار من آهسته گفت :« کارخانه پپسی متعلق اسرائیلی هاست ؛ به همین خاطر مراجع تقلید مصرف آن را تحریم کرده اند .»
به او خیره شدم و دانستم که او تا چه حد از شعور سیاسی بالایی برخوردار است و در دل به عمق نگرش او به مسایل ، آفرین گفتم . (راوی: خلبان آزاده امیر اکبر صیادبورانی)

4)مدت زمانی که عباس در «ریس» حضور داشت با علاقه فراوانی دوست یابی می کرد ، آنها را با معارف اسلامی آشنا می نمود و می کوشید تا در غربت از انحرافشان جلوگیری کند .
به یاد دارم که در ان سال ، به علت تراکم بیش از حد دانشجویان اعزامی از کشورهای مختلف ، اتاق هایی با مساحت تقریبی سی متر را به دو نفر اختصاص داده بودند . همسویی نظرات و تنهایی ، از علت های نزدیکی من با عباس بود ؛ به همین خاطر بیشتر وقت ها با او بودم.
یک روز هنگامی که برای مطالعه و تمرین درس ها به اتاق عباس رفتم ، در کمال شگفتی «نخی» را دیدم که به دو طرف دیوار نصب شده و مساحت اتاق را به دو نیم تقسیم کرده بود . نخ در ارتفاع متوسط بود ، به طوری که مجبور به خم شدن و گذر از نخ شدم . به شوخی گفتم : «عباس ! این چیه! چرا بند رخت را در اتاقت بسته ای؟»
او پرسش مرا با تعارف میوه، که همیشه در اتاقش برای میهمانان نگه می داشت ، بی پاسخ گذاشت.
بعدها دریافتم که هم اتاقی عباس جوانی بی بند وبار است و در طرف دیگر اتاق ، دقیقاً رو به روی عباس ، تعدادی عکس از هنرپیشه های زن و مرد آمریکایی چسبانده و چند نمونه از مشروبات خارجی را بر روی میزش قرار داده است .
با پرسش های پی در پی من، عباس توضیح داد که با هم اتاقی اش به توافق رسیده و از او خواهش کرده چون او مشروب می خورد لطفاً به این سوی خط نیاید؛ بدین ترتیب یک سوی اتاق متعلق به عباس بود و طرف دیگر به هم اتاقی اش اختصاص داشت و آن نخ هم مرز بین آن دو بود . روزها از پس یکدیگر می گذشت و من هفته ای یکی ، دو بار به اتاق عباس می رفتم و در همان محدوده او به تمرین درس های پروازی مشغول می شدم و هر روز می دیدم که به تدریج نخ به قسمت بالاتر دیوار نصب می شود؛ به طوری که دیگر به راحتی از زیر آن عبور می کردم .
یک روز که به اتاق عباس رفتم او خوشحال و شادمان بود و دریافتم که اثری از نخ نیست . علت را جویا شدم . عباس به سمت دیگر اتاق اشاره کرد. من با کمال شگفتی دیدم که عکس های هنر پیشه ها از دیوار برداشته شده بود و از بطری های مشروبات خارجی هم اثری نبود. عباس گفت : دیگر احتیاجی به نخ نیست ؛ چون دوستمان با ما یکی شده. (راوی: امیر خلبان روح الدین ابوطالبی)

5) در دوران تحصیل در آمریکا، روزی در بولتن خبری پایگاه «ریس» که هر هفته منتشر می شد، مطلبی نوشته شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد. مطلب این بود: دانشجو بابایی ساعت 2 بعد از نیمه شب می دود تا شیطان را از خودش دور کند.
من و بابایی هم اتاق بودیم. ماجرای خبر بولتن را از او پرسیدم. او گفت: ـچند شب پیش بی خوابی به سرم زده بود. رفتم میدان چمن پایگاه و شروع کردم به دویدن. از قضا کلنل «باکستر» فرمانده پایگاه با همسرش از میهمانی شبانه بر می گشتند. آنها با دیدن من شگفت زده شدند. کلنل ماشین را نگه داشت و مرا صدا زد. نزد او رفتم. او گفت: در این وقت شب برای چه می دوی؟ گفتم: خوابم نمی آمد خواستم کمی ورزش کنم تا خسته شوم. گویا توضیح من برای کلنل قانع کننده نبود. او اصرار کرد تا واقعیت را برایش بگویم. به او گفتم: مسایلی در اطراف من می گذرد که گاهی موجب می شود شیطان با وسوسه هایش مرا به گناه بکشاند و در دین ما توصیه شده که در چنین موقعی بدویم و یا دوش آب سرد بگیریم.
آن دو با شنیدن حرف من، تا دقایقی می خندیدند، زیرا با ذهنیتی که نسبت به مسایل جنسی داشتند نمی توانستند رفتار مرا درک کنند.»
(راوی: امیر اکبر صیاد بورانی)

6)چند روزی بود که به همراه عباس از پایگاه لکلند واقع در شهر سن آنتونیوتکزاس فارغ التحصیل شده و برای پرواز با هواپیمای آموزشی T-41 به پایگاه ریس در شمال تکزاس آمده بودیم. در ورزشهای روزانه، می بایست ابتدا جلیقه هایی را با وزن نسبتاً زیادی به تن می کردیم و چندین دور با همان جلیقه ها به دور محوطه و یا پادگان می دویدیم. این کار جزء ورزشهای اجباری بود که زیر نظر یک درجه دار آمریکایی انجام می شد. پس از پایان این مرحله، دانشجویان می توانستند ورزش دلخواه خودشان را انتخاب کنند و عباس که والیبالیست خوبی بود با تعدادی از بچّه های ایرانی یک تیم والیبال تشکیل داده بودند. آن روزها بیشترین سرگرمی ما بازی والیبال بود.
باید بگویم که آمریکاییان در سالهای حدود 1349 (1970 میلادی) تقریباً با بازی والیبال بیگانه بودند و هنگام بازی مقررات آن را رعایت نمی کردند؛ به همین خاطر یک روز هنگامی که با چند نفر از دانشجویان آمریکایی مشغول بازی بودیم.، آبشارهای بی مورد و پاسهای بی موقع آنها همه ما را کلافه کرده بود. عباس به یکی از آنها یادآوری کرد که اگر می خواهید والیبال بازی کنید باید مقررات آن را رعایت کنید. یکی از دانشجویان آمریکایی از این سخن عباس آزرده خاطر شد و در حالی که بر خود می بالید با بی ادبی گفت: توی شترسوار می خواهی به ما والیبال یاد بدهی؟
او به عباس جسارت کرده بود؛ به همین خاطر دیگران خواستند تا پاسخ او را بدهند؛ ولی عباس مانع شد و روی به آن دانشجوی آمریکایی کرد و با متانت گفت: من حاضرم با شما مسابقه بدهم. من یک نفر در یک طرف زمین و شما هر چند نفر که می خواهید در طرف مقابل.
دانشجوی آمریکایی که از پیشنهاد عباس به خشم آمده بود، به ناچار پذیرفت.
دانشجویان آمریکایی می پنداشتند که هر چه تعداد نفراتشان بیشتر باشد، بهتر می توانند توپ را بگیرند؛ به همین خاطر در طرف مقابل عباس ده نفر قرار گرفتند. عباس نیز با لبخندی که همیشه بر لب داشت در طرف دیگر زمین محکم و با صلابت ایستاد.
بازی شروع شد. سرنوشت این بازی برای تمام بچه های ایرانی مهم بود؛ از این رو دانشجویان ایرانی عباس را تشویق می کردند و آمریکایی ها هم طرف خودشان را؛ ولی عباس با مهارتی که داشت پی در پی توپ ها را در زمین طرف مقابل می خواباند. آمریکایی ها در مانده شده بودند و نمی دانستند که چه بکنند. در حین برگزاری مسابقه، سر و صدایی که دانشجویان برپا کرده بودند کلنل «باکستر» فرمانده پایگاه را متوجه بازی کرده بود و در نتیجه او نیز به زمین مسابقه آمد. در طول بازی از نگاه کلنل پیدا بود که مهارت، خونسردی و تکنیک عباس را زیر نظر دارد.
سرانجام در میان ناباوری آمریکایی ها، مسابقه با پیروزی عباس به پایان رسید. در این لحظه فرمانده پایگاه، که گویا از بازی خوب عباس تحت تأثیر قرار گرفته بود و شادمان به نظر می آمد، از عباس خواست تا در فرصتی مناسب به دفتر کارش برود.
چند روز بعد عباس از طرف فرمانده پایگاه به عنوان کاپیتان تیم والیبال پایگاه «ریس» انتخاب شد. با مسابقاتی که تیم والیبال پایگاه با چند تیم از شهر «لاواک» برگزار کرد، تیم والیبال پایگاه به مقام اول دست یافت و عباس به عنوان یک کاپیتان خوب و شایسته مورد علاقه فراوان کلنل «باکستر» قرار گرفته بود و بارها شنیدم که او عباس را «پسرم» صدا می کرد. (راوی: امیر خلبان روح الدین ابوطالبی)

7)پنج یا شش روز به عید سال 1361 مانده بود . ساعت ده شب شهید بابایی به منزل ما آمد و مقداری طلا که شامل یک سینه ریز و تعدادی دستبند بود به من داد و گفت :« فردا به پول نیاز دارم ، اینها را بفروش»
گفتم :« اگر پول نیاز دارید ، بگویید تا از جایی تهیه کنم »
او در پاسخ گفت :« تو نگران این موضوع نباش . من قبلاً اینها را خریده ام و فعلاً نیازی به آنها نیست . در ضمن با خانواده ام هم صحبت کرده ام .»
من فردای آن روز به اصفهان رفتم . آنها را فروختم و برگشتم . بعدازظهر با ایشان تماس گرفتم و گفتم که کار انجام شد . او گفت که شب می آید و پول ها را می گیرد . شهید بابایی شب به منزل ما آمد و از من خواست تا برویم بیرون و کمی قدم بزنیم . من پول ها را با خود برداشتم و رفتیم بیرون . کمی که از منزل دور شدیم گفت :وضع مناسب نیست قیمت اجناس بالا رفت و حقوق کارمندان و کارگران پایین است و درآمدشان با خرجشان نمی خواند و.....
او حدود نیم ساعت صحبت کرد . آنگاه رو به من کرد و گفت:« شما کارمندها عیالوار هستید . خرجتان زیاد است ومن نمی دانم باید چه کار کنم » بعد از من پرسید :« این بسته اسکناس ها چقدری است ؟» گفتم: صد تومانی و پنجاه تومانی. پول ها را از من گرفت و بدون اینکه بشمارد ، بسته پول ها را باز کرد و از میان آنها یک بسته اسکناس پنجاه تومانی درآورد و به من داد و گفت :«این هم برای شما و خانواده ات . برو شب عیدی چیزی برایشان بخر.»
ابتدا قبول نکردم . بعد چون دیدم ناراحت شد ، پول را گرفتم و پس از خداحافظی ، خوشحال به خانه برگشتم .بعدها از یکی از دوستان شنیدم که همان شب پول ها را بین سربازان متأهل ، که قرار بود فردا برای مرخصی عید نزد زن و فرزندانشان بروند تقسیم کرده است .(راوی: سید جلیل مسعودیان)

8)عباس نمازش را بسیار با آرامش و خشوع می خواند. در بعضی وقتها که فراغت بیشتری داشت آیه «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» را هفت بار با چشمانی اشکبار تکرار می کرد.
به یاد دارم از سن هشت سالگی روزه اش را به طور کامل می گرفت. او به قدری نسبت به ماه رمضان مقیّد و حساس بود که مسافرتها و مأموریتهایش را به گونه ای تنظیم می کرد تا کوچکترین لطمه ای به روزه اش وارد نشود. او همیشه نمازش را در اول وقت می خواند و ما را نیز به نماز اول وقت تشویق می کرد.
فراموش نمی کنم، آخرین بار که به خانه ما آمد، سخنانش دلنشین تر از روزهای قبل بود. از گفته های او در آن روز یکی این بود که: وقتی اذان صبح می شود، پس از اینکه وضو گرفتی، به طرف قبله بایست و بگو ای خدا! این دستت را بروی سر من بگذار و تا صبح فردا برندار.
به شوخی دلیل این کار را از او پرسیدم. او در پاسخ چنین گفت: اگر دست خدا روی سرمان باشد، شیطان هرگز نمی تواند ما را فریب دهد.
از آن روز تا به حال این گفته عباس بی اختیار در گوش من تکرار می شود. (راوی: اقدس بابایی)

9)قبل از پیروزی انقلاب در پایگاه اصفهان در سمت فرمانده گردان « F-14» در یک مانور هوایی به مناسبت روز 24 اسفند شرکت داشت. من به عنوان فرمانده گردان هماهنگیهای لازم را انجام دادم و در روز مقرر به پرواز درآمدیم. فرمانده دسته اول من بودم و عباس هم در دسته من پرواز می کرد. باید بگویم که رژه در حضور شاه برگزار می شد.
از شروع پرواز چند دقیقه ای می گذشت و ما در حال نزدیک شدن به فضای جایگاه بودیم. آرایش هواپیماها از قبل هماهنگ شده بود و چشمان حاضران و خبرنگاران در جایگاه در انتظار مانور ما بر فراز جایگاه بودند که ناگهان صدای عباس در رادیو پیچید او گفت:
ـ من در وضع عادی نیستم. نمی توانم دسته را همراهی کنم.
مضطربانه پرسیدم:
ـ چه مشکلی پیش آمده؟
گفت:
ـ سیستم هیدرولیک هواپیما از کار افتاده است. می خواهم از دسته جدا شوم و باید به برج مراقبت اعلام وضعیت اضطراری کنم.
من فقط گفتم:
ـ شنیدم تمام.
در این لحظه عباس از دسته جدا شد. مانوری کرد و در جهت مخالف دسته های پروازی، به سمت باند رفت. آن لحظه آرایش هواپیماها در هم ریخت و باعث در هم پاشیدن مراسم شد پس از انجام پرواز به پایگاه برگشتیم. یک پرسش ذهن مرا به خود مشغول کرده بود که با توجه به اینکه سیستم هیدرولیک در جنگنده «F-14» دوبله است، چرا عباس از سیستم دوم استفاده نکرده است.
فرمانده پایگاه مرا تحت فشار قرار داد که درباره اعلام «وضع اضطراری» عباس اظهار نظر کنم. من پاسخ دادم که وقتی هواپیما در هوا دچار اشکال یا نقص فنی می شود، در آن لحظه تصمیم گیرنده خلبان است؛ بنابراین او باید تصمیم بگیرد که فرود بیاید یا به پرواز خود ادامه دهد. البته این نظر برای خودم قابل قبول نبود؛ ولی با توجه به علاقه ای که عباس داشتم و تا حدودی از هدف او آگاه بودم بر روی این موضوع سرپوش گذاشتم. حال اینکه او می توانست با استفاده از سیستم دوم به راحتی پرواز را تا پایان ادامه دهد. سپس به طور کتبی و رسماً به مسئولین اعلام کردم که تصمیم بابایی مبنی بر فرود، در آن لحظه کاملاً منطقی بوده و سرپیچی از فرمان محسوب نمی شود.
چند روز بعد، هنگام خروج از اتاق عملیات، عباس را دیدم. او در حالی که به من ادای احترام می کرد، نگاهش به نگاه من دوخته شده بود. هیچ نگفت؛ ولی در عمق چشمانش خواندم که می گفت: «متشکرم».
بعدها حدسم به یقین تبدیل شد و دانستم که عباس در آن روز نمی خواست رژه انجام شود و در حقیقت عمل او در آن روز یک حرکت انقلابی و پروازش یک پرواز انقلابی بود. ( راوی: امیر حبیب صادقپور)

10)عباس همیشه علاقه داشت تا گمنام باقی بماند. او از تشویق، شهرت و مقام سخت گریان بود. شاید اگر کسی با او برخورد می کرد، خیلی زود به این ویژگی اش پی می برد.
زمانی که عباس فرمانده پایگاه اصفهان بود یک روز نامه ای از ستاد فرماندهی تهران رسید. در نامه خواسته بودند تا اسامی چند نفر از خلبانان نمونه را جهت تشویق و اعطای اتومبیل به تهران بفرستیم. در پایان نامه نیز قید شده بود که « این هدیه از جانب حضرت امام است.» عباس نامه را که دید سکوت کرد و هیچ نگفت. ما هم اسامی را تهیه کردیم و چون با روحیه او آشنا بودم، با تردید نام او را جزء اسامی در لیست گذاشتم می دانستم که او اعتراض خواهد کرد. از آنجا که عباس پیوسته از جایی به جای دیگر می رفت و یا مشغول انجام پرواز بود. یک هفته طول کشید تا توانستم فهرست اسامی را جهت امضاء به او عرضه کنم. ایشان با نگاه به لیست و دیدن نام خود قبل از اینکه صحبت من تمام شود، روی به من کرد و با ناراحتی گفت:
ـ برادر عزیز! این حق دیگران است؛ نه من.
گفتم:
ـ مگر شما بالاترین ساعت پروازی را ندارید؟ مگر شما شبانه روز به پرسنل این پایگاه خدمت نمی کنید؟ مگر شما... ؟
ولی می دانستم هر چه بگویم فایده ای نخواهد داشت. سکوت کردم و بی آنکه چیزی بگویم، لیست اسامی را پیش رویش گذاشتم. روی اسم خود خط کشید و نام یکی دیگر از خلبانان را نوشت و لیست را امضا کرد.
در حالی که اتاق را ترک می کردم. با خود گفتم که ای کاش همه مثل او فکر می کردیم. (راوی: امیرعلی اصغر جهانبخش)
می برمش حمام
مدتی قبل از شهادتش ، در حال عبور ازخیابان سعدی قزوین بودم که ناگهان عباس را دیدم . او معلولی را که هر دو پا عاجز بود و توان حرکت نداشت ، بردوش گرفته بود و برای اینکه شناخته نشود، پارچه ای نازک بر سر کشیده بود . من او را شناختم و با این گمان که خدای ناکرده برای بستگانش حادثه ای رخ داده است ، پیش رفتم . سلام کردم و با شگفتی پرسیدم : «چه اتفاقی افتاده عباس ؟ کجا می روی »
او که با دیدن من غافلگیر شده بود ، اندکی ایستاد وگفت: «پیر مرد را برای استحمام به گرمابه می برم . او کسی را ندارد و مدتی است که به حمام نرفته!» (راوی: میرزا کرم زمانی)
عباس عشق دوم داشت
شب رفتن به حج ، توی خانه کوچکمان ، آدم های زیادی برای خداحافظی و بدرقه جمع شده بودند. صد و چند نفری می شدند. عباس صدایم کرد که برویم آن طرف ، خانه سابقمان . از این خانه جدیدمان ، که قبل از این که خانه ما بشود موتورخانه پایگاه بود، تا آن یکی راه زیادی نبود . رفتیم آن جا که حرف های آخر را بزنیم . چیزهایی می خواست که در سفر انجام بدهم . اشک همه پهنای صورتش را گرفته بود. نمی خواستم لحظه رفتنم ، لحظه جدا شدنمان تلخ شود. گفت: مواظب سلامتی خودت باش، اگر هم برگشتی دیدی من نیستم ....
این را قبلا هم شنیده بودم . طاقت نیاوردم . گفتم : عباس چه طوری می توانم دوریت را تحمل کنم ؟ تو چه طور می توانی؟
هنوز اشک های درشتش پای صورتش بودند. گفت: تو عشق دوم منی ، من می خواهمت ، بعد از خدا. نمی خواهم آن قدر بخواهمت که برایم مثل بت شوی.
ساکت شدم . چه می توانستم بگویم ؟ من در تکاپوی رفتن به سفر و او....؟
گفت: صدیقه ، کسی که عشق خدایی خودش را پیدا کرده باشد باید از همه این ها دل بکند.(راوی همسر شهید)

         

[برگرفته ازسایت :تبیان]  

ده خاطره از شهید علی اکبر شیرودی

1)شهید چمران در خصوص رشادت های شهید شیرودی در غائله کردستان و پاوه می گوید: "هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد. او با آن وحشتی که در دل دشمن ایجاد می کرد، بزرگترین ضربات را به آنها می زد".همرزمان این شهید بزرگوار در خصوص شخصیت والای خلبان شیرودی می گویند: روزی در تعقیب ضد انقلاب وقتی خواست راکتی شلیک کند متوجه حضور بچه ای در آن حوالی شد، برگشت و ابتدا با بال هلیکوپتر بچه را ترساند و از آنجا راند و بعد برگشت و حمله کرد.

2)با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ به منطقه کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و به دو خلبانی که با او همفکر بودند گفت : "ما می مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می کوبیم و مسئولیت تمرد را می پذیریم". در طول ۱۲ ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی های بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند. در همان ایام به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در ۹ مهر ۱۳۵۹ چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده اند، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".

3) در مهر ماه سال 59 یکی دو فروند میگ عراقی که بر فراز پایگاه هوانیروز کرمانشاه به قصد حمله ظاهر شده بودند مورد هدف پدافند هوانیروز قرار گرفته و لاشه آن درست روی ساختمان محل زندگی شهید شیرودی سقوط کرده و ساختمان را ویران می کند .در آن زمان شیرودی ، عازم به ماموریتی بود .به او گفتند سری به منزلت بزن ببین چه بلایی سرش آمده .ولی در کمال تعجب وی با خنده و خونسردی کامل گفت :ترجیح می دهم به منطقه بروم ؛و رفت و کلید منزلش را فرستاد تا دوستانش بروند واگر اثاثیه ای مانده است به جای دیگر ببرند .بچه های انجمن اسلامی رفتند و داوطلبانه اثاثیه منزل او را به خانه دیگری منتقل کردند و شیرودی پس از انجام چند پرواز بر گشت و به منزل جدیدش سر زد .

4) در یکی ار عملیات هایی هم که در کردستان داشتیم ،حین نبرد با دمکراتها ،علی اکبر پس از اتمام مهماتش می بیند که یک اتومبیل حامل دمکراتها در حال فرار است ؛فورا پایین می آید و اتومبیل را با« اسکیتهای» هلی کوپتر از زمین بلند کرده و به همراه سر نشینان با خود به پادگان می آورد ،بسیار سریع و برق آسا این کار را انجام می دهد .

5) در زمانی که طی یکی از عملیات ،ضد انقلاب پی در پی آماج حملات دشمن شکن شهید شیرودی قرار می گیرد و نجات خود را تنها در گرو خاموشی آتشباریهای هلی کوپتر علی اکبر می بیند ،برای شخص او پیغامی می فرستند ،بدین مضمون که ما دو راه در مقابل خلبان شیرودی قرار می دهیم ،یا به ما بپیوندد و در خدمت ما بجنگد که در این صورت ماهیانه صد هزار تومان – در سال 59 – به عنوان حقوق در یافت می نماید و یا به شهر خود بازگشته و تنها از حضور در جبهه ها خود داری کند که در آن صورت مبلغ سی هزار توما ن از ما در یافت می دارد .راه سومی هم هست .در صورت نپذیرفتن این دو راه خلبان شیرودی باید یقین داشته باشد که سر بریده اش را برای خانواده اش ارسال خواهیم کرد . در همان زمان که شیرودی مشغول پیکار با ضد انقلاب و متجاوزین بعثی بود ،جبهه ای دیگر نیز از سوی لیبرالها و عوامل دولت موقت و سپس بنی صدر در مقابل او تشکیل شد. قلب مهربان او که به عشق اسلام ،امام و امت می تپید ،همواره از کار شکنی ها و اخلال آن روباه صفتان به درد می آمد و روح بلندش آزرده می گشت ،اما طبق قول خودش اگر چه می تواند آنان را رسوا و افشا نماید ،اما به خاطر فرمان و اراده حضرت امام سکوت اختیار می کند .

به نقل از محمد علی صمدی

6)وقتی خبر شهادت شهید شیرودی را به حضرت امام رساندم ایشان شدیدا منقلب شد و متاثر گشت و پس از آنکه اشک از چشمانش سرازیر شد فرمود :«شیرودی آمرزیده است.»

به نقل ازشهید فلاحی

7)سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت . به یکی از برادران از دوستان قدیمی اش و از روحانیون متعهد کرمانشاه است گفته بود ،فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم ،زیرا می دانم که باید شهید بشوم .این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی .گفته بود نه ،شهید کشوری را در خواب دیدم که به من گفت :شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته ام ،باید بیایی توی این عمارت بشینی ،لذا می دانم که رفتنی هستم .به یکی از برادران هم گفته بود که دعا کن تا شهید شوم ،از بعضی تاز جریانات سیاسی دلم گرفته است .درگیریهای سیاسی این جوان مومن را بسیار آشفته و ناراحت کرده بود .

مقام معظم رهبری

8)فرازهایی از خاطرات شهید شیرودی:

* 12 نفر آدم با 3 هلیکوپتر در پادگان ابوذر ،سه تا لشگر را لت و پار کردیم .یک ستون سوخته در مسیر گیلان غرب است ،یک ستون سوخته در مسیر قصر شیرین و سر پل ذهاب است ،یک ستون سوخته توی دشت ذهاب است ،باید یادم باشد وقتی رفتم از آنجا عکسی بردارم .این کارها یی بود که ما درست در عرض 48 ساعت انجام دادیم .این کارهایی بود که ما با سه تانک و فقط یک دانه آتشبار این کار را کردیم. سه تا تانک در مقابل 120 الی 150 تا تانک عراقی فقط در جبهه سر پل ذهاب . ما اینجا را در همان 48 ساعت اول گرفتیم .شما فکر می کنید این قدرت من است ؟نه ،این قدرت خداست ،که آنجا حکمفرما یی می کند .این قدرت حق است ،اینجاست که خداوند می فرماید اگر تو حرکت کنی برکت از من است .ما حرکت کردیم و این همه برکت به دست آوردیم .12 نفر حرکت کردیم و باور کنید 12 هزار نفر را عقب راندیم ،درست یک ماه هیچ کس پیش ما نیامد ،یک ماه تنها در آنجا بودیم و من فرمانده تیپ بودم ،فرمانده تیپ ما در رفته بود چون یک زره ایمان در این مرد نبود ،که خوشبختانه الان در زندان است .خلاصه ما ماندیم و این سه لشگر را عقب زدیم و این خاک را گرفتیم و حفظ کردیم تا عزیزان پاسدار آمدند به یاری ما .تا بسیج آمد به یاری ما .

* من علی اکبر شیرودی فرزند دهقان زاده شهسواری هستم . من روستا زاده افتخار می کنم که در خدمت شما هستم و این قدر هم که از من تعریف می کنید ،می ترسیم خودم را گم کنم و فکر کنم واقعا لیاقتش را ندارم .من خواهش می کنم من را بزرگ نکنید ،من لیاقت این همه بزرگی را ندارم ،من یک سرباز ساده اسلام هستم که هنوز نتوانسته ام خودم را در حد کمال قرار دهم ،یک سرباز ساده باشیم تاروزی که به شهادت برسیم و در آن روز خداوند بزرگترین در جه افتخار را به ما عنایت می فرماید .تا آن روز ما سرباز ساده ای هستیم و بهتر است که ما را بزرگ نفرمایید تا خودمان را گم نکنیم .

من نوکر آن کسی هستم که طرفدار امام باشد ،من نوکر کسی هستم که مطیع و مقلد امام است و در غیر این صورت سرور آن کس هستم.

...ما در اوایل جنگ کردستان تعدادمان کم بود ،به کمک اینها احتیاج داشتیم و آقایان لیبرال می گفتند ما درون مرزی نمی جنگیم . ما سربازیم و ارتشی و برون مرزی می جنگیم .ما برای ملت می جنگیم و اگر روزی یک کشوری خواست کشور ما را بگیرد آن وقت ما می جنگیم ،طرف فکر می کرد کردستان آن موقع جزو کشور ایران است .گفتیم خوب شما در کردستان نجنگید ،ما با بچه های سپاه در کردستان می جنگیم .شما نیایید .زمانی که جنگ مرزی شروع شد آقایانی که می گفتند ما ملی گرا هستیم در جنگ شرکت نکردند .من چند روزی اینجا بودم و بعد برگشتم و رفتم به کردستان .گفتند آی بیا به دادمان برس که عراق دارد می آید ،گفتم خوب شما که گفتید ما در منطقه مرزی می جنگیم ،بفرمایید بروید .من تو منطقه مرزی نمی جنگم ،آقایان ملی گرا ها برن تو مرز بجنگن ،من مذهبی هستم ،من داخل مرز می جنگم ،اما برای من ،تنکابن ،اصفهان ،کرمانشاه ،کردستان یا سر مرز ،برای من فرقی ندارد ،هر جا ،هر کس ،حتی درون خانه من کسی بخواهد علیه اسلام حرف بزند ،خفه اش می کنم ،هر کس در هر جایی که باشد و علیه اسلام قیام کند ،من هم او را خواهم کشت ،برای من شهر ،مکان و خانه مطرح نیست .اسلام مطرح است .

...در حال حاضر اگر تعریف نباشد فکر می کنم بالاترین ساعت پرواز جنگ در دنیا را داشته ام ( دو هفته پیش از شهادت ) تا به حال 360 بار از خطر گلوله های دشمن جان سالم به در برده ام .تیر خورده ام که البته همه آنها قابل تعمیر بوده و هم اکنون قابل استفاده اند .در حال حاضر فکر می کنم بیش از بیست هزار ماموریت انجام داده باشم و آنچه که مسلم است قدرت خداست که من تا به حال زنده ام و امیدوارم که تا روزی که اسلام به پیروزی می رسد زنده بمانم .
وقتی که پرواز می کنم حالتی دارد که یک نفر عاشق ،به طرف معشوق خود می رود . هر آن فکر می کنم که به معشوق خودم نزدیکتر می شوم و وقتی در حال برگشتن هستم هر چند که پروازم موفقیت آمیز بوده باشد ،باز مقداری غمگین هستم ،چون احساس می کنم هنوز آن طور که باید خالص نشده ام تا مورد قبول خدا قرار بگیرم.

...از شما مردم می خواهم که مواظب باشید ،مواظب شایعات باشید ،سپاه را بشناسید ،،ارتش را بشناسید و ببینید سپاهی که از قلب این ملت بر خاسته و ارتشی که این همه «حر» تحویل جامعه قهرمان پرور ایران داده تا به حال چه حماسه هایی آفریده اند ...ارتشی که پشتیبانش ملت باشد حتما پیروز است ،مخصوصا وقتی که این ارتش مکتبی باشد و ما امیدواریم که تمامی پرسنل ارتش ما روزی مکتبی باشند و ما امیدواریم که تمامی پرسنل ارتش ما روزی مکتبی بشوند و آن روز ،روزی است که آمریکا باید بر خودش بلرزد ،چون یک ارتش مکتبی می خواهد دنیا را به زانو در آورد .

... دوباره به همه ملتهای مسلمان جهان اعلام می کنم که من و همرزمانم سرباز اسلام هستیم و برای اسلام می جنگیم و نه برای هیچ چیز دیگر .ما برای احیای اسلام می جنگیم و من به نوبه خودم اگر برای اسلام نبود حتی اسلحه به دست نمی گرفتم .من بر می گردم به منطقه تا سنگر خالی نباشد .من برمی گردم تا آنجایی که نفس دارم بکوشم این مزدوران عراقی را از کشور عزیزمان بیرون کنیم و در عراق ساقطشان کنیم .ما به امید سقوط دادن رژیم عراق و همچنین رژیم های ظالم کشور های دیگر می جنگیم ،مکتب ما پیروز است ،مکتب ما قوی است .این مکتب است که سربازان را به جبهه می فرستد و این طور رشادت به خرج می دهند و این چنین از خودشان فقط مقداری خاکستر به جا می گذارند و اسم عزیز شان در ایران و در تاریخ کلیه جنگها ی جهان علیه ظلم زنده خواهد بود ... از قول من به امام بگویید :« امروز در جنگ ،مکتب است که می جنگد نه تخصص . »

9)آخرین عملیات پروازی خلبان شیرودی در بازی دراز صورت گرفت. عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سر پل ذهاب گسیل می کند.
خلبان یاراحمد آرش که به همراه شهید شیرودی در این عملیات پروازی شرکت داشت، درمورد چگونگی شهادت این خلبان دلاور چنین می گوید: " بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز مسلسل به دست می گرفت. درآخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانک های عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به همان تانک شلیلک کرده و آن را منهدم نمود و خود نیز به شهادت رسید."

10)شهیدعلی اکبر شیرودی از شهادت خود آگاه بود، چنان که به یکی از روحانیون متعهد کرمانشاه گفته بود: " شهید احمد کشوری را در خواب دیدم که به من گفت شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته ام و باید بیایی و در این عمارت بنشینی".

ده خاطره از شهید عباس دوران

1) در یکی از روزهای بهار سال 1360 مسئولین شهر شیراز تصمیم می گیرند به خاطر رشادت ها و دلاوری های عباس دوران، یکی از خیابان های شهر شیراز را به نام او کنند؛ لذا از دوران دعوت می شود تا در مراسم شرکت کند و او نیز قبول کرده و به آن جا می رود که از دوران به شایستگی تقدیر می شود.
چون او ضربات مهلکی به دشمن وارد نموده بود، همیشه عوامل نفوذی دشمن قصد ترور وی را داشتند که یکی از این موارد هم در همین زمان بود که خوشبختانه این ترور عقیم ماند.
درد دل خود عباس
هشتم تیر 1360
دلم نمی خواهد از سختی ها با همسرم حرفی بزنم. دلم می خواهد وقتی خانه می روم جز شادی و خنده چیزی با خودم نبرم؛ نه کسل باشم، نه بی حوصله و خواب آلود تا دل همسرم هم شاد شود. اما چه کنم؟ نسبت به همه چیز حساسیت پیدا کرده ام. معده ام درد می کند. دکتر می گوید فقط ضعف اعصاب است. چطور می توانم عصبانی نشوم؟ آن روز وقتی بلوار نزدیک پایگاه هوایی شیراز را به نام من کردند، غرور و شادی را در چشم های همسرم دیدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمین را که دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم که این همه محبت دارند و خوبند پشت تریبون رفتم. ولی همین که پایم به خانه رسید، دیگر طاقت نیاوردم. حواله زمین را پاره کردم، ریختم زمین. یعنی فکر می کنند ما پرواز می کنیم و می جنگیم تا شجاعت های ما را ببینند و به ما حواله خانه و زمین بدهند؟
باید با زبان خوش قانعش کنم که انتقال به تهران، یعنی مرگ من. چون پشت میزنشینی و دستور دادن برای من مثل مردن است. 

2) در طول پرواز صحبت نمى کرد. همواره مى گفت: اگر از مسیر منحرف شده و یا حالت نامتعادلى داشتم، با من صحبت کنید، خودتان هم مواظب اطراف باشید. همچنین بسیارى از دوستانش از زبان او شنیده بودند که اگر روزى هواپیماى من مورد هدف قرار گیرد، هرگز آن را ترک نمى کنم و با آن به قلب دشمن حمله ور مى شوم.

3) وقتی قرار شد به پاس کاردانی های وجانفشانی های مکرر از پایگاه هوایی بوشهر به تهران انتقال یافته ودر ستاد عملیات نیروی هوایی خدمت کند. همسرش فوق العاده خوشحال شد واو را تشویق کرد تا هرچه زودتربرای انتقال اقدام کند.اما اودر دفتر یادداشتش نوشت. باید بازبان خودش قانعش کنم انتقال به تهران یعنی مرگ من چون پشت میزنشینی و دستور دادن برای من مثل مردن است.

4) تابستان۱۳۶۱صدام حسین بر برگزاری کنفرانس سران غیر متعهدها دربغداد پافشاری و تاکید داشت وچند ماه زودتربنزهای تشریفات خریداری شد برای اجلاس. را در اتوبان های بغداد به نمایش گذاشت اما صبحگاه تیر ۱۳۶۱آخرین پرواز عباس دوران .جولان بر فراز بغداد با جنگنده دوست داشتنی اش E3_F4 ۶۵۷۰ وبمباران پالا یشگاه الدوره بود .اوضمن نمایشی از عزت وشجاعت .جنگنده ی شعله ورش راباخشم وکین بر قلب دشمن فرود آورد تا خواب صدام را پریشان کرده و میزبانی اجلاس سران غیره متعد ها را ازاو بگیرد.

5) او به عنوان لیدر دسته ای دو فروند یF_14 برای مقابله با تجاوز هوایی ۹فروند هواپیمای دشمن از زمین بلند شد ند. دقایقی بعد در حالی کنترل زمینی به آنها هشدار می داد که مراقب باشند تا مورد اصابت قرار نگیرند در آسمان خوزستان به سوی جنگندها مهاجم حمله ور شد وبا سرنگون کردن دو فروند میگ۲۳عراقی بقیه را مجبوربه فرار کرد . این نبرد درخشان هوایی در جدول آمارهای و رکود درگیری های هوایی جهان بانام A_DoWran بسیار پر آوازه وبرای هر ایرانی غرورآفرین است.

6)عملیات در تاریخ 1359.9.7 شروع می شود. در همان ساعات ابتدایی نبردف در یک عملیات متحورانه عباس دو ناوچه نیروى دریایى عراق را در حوالى اسکله «الامیه» و «البکر» سرنگون کرد. تا پایان عملیات، دوران و همرزمانش مرتبا هواپیما عوض می کردند. بطوریکه بعد از فرود، دوران از هواپیما پیاده می شد و به هواپیمای دیگری که مسلح بود سوار می شد و به نبرد ادامه می داد. عباس بی‌نهایت شجاع بود. آن روزها سخت‌ترین مأموریت‌ها را قبول می‌کرد. در این عملیات به او که درحال پرواز بود اطلاع دادند باید عملیات نیمه تمام رها شود، که عباس قبول نکرد و با رشادت تمام این دو اسکله را نابود ساخت. چنان چه مى‏گفتند و به اثبات هم رسیدف نیروى دریایى عراق را سرهنگ خلبان عباس دوران و سرهنگ خلبان خلعتبرى به نابودى کشاندند.

7)امروز پرواز cas انجام دادیم من شماره دو بودم . شماره یک سرتیپ محمود ضرابی خلبان و عسگری کمک بود ، شماره دو من خلبان و پیروان کمک بود .
در طول مسیر در ارتفاع بالا پرواز می کردیم . اهواز را در ارتفاع 5 هزار پایی قطع و نیروهای دشمن را کاملا دیدم . آنها به طرف ما تیراندازی می کردند . البته 5 دقیقه دیرتر روی هدف رسیده بودیم و با یک دسته هواپیماهای اف 5 خودی روبرو شدیم که البته اتفاقی نیفتاد . نیروی های دشمن در حال کندن سنگر بودند و ما هم نیروی توپ خانه و یا زرهی که همراه با فرمانده و تجهیزات باشد نداشتیم ، به هر حال راکتها و فشنگها را روی آنها ریخته و خیلی واضخ دیدم که یکی از تانکها آتش گرفت ، البته موقع زدن راکت در ارتفاع پانصد پایی بودم .

8)در آستانه عملیات بیت المقدس، دشمن دست به تحرکات گسترده ای زده بود و مرتبا نیرو و تجهیزات به جبهه های جنوبی ارسال می کرد. لذا از سوی نیروی هوایی تدبیری اندیشیده شد تا ضربه ای کاری به دشمن وارد شود لذا بعد از کسب اطلاعات لازم و تهیه نقشه های پروازی، تصمیم بر این شد که در یک عملیات گسترده هوایی عقبه دشمن از جمله نفرات و تجهیزات آنها از ارتفاع بالا بمباران شدید شود.
در 29 اسفند سال 1360 طرح آغاز شد و دوران به عنوان لیدر یا همان فرمانده دسته پروازیف انتخاب و 15 نفر از خلبانان تیزپرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز انتخاب شدند. بعد از توجیهات لازم توسط دوران، همگی به پرواز درآمدند و با هدایت او مواضع دشمن به سختی بمباران شد و راه برای فتح خرمشهر هموار گردید.

9) عباس دوران در طول 22 ماه حضور در جنگ 120 پرواز عملیاتی داشتند. آنهایی که اهل پرواز هستند می دانند که غیرممکن است.  شاید هیچ خلبانی پیدا نشود که توانسته باشد از عهده این کار برآید و این در آن زمان یک رکورد در نیروی هوایی محسوب می شد. در بین نیروی های دشمن نیز دوران خیلی معروف بود و زهرچشمی از عراقی ها گرفته بود که عراقی ها آرزوداشتند او را اسیر کنند.

10)این عملیات برای جمهوری اسلامی از نظر سیاسی بسیار مهم بود. اگرکنفرانس سران کشورهای غیره متعهد در بغداد برگزار می شد صدام به مدت ۸سال ریاست آن را به عهده می گرفت .تنهاراهی که می شودازبرگزاری کنفرانس جلوگیری کرد.ناامن نشان دادن بغداد بود برگزاری بود که صدام به امنیت آن افتخار می کرد . عباس با این حرکت شهادت طلبانه اش باعث شد که این اجلاس به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشود..به آسمان پرکشید...باروحی به وسعت آسمان . قصد ترک سفینه ی آتش گرفته را نداشت این را بارها قبل از حادثه به دوستانش گفته بودکه ( بعثی ها آرزوی اسارت مرا به گور خواهند برد ) عاشقانه در حالی که به کابین عقب خود دستور خروج اضطراری داده و دستگیره ی خروج او را کشیده بود جنگنده ی شعله ورش را به یکی از ساختمانهای نظامی بغداد کوبید واز حجم انبوه دود و آتش برای مشاهدی جمال الهی به آسمان ها پرکشید..  پس ازسال ها غربت در روز دوم مرداد ۱۳۸۱بقایای پیکر پاک سرلشکرشهید عباس دوران به خاک میهن بازگشت تا این سند افتخارهمیشه جاویدان تاریخ ایران اسلامی در سرزمینی که دوست داشت تشییع ودر دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شود..



 

نظرات ()



بیانات امام خامنه ای در پایگاه نیروی دریائی ارتش در بندرعباس
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٥/٢

بیانات در پایگاه نیروی دریائی ارتش در بندرعباس

بسم‌‌الله‌‌الرّحمن‌‌الرّحیم‌

خداوند متعال را سپاسگزارم که به من این توفیق را داد که برای تجدید عهد و تجدید دیدار و گفتن صمیمانه‌ی خسته‌نباشید به شما عزیزان، فرماندهان، کارکنان و جوانان عزیز، امروز در این میدان حضور پیدا کنم.

یقین بدانید امروز یکی از مؤثرترین کارها، کاری است که شما در نیروهای دریائی ارتش و سپاه به انجام دادن آن مشغولید: جبران عقب‌افتادگی‌های طولانی سالهای درازی که حکومتهای طاغوتی نگذاشتند و زمینه‌ی پیشرفت دریانوردی و حضور دریائی را برای ایران عزیز فراهم نکردند. تلاش مضاعف شما امروز باید آن عقب‌افتادگی‌های طولانی‌مدت را جبران کند.

همان طوری که همه‌ی ما میدانیم، دریا برای یک کشور، یک فرصت بزرگ برای پیشرفت و حفظ منافع ملی است. فوائد دریا برای یک کشور و یک ملت، فوائد راهبردی است؛ فوائد بزرگ و کلان است. کسانی با تسلط بر دریا و دریانوردی در طول قرنهای پی‌در‌پی ـ تقریباً در طول چهار قرن ـ توانستند قدرت بین‌المللی خودشان را تا سرزمینهای دوردست گسترش دهند. به ملتها ظلم شد، سرزمینها غصب شد، منابع ملتها تضییع شد؛ اما آن دولتها و کشورهای مسلط بر دریا توانستند از این طرقِ ظالمانه برای خود حیثیتهای مادی و قدرتهای بزرگ فراهم بیاورند. ملتهای منطقه‌ی ما، چه در خلیج فارس، چه در دریای عمان، سالهای متمادی ـ شاید ده‌ها سال ـ عادت کرده بودند که صدای قدرتمدارانه و زورگویانه‌ی کسانی را که سوار بر ناوهای جنگی میشدند و از دوردستها به این منطقه می‌آمدند، بشنوند و در مقابلِ آنها سکوت کنند و دم فرو بندند.

یک روزی در همین خلیج فارس، در این منطقه‌ی دریائیِ بسیار حساس، ناو انگلیسی می‌آمد، فرمانده‌ انگلیسی ناو از داخل آن ناو فرمان میداد، دستور میداد و کسانی خودشان را موظف میدانستند که این دستور را اجرا کنند. در این منطقه، سالهای متمادی بر این منوال گذشت.

امروز همه چیز عوض شده است. ساحل ممتد و طولانیِ متعلق به ایران عزیز، امروز در اختیار دولتی مستقل و ملتی سرافراز و بیدار است؛ ملتی که به خدای متعال متکی است؛ نیروی خود را میشناسد و به آن میبالد و اراده‌ی خود را بر اراده‌ی تحکم‌آمیز هر قدرت سیاسی و نظامی تحمیل میکند و کسانی را که میخواهند با تحکم بر ملتها حاکمیت کنند، مجبور به عقب‌نشینی میکند.

امروز منطقه‌ی خلیج فارس و دریای عمان با وجود حضور نامطلوب و مضر ناوهای کشورهای مختلف ـ اروپائی و آمریکائی ـ در این منطقه، یک منطقه‌ی آزاد، مستقل و متکی به نفس است، به خاطر حضور جمهوری اسلامی و ایران سربلند و ملت مقتدر کشور عزیزمان.

آن دوران گذشت که کسانی بخواهند بیایند سرنوشت این منطقه را با حضور نظامی خودشان تأمین کنند. ممکن است هنوز در بین حکام و دولتمردان این منطقه کسانی باشند که باز هم مایل باشند طول موج خودشان را تطبیق کنند با فرستنده‌های بیگانگان؛ اما ملتها امروز بیدار شده‌اند. امروز ملتها هشیارند. امروز ملتها میدانند که حضور نظامی و مسلح بیگانگان در هر منطقه‌ای ـ‌‌‌‌‌ نه فقط در منطقه‌ی ما ـ مایه‌ی ناامنی آن منطقه است. اینجا هم حضور بیگانگان مایه‌ی ناامنی است. امنیت خلیج فارس و دریای عمان با حضور کشورهای منطقه و همکاری آنها تأمین میشود و بس. منافع دریا مال همه است؛ امکانات این دریای پربرکت متعلق به این ملتهاست. چگونه میشود از این برکات به نفع منافع ملی استفاده کرد و کشور را از آن بهره‌مند کرد؟ با داشتن اقتدار. این اقتدار را شما نیروهای مسلحی که با معنای جهاد و مفهوم ازخودگذشتگی خو گرفته‌اید، میتوانید تأمین کنید.

از آغاز تشکیل نظام جمهوری اسلامی، ما هرگز هیچ کشوری را، هیچ قدرتی را  به رویاروئی و جنگ تشویق نکردیم و نخواهیم کرد و تا آنجائی که بتوانیم، از هر گونه رویاروئی حساب شده یا تصادفی جلوگیری میکنیم ـ این به جای خود محفوظ است ـ ما یک ملت صلح‌طلبیم؛ اما آن کسانی که پیشرفت کار خودشان را با حضور نظامی، با تحکم نظامی، با زورگوئی‌های معمول میخواهند تأمین کنند، باید در مقابل خودشان یک ملت مقتدر را حس کنند؛ و مظهر اقتدار ملت در دریا، شما نیروهای دریائی هستید که در سرتاسر این ساحل طولانی استقرار دارید.

هر روز و شب شما، هر دوره‌ی کاری شما، هر مسئولیت عملیاتی یا پشتیبانی یا آموزشی شما یک حسنه است؛ یک اقدام در راه منافع ملت ایران و سربلندی جمهوری اسلامی ایران است. خدای متعال این مجاهدت را ـ مجاهدتی که بسیاری هم آن را نمیشناسند؛ در حقیقت مجاهدت خاموش را ـ به حساب می‌آورد و برای شما اجر و ثواب در دیوان الهی مقرر میفرماید. آنچه میتوانید، در این تلاش مقدس، صادقانه و مخلصانه و با همه‌ی توان و نیرو مجاهدت کنید و ادامه بدهید و بدانید که این کشور و این نظام و این ملت مدیون شما جوانانی است که اقتدار او را تجسم میبخشید و نشان میدهید.

این منطقه با حضور نیروهای مسلح کارهای بزرگی دارد؛ چه منطقه‌ی دریای عمان و چه منطقه‌ی سواحل خلیج فارس. دستگاه‌های دولتی و مسئولان گوناگون کشور موظفند همکاری‌های لازم را با نیروهای مسلح انجام دهند تا این کارها به بهترین وجه انجام بگیرد.

من از حضور امروز در میان شما عزیزان، جوانان، مسئولان و مدیران و فرماندهان نیروهای مسلح در این منطقه خرسندم. خدا را سپاسگزارم و همان طور که این جوان عزیز در متن زیبائی که خواندند، گفتند، مقصود من خداقوتی است و میخواهم به شما بگویم بدانید اجر شما، زحمات شما پیش خدای متعال محفوظ است و خود شما، خانواده‌های شما، کسان شما، مسلّماً مورد لطف و تفضل الهی و ان‌شاءالله دعای حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) قرار خواهند داشت.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نظرات ()



هدیه ای از طرف خداوند
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢٩
΅هوس ΅

بدحجاب


رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.


حرف اضافه: 


دوستانی که فرصت دارن و می تونن در زمینه گسترش حجاب و فرهنگ حجاب با کوپه همکاری کنن کامنت بذارن تا در جریان کامل قرار بگیرن... البته بهتر بود که این کار در وبلاگی که مزین به نام جضرت زهرا سلام الله علیها هست انجام بشه... اما علی الحساب به همین اکتفا می کنیم... به امید اینکه با عنایت حضرت زهرا (س) این کار به ثمر برسه...


تشکر می کنم از دوستانی که (خصوصی یا عمومی) کامنت گذاشتن و اعلام آمادگی کردن برای همکاری با کوپه


توصیه :


هر کس می خواد با جرعه ای صداقت و سادگی دلش آروم بگیره یه سری به وائل بزنه...


΅هدیه ای از طرف خدا veil , a gift from god ΅

 veil, a gift from god


وتقبل منا/ این اولین پست با نگاه روانشناسی و جامعه شناسی در مورد حجاب است... که به یاری خدا و همکاری هم قطاران گمنام کوپه تهیه شده... امید هست که در پست های بعدی بتونیم بهتر بگیم... اینکه خدا دوست داشت ما آدم ها رو که گفت هیچ اجباری نیست ولی اگه اینطور باشید بهتره...گفت همه شمایی که آروم و قرار ندارید... راه آرامش تون رو نشون می دم...


حرف اضافه: طرح ها و مطالب همه ی همسفران کوپه در مورد حجاب در سلسه پست های <هدیه ای از طرف خدا> استفاده می شه... طرح ها و مطالبتون رو به ایمیل کوپه بفرستید...


راسل مى‏گوید: از لحاظ هنرى، مایه تأسف است که بتوان به آسانى به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز مى‏گوید: آنچه مى‏جوییم و نیابیم عزیز و گرانبها مى‏گردد. ویلیام جیمز به صراحت توصیه مى‏کند: زنان عزّت و احترامشان به این است که به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند. پس حجاب احساس ارزشمندى است؛ که موقعیتى بلند مرتبه براى زنان پدید مى‏آورد و مردان را در محدودیت فرو مى‏برد. اگر چه در بیان به زنان گفته مى‏شود که پوشیده بیرون آیید؛ ولى واقعیت آن است که به مرد گفته مى‏شود، بهره بردارى جنسى در همه جا ممنوع. چون راه چشم را که نافذترین کانال حسىِ مردان است، نمى‏توان سد کرد. و نیز توفیق در پاره ‏اى از مسؤولیت‏ها و حتّى سپردن برخى از مسؤولیت‏ها به حجاب تکیه دارد و افرادى که بى‏حجابى پیشه مى‏کنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان که امروزه مشاهده مى‏کنیم - چاره‏اى ندارند جز آن که انجام آن مسؤولیت‏ها را به دیگران و حتّى مردان بسپارند. زنانى که در پى دلربایى و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیکر خود به چیزى نمى‏اندیشند، هرگز نمى‏توانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤولیت کنند و به معنویت خود و اعضاى خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن که خود به دلیل ناتوانى یا شانه خالى کردن از انجام دادن مسؤولیت‏هاى فردى باز مى‏مانند، با روحیه و وضعیت بدنى خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را براى فعالیت مسؤولیت پذیرانه نامساعد مى‏سازند. بر این اساس، بازدهى فعالیت‏هاى خانوادگى و اجتماعى را کاهش مى‏دهند و حتّى دقّت عمل را دچار اختلال مى‏کنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان مى‏مانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیت‏هاشان باز مى‏دارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهش‏هاى میدانى، حاکى از افت تولید و کاهش سطح کیفیت در مراکز آلوده به افراد بى‏حجاب، بر درستى این سخن گواهى مى‏دهد. اسلام که عاطل و باطل ماندن نیروهاى عظیم انسانى و غیر انسانى را نمى‏پسندد، براى رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسؤولیت‏هاى فردى و اجتماعى، استعداد و شرایطى را لازم مى‏داند که رعایت پوشش خاص یکى از آن‏ها به شمار مى‏آید. فرد بى‏حجاب با رعایت نکردن این شرط در واقع از قبول مسؤولیت خوددارى ورزیده، در پى خواسته‏هاى خود مى‏رود و حتّى دیگران را از انجام تعهدهاى پذیرفته شده باز مى‏دارد. بنابراین، حجاب هرگز به معناى محدود کردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیت‏ها و سپردن برخى مسؤولیت‏ها است. انسان، با انتخاب بى‏حجابى از قبول مسؤولیت‏هاى حساس و سنگین شانه خالى مى‏کند؛ آزاد از هر تعهدى سر بار دیگران مى‏شود و مسؤولیت‏ها را به دیگران وا مى‏گذارد.دیگر طرح ها رو ببینید

نظرات ()



فرماندهی که اورا نمی شناسیم +عکس
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢۸
 
 
 
 
در جستجوی سرداری گمنام/

فرماندهی که اورا نمی شناسیم +عکس

از همه کسانی که اطلاعی از این سردار شهید و یا نشانی از خانواده اش دارند درخواست می کنیم که سرویس حماسه و مقاومت مشرق را مطلع نمایند تا اطلاعات جامعی از این شهید عزیز در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حسین حاج علی اکبری سرداری است که  شاید کمتر کسی تاکنون نامش را شنیده باشد. او علی رغم دلاوری های فراوان در جبهه های ایرانی و غیر ایرانی، پس از شهادتش ، به آسمان گمنامی پر کشد و گرچه سایه ی بلندش ، همواره بر سر این نظام و کشور بوده است اما جوانان این مرز و بوم از چشیدن شربت لعل سیره زنگانی دنیایی او محروم مانده اند.

حسین حاج علی اکبری متولد سال 1331 در تهران است و در سال 1359 در جبهه غرب ، شربت شهادت نوشیده است. او سوابق بسیاری زیادی هم در مبارزه علیه رژیم پهلوی دارد و همچنین سال ها در لبنان و در کنار مبارزان فلسطینی و لبنانی علیه صهیونیست ها و متحدانشان جنگیده است.

از این شهید ، تنها همین چند خط را داریم و چند عکس که در آرشیوی خاک خورده به دست آوردیم. از همه کسانی که اطلاعی از این شهید و یا نشانی از خانواده اش دارند درخواست می کنیم که سرویس حماسه و مقاومت مشرق را مطلع نمایند تا اطلاعات جامعی از این شهید عزیز در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

روحمان با یادش شاد

 
شهید حسین حاج علی اکبری، از فرماندهان سپاه در جبهه غرب

 

گذرنامه غیر ایرانی شهید حسین حاج علی اکبری با نام عبدالله قربانی

 

گواهی عضویت شهید حسین حاج علی اکبری در مجلس اعلای شیعیان لبنان

 

گواهی پایان دوره آموزش عالی نظامیِ شهید حاج علی اکبری در شاخه نظامی جنبش فتح

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نظرات ()



ابلاغ سیاست‌های کلی اشتغال از سوی مقام معظم رهبری
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢۸
 
28/4/1390نسخه قابل چاپ

ابلاغ سیاست‌های کلی اشتغال

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، سیاست‌های کلی اشتغال را پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین کردند.
متن سیاست‌های کلی اشتغال که به رؤسای قوای سه گانه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر شورای نگهبان ابلاغ شده، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
سیاست‌های کلی اشتغال
1. ترویج و تقویت فرهنگ کار، تولید، کارآفرینی و استفاده از تولیدات داخلی به عنوان ارزش اسلامی و ملی با بهره‌گیری از نظام آموزشی و تبلیغی کشور.
2. آموزش نیروی انسانی متخصص، ماهر و کارآمد متناسب با نیازهای بازار کار (فعلی و آتی) و ارتقاء توان کارآفرینی با مسؤولیت نظام آموزشی کشور (آموزش و پرورش، آموزش فنی و حرفه ای و آموزش عالی) و توأم کردن آموزش و مهارت و جلب همکاری بنگاه‌های اقتصادی جهت استفاده از ظرفیت آنها.
3. ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار با تأکید بر استفاده از توسعه فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان و آینده‌نگری نسبت به تحولات آنها در سطح ملی و جهانی.
4. ایجاد نظام جامع اطلاعات بازار کار.
5. بهبود محیط کسب و کار و ارتقاء شاخص‌های آن (محیط سیاسی، فرهنگی و قضایی و محیط اقتصاد کلان، بازار کار، مالیات‌ها و زیر ساخت‌ها) و حمایت از بخش‌های خصوصی و تعاونی و رقابت از راه اصلاح قوانین، مقررات و رویه‌های ذیربط در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
6. جذب فناوری، سرمایه و منابع مالی، مبادله نیروی کار و دسترسی به بازارهای خارجی کالا و خدمات از طریق تعامل مؤثر و سازنده با کشورها، سازمان‌ها و ترتیبات منطقه‌ای و جهانی.
7. هماهنگ‌سازی و پایداری سیاست‌های پولی، مالی، ارزی و تجاری و تنظیم بازارهای اقتصادی در جهت کاهش نرخ بیکاری توأم با ارتقاء بهره‌وری عوامل تولید و افزایش تولید.
8. توجه بیشتر در پرداخت یارانه‌ها به حمایت از سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال مولد در بخش‌های خصوصی و تعاونی.
9. گسترش و استفاده بهینه از ظرفیت‌های اقتصادی دارای مزیت مانند: گردشگری و حق گذر (ترانزیت).
10. حمایت از تأسیس و توسعه صندوق‌های شراکت در سرمایه برای تجاری سازی ایده‌ها و پشتیبانی از شرکت‌های نوپا، کوچک و نوآور.
11. برقراری حمایت‌های مؤثر از بیکاران برای افزایش توانمندی‌های آنان در جهت دسترسی آن‌ها به اشتغال پایدار.
12. توجه ویژه به کاهش نرخ بیکاری استان‌های بالاتر از متوسط کشور.
13. رعایت تناسب بین افزایش دستمزدها و بهره‌وری نیروی کار.

سیدعلی خامنه‌ای
28/تیرماه/1390
نظرات ()



مشاجره چند شاعر نامی ایران
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢۸

«اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را »

«به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را»

«حافظ»

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پارا

هر آنکس چیز می بخشد زمال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

«صائب»

«اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را»

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس مال می بخشد بسان مرد می بخشد

«نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پارا»

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

«شهریار»

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

به خال هندویش بخشم هر آنچه در طبق دارا

هر آنکس چیز می بخشم ز رنج خویش می بخشد

نه همچون شهریار بخشد ، تمام روح و اجزا را

که روح از آن دادار است و اجزا مشتی از خاکند

ز خود چیزی نبخشیده کند دعوی بیجا را

«جوان»

نظرات ()



دو شعر از امامین
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢٧

غزل زیبا ومشهور خال لب امام خمینی

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم

 

پاسخ زیبای امام خامنه ای به غزل امام خمینی

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی


تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی


عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی


مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی


خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی


واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی


یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

نظرات ()



جمکران در شب میلاد امام مهدی(عج)
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢٧
جمکران در شب میلاد امام مهدی(عج)

حضور زائران در صحن مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

حضور زائران مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

حضور زائران در صحن مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

نمازگزاران مسجد جمکران در شب میلاد مهدی موعود (عج)

نظرات ()



بیانات در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢٧
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اولاً تشکر میکنم از همه‌ى برادران و خواهران که در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول کار و تلاش هستید؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زکات، چه تفسیر، چه مهدویت و چه بقیه‌ى آنچه که جناب آقاى قرائتى بیان کردند. همه‌ى اینها کارهاى مهمى است، کارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً کار در این بخشها یک انفاق حقیقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشکریم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشکر کنیم. تشکر که نه؛ چون کار، کار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همکارانشان تشکر کند؛ لکن قدردانى باید بکنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

 آقاى قرائتى یک نمونه‌ى بسیار خوب و درس‌آموزى است خود ایشان. اولاً کارهائى را که ایشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهائى بود که وجود داشت؛ ایشان خلأها را پر کرده؛ خیلى ارزش دارد. بعضى کارها خوبند، اما تکرارى‌اند. اگر کسى توانست نیازها را، خلأها را پیدا کند، بشناسد و همت بگمارد بر اینکه این خلأها را پر کند، این ارزش مضاعفى دارد. ایشان اینجور عمل کرده است؛ هم در قضیه‌ى نماز - نمازِ با این عظمت، با این اهمیت، رکن دین، مایه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، این مورد بى‌اعتنائى قرار بگیرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. این، خیلى خلأ بزرگى است - ایشان به این خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زکات، که واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن یک نقطه‌ى ضعف بود، یک نقیصه بود، ایشان همت کرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار کن، خسته نشو، تا این به جریان بیفتد. قضیه‌ى تفسیر همین جور است، قضیه‌ى مهدویت و بقیه‌ى قضایائى که حالا ایشان دنبال میکنند؛ این یک نکته است در کار آقاى قرائتى عزیز و محترممان.

 نکته‌ى دوم که اهمیت آن از نکته‌ى اول بیشتر هم هست، صفا و خلوص ایشان است. خود این صفا هم موجب شده است که ایشان بتواند کارها را پیش ببرد. خداى متعال با نیتهاى خالص همراه است؛ خلوص نیت تأثیر عجیبى دارد در پیشرفت کارهائى که با این نیت انجام میگیرد. این هم یک نکته است؛ خیلى مهم است.

 من اینها را عرض کردم نه براى خاطر اینکه حالا بخواهیم از یکى تجلیل کنیم یا یکى را بزرگ کنیم. اینها که نه مورد احتیاج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال این چیزها هستیم؛ میخواهیم اینجور کار کردن براى ما - براى همه‌مان، بخصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ یعنى اینجور حرکت کنیم؛ نه اینکه حالا همین کارها را بکنیم؛ بلکه به این معنا که بگردیم دنبال خلأها، دنبال آنچه که نیاز به آن هست، اینها را پیدا کنیم. هر کسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانائى‌هایى دارد، ظرفیتى دارد، از این ظرفیت استفاده بشود براى اینکه کار انجام بگیرد. این یک.

 دوم، استمرار و پیگیرى، که من حالا همین جا از خود آقاى قرائتى و همکاران ایشان هم میخواهم که این کارهائى که شروع کردند، مطلقاً اینها را رها نکنند؛ این کارها پیگیرى بشود، دنبالگیرى بشود. اینجور نباشد که یک کارى را شروع کنیم، بمجرد اینکه برکاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشویم، خوشحال بشویم، خدا را هم شکر بکنیم، ولى احساس بى‌نیازى، احساس سیرى به ما دست بدهد؛ نه، باید کار دنبال بشود. امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند به ایشان، به همه‌ى شما برادران، خواهران عزیز کمک کند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد که بتوانید این کارها را دنبال کنید؛ اینها مهم است.

 اما مسئله‌ى مهدویت که این روزها به مناسبت نزدیکى نیمه‌ى شعبان و عید بزرگ اسلامى - بلکه بشرى - با طرح این مسئله تناسب دارد، همین قدر باید عرض کنیم که مسئله‌ى مهدویت در شمار چند مسئله‌ى اصلى در چرخه و حلقه‌ى معارف عالیه‌ى دینى است؛ مثل مسئله‌ى نبوت مثلاً، اهمیت مسئله‌ى مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزى که مهدویت مبشر آن هست، همان چیزى است که همه‌ى انبیاء، همه‌ى بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ایجاد یک جهان توحیدى و ساخته و پرداخته‌ى بر اساس عدالت و با استفاده‌ى از همه‌ى ظرفیتهائى است که خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ یک چنین دورانى است دیگر، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه و عجّل اللَّه تعالى فرجه). دوران جامعه‌ى توحیدى است، دوران حاکمیت توحید است، دوران حاکمیت حقیقى معنویت و دین بر سراسر زندگى انسانهاست و دوران استقرار عدل به معناى کامل و جامع این کلمه است. خب، انبیاء براى این آمدند.

 ما مکرر عرض کردیم که همه‌ى حرکتى که بشریت در سایه‌ى تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حرکت به سمت جاده‌ى اسفالته‌ى عریضى است که در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا کشیده شده است که بشر در آن جاده حرکت خواهد کرد. مثل اینکه یک جماعتى از انسانها در کوه و کمر و راه‌هاى دشوار و باتلاق‌زارها و خارستانها با راهنمائى‌هاى کسانى همین طور حرکت دارند میکنند تا خودشان را به آن جاده‌ى اصلى برسانند. وقتى به جاده‌ى اصلى رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حرکت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حرکت میکنند. وقتى به جاده اصلى رسیدند، اینجور نیست که حرکت متوقف بشود؛ نه، تازه حرکت به سمت اهداف والاى الهى شروع میشود؛ چون ظرفیت بشر یک ظرفیت تمام‌نشدنى است. در طول این قرون متمادى، بشر از کج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حرکت کرده است تا خودش را به این جاده‌ى اصلى برساند. این جاده‌ى اصلى همان جاده‌ى زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است که اصلاً حرکت بشریت به یک معنا از آنجا شروع میشود.

 اگر مهدویت نباشد، معنایش این است که همه‌ى تلاش انبیاء، همه‌ى این دعوتها، این بعثتها، این زحمات طاقت‌فرسا، اینها همه‌اش بى‌فایده باشد، بى‌اثر بماند. بنابراین، مسئله‌ى مهدویت یک مسئله‌ى اصلى است؛ جزو اصلى‌ترین معارف الهى است. لذاست که در همه‌ى ادیان الهى هم تقریباً - حالا تا آنجائى که ما اطلاع داریم - یک چیزى که لبّ و معناى حقیقى آن همان مهدویت است، وجود دارد، منتها به شکلهاى تحریف شده، به شکلهاى مبهم، بدون اینکه درست روشن باشد که چه میخواهند بگویند.

 مسئله‌ى مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنى مخصوص شیعه نیست. همه‌ى مذاهب اسلامى غایت جهان را که اقامه‌ى حکومت حق و عدل به وسیله‌ى مهدى (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اکرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراین، هیچ تردیدى در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است که مسئله‌ى مهدویت در آن یک مسئله‌ى مبهم نیست؛ یک مسئله‌ى پیچیده‌اى که براى بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یک مسئله‌ى روشن است، مصداق واضحى دارد که این مصداق را میشناسیم، خصوصیاتى از او را میدانیم، پدران او را میشناسیم، خانواده‌ى او را میشناسیم، ولادت او را میشناسیم، جزئیات آن را خبر داریم. در این معرفى هم باز روایات شیعه، تنهائى در صحنه نیستند؛ حتّى روایاتى از غیر طریق شیعه هم وجود دارد که همین معرفى را براى ما روشن میکند و باید کسانى که مال مذاهب دیگر هستند، توجه کنند و دقت کنند تا این حقیقت روشن را دربیابند. بنابراین اهمیت مسئله یک چنین سطحى دارد و ما بیشتر از دیگران اولى‌ هستیم به اینکه به این مسئله بپردازیم؛ کارهاى علمى و دقیق و متقن روى این مسئله انجام بگیرد.

 مسئله‌ى انتظار هم که جزء لاینفک مسئله‌ى مهدویت است، از آن کلیدواژه‌هاى اصلى فهم دین و حرکت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنى ترقب، یعنى مترصد یک حقیقتى که قطعى است، بودن؛ این معناى انتظار است. انتظار یعنى این آینده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ یک موجود حىّ و حاضر؛ این خیلى مسئله‌ى مهمى است. اینجور نیست که بگویند کسى متولد خواهد شد، کسى به وجود خواهد آمد؛ نه، کسى است که هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد که مردم او را مى‌بینند، همچنانى که او مردم را مى‌بیند، منتها نمیشناسند. در بعضى از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف که برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در کنار آنها بود، روى فرش آنها راه میرفت، ولى نمیشناختند. یک چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌اى؛ این کمک میکند به معناى انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامى به طریق اولى‌ نیاز دارد. این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتى انسان یقین دارد که یک چنین آینده‌اى هست؛ همچنانى که در آیات قرآن هست: «و لقد کتبنا فى الزّبور من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلاغا لقوم عابدین»(1) - مردمانى که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازى خود هست. بدانیم که یک حادثه‌ى بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکى اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلى، به آن صورتى، به آن هیئت و خُلقى نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ى انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یک چنین دورانى قرار است باشد - ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده‌ى عدل کنیم، آماده‌ى پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتى را به وجود مى‌آورد.

 یکى از خصوصیاتى که در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است که انسان به وضع موجود، به اندازه‌ى پیشرفتى که امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بیشتر کند. اینها لوازم انتظار است.

 خب، بحمداللَّه امروز کسانى دارند در مسئله‌ى انتظار کارِ عالمانه میکنند؛ آن طورى که در گزارشهاى جناب آقاى قرائتى بود و قبلاً هم این گزارش را خوانده بودم، حالا هم که ایشان اشاره کردند و گفتند. از کارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله‌ى انتظار و مسئله‌ى دوران ظهور نباید غفلت کرد. و از کارِ عامیانه و جاهلانه بشدت باید پرهیز کرد. از جمله‌ى چیزهائى که میتواند یک خطر بزرگ باشد، کارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متکى به سند و مدرک در مسئله‌ى مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، که همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم میکند. کارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متکى به منابع و مدارک معتبر، صرف تخیلات و توهمات؛ اینجور کارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور میکند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم میکند؛ از این بایستى بشدت پرهیز کرد.

 در طول تاریخ مدعیانى بودند؛ بعضى از مدعیان هم همین چیزى که حالا اشاره کردند، یک علامتى را بر خودشان یا بر یک کسى تطبیق کردند؛ همه‌ى اینها غلط است. بعضى از این چیزهائى که راجع به علائم ظهور هست، قطعى نیست؛ چیزهائى است که در روایات معتبرِ قابل استناد هم نیامده است؛ روایات ضعیف است، نمیشود به آنها استناد کرد. آن مواردى هم که قابل استناد هست، اینجور نیست که بشود راحت تطبیق کرد. همیشه عده‌اى این شعرهاى شاه نعمت‌اللَّه ولى را - در طول سالهاى متمادى و در موارد زیادى - بر آدمهاى مختلفى در قرون مختلف تطبیق کردند، که بنده دیدم. گفتند بله، اینى که گفته من فلان کس را، فلان جور مى‌بینم، این فلان کس است؛ یک شخصى را گفته‌اند. باز در یک زمان، صد سال بعد مثلاً، یک کس دیگرى را پیدا کردند و به او تطبیق کردند! اینها غلط است، اینها کارهاى منحرف‌کننده است، کارهاى غلطانداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقیقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسیله‌ى گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از کارِ عوامانه، از تسلیم شدن در مقابل شایعات عامیانه بایستى بشدت پرهیز کرد. کارِ عالمانه، قوى، متکى به مدرک و سند، که البته کار اهل فنِ این کار است، این هم کار هر کسى نیست، باید اهل فن باشد، اهل حدیث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفکر فلسفى باشد؛ بداند، حقایقى را بشناسد، آن وقت میتواند در این زمینه وارد میدان شود و کار تحقیقاتى انجام دهد. این بخش از کار را هرچه ممکن است، بیشتر باید جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقوله‌ى مهدویت آشنا شود و انس پیدا کند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى که در دوران غیبت هستیم، محسوستر شود و بیشتر حس کنیم و رابطه بیشتر داشته باشیم، این براى دنیاى ما و براى پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود.

 این توسلاتى که در زیارات مختلف وجود دارد که بعضى از اینها اسانید خوبى هم دارد، اینها بسیار باارزش است. و توسل، توجه، انسِ با آن بزرگوار از دور. این انس به معناى این نیست که حالا کسى ادعا کند که من خدمت حضرت میرسم یا صداى ایشان را میشنوم؛ ابداً اینجور نیست. غالب آنچه که در این زمینه گفته میشود، ادعاهائى است که یا دروغ است، یا طرف دروغ هم نمیگوید، تصور میکند، تخیل میکند. ما کسانى را دیدیم. آدمهاى دروغگوئى نبودند، اما خیال میکردند، تخیل میکردند؛ تخیلات خودشان را به عنوان واقعیت براى این و آن نقل میکردند! نبایستى تسلیم اینها شد. راه درست، راه منطقى. آن توسل، توسل از دور است؛ توسلى است که امام آن را از ما میشنود، ان‌شاءاللَّه میپذیرد؛ ولو اینکه ما با مخاطب خودمان از دور داریم حرف میزنیم؛ اشکالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلام‌دهندگان و پیامِ پیام‌دهندگان را به آن بزرگوار میرساند. این توسلات و این انس معنوى بسیار خوب و لازم است.

 امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزدیکتر کند، ما را جزو یاران آن بزرگوار، هم در غیبتش، هم در حضورش قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در کنار آن بزرگوار و شهیدشدگان در رکاب آن بزرگوار قرار بدهد.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

1) انبیا: 105 و 106
نظرات ()



 
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢٦
تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۱۹ - ساعت : ۸ : ۱۹ - گروه : سیاسی - حوزه : سایر طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها

هاشمی رفسنجانی در دیدار رئیس شورای سیاست‌گذاری و اعضای شورای سردبیری روزنامه فرهنگ آشتی: درباره طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و اصولا در خصوص مسائل مربوط به حوزه اسلام و مقولات انسانی، نباید سیاسی‌کاری کرد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به قدرت رسانه‌های دیجیتال و همچنین ابزارهای مدرن اطلاع‌رسانی متذکر شد: در این فضا اگر زمینه‌های اطلاع‌رسانی رسانه‌های داخلی را محدود کنیم، زمینه برای رشد اخبار کاذب و گرایش به رسانه‌های بیگانه که منافع کشور و نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند، ایجاد می‌شود.

فارس نوشت:

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که امروز یکشنبه در دیدار رئیس شورای سیاست‌گذاری و اعضای شورای سردبیری روزنامه فرهنگ آشتی سخن می‌گفت، انقلاب اسلامی ایران را پیشتاز حرکت‌های مردمی در منطقه دانست و اظهار داشت: بر اساس دستور اسلام و سنت پیامبر، اعتماد به مردم بهترین راه اداره امور جامعه است.

وی با اشاره به اهمیت توجه به خواست و نظرات مردم در جوامع امروزی تأکید کرد: ابزارهای اطلاع‌رسانی و رشد آگاهی‌های عمومی قدرت مردمی را افزایش داده است و هر چه زمان می‌گذرد، این قدرت مضاعف می‌شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حکومت و مدیریت را ابزاری برای خدمت به مردم و همچنین کسب رضایت خداوند عنوان کرد و گفت: فریب مردم توسط صاحبان قدرت با توجه به دستورات دینی با هر توجیهی مذموم است و صاحبان قدرت باید تلاش کنند که همواره با صداقت با مسائل مواجه شوند.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به نقش مطبوعات در رشد و اعتلای جامعه، تأکید کرد: ایجاد ضوابط صحیح و مدون به نحوی که چارچوب حدود مطبوعات و حقوق مردم و نظام مشخص باشد، می‌تواند زمینه فعالیت در این حوزه را تسهیل کند.

وی با اشاره به قدرت رسانه‌های دیجیتال و همچنین ابزارهای مدرن اطلاع‌رسانی متذکر شد: در این فضا اگر زمینه‌های اطلاع‌رسانی رسانه‌های داخلی را محدود کنیم، زمینه برای رشد اخبار کاذب و گرایش به رسانه‌های بیگانه که منافع کشور و نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند، ایجاد می‌شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در خصوص طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها، گفت: در اینگونه مسائل که در حوزه اسلام و مقولات انسانی است، نباید سیاسی‌کاری کرد بلکه باید با شیوه‌های مبتنی بر قانون، استدلال و منطق و توجه به نظر کارشناسان موضوع را حل کرد.

در ابتدای این دیدار، امامی ناصری رئیس شورای سیاست‌گذاری روزنامه فرهنگ آشتی گزارشی از وضعیت مطبوعات و همچنین روزنامه فرهنگ آشتی در فضای رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی کشور ارائه کرد.
تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۱۸ - ساعت : ۲۹ : ۱۳ - گروه : فرهنگی - حوزه : سایر طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان: دانشگاه برای اجرای طرح تفکیک جنسیتی آماده نیست/ این طرح نباید به صورتی اجرا شود که افکار عمومی نسبت به آن واکنش نشان دهد

 

شبکه ایران نوشت:

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌های کشور باید به صورت معقول و طبیعی اجرا شود، نه اینکه طوری باشد که افکار عمومی نسبت به آن واکنش نشان دهد.

پناهیان با اشاره به اینکه زیرساخت‌های هر طرحی قبل از اجرا باید آماده باشد، گفت: باید دید آیا با اجرای این طرح موجبات آرامش بیشتر دانشجویان فراهم می‌شود؟ آیا از درگیری‌های روحی و عاطفی جلوگیری می‌شود یا به گونه‌ای جلوه پیدا خواهد کرد که نه تنها تفکرات دانشگاهیان، بلکه افکار عمومی نیز جریحه‌دار می‌گردد.

اجرای عجولانه چنین طرحی با شکست مواجه خواهد شد
این استاد حوزه و دانشگاه ضمن تأکید مجدد بر این مسئله که تا وقتی زمینه‌های روانی بویژه برای دانشگاهیان فراهم نشود، اجرای عجولانه چنین طرحی با شکست مواجه خواهد شد، اظهار داشت: مجریان این طرح مراقب باشند که این کار به شیوه‌ای صورت نگیرد که بسیاری از اولویت‌ها زیر پا گذاشته و مستمسکی برای درگیری‌های سیاسی شود و عده‌ای از اجرا یا عدم اجرای آن سوء‌استفاده کنند.

نتیجه نگاه عجولانه به چنین طرحی عدم پذیرش از سوی افکار عمومی است
استاد پناهیان نتیجه نگاه عجولانه به چنین طرحی را عدم پذیرش از سوی افکار عمومی بیان کرد و افزود: دانشگاه برای اجرای این طرح آماده نیست و از قواعد احتمالی خبر ندارد، پس اگر اجرای این طرح از منطق کافی برخوردار است، ضمن بیان آن باید به اقتضائات محیط علمی نیز توجه شود، به هر روی مطلع شدن از ابعاد و استدلال‌های منطقی طرحی که برای آنهاست حق دانشگاهیان است.

وی با اشاره به اینکه باید بدانیم که اساساً نفع تفکیک جنسیتی در محیط علمی برای چیست، بیان کرد: آیا هدف از این طرح، بهره‌وری بیشتر دانشجویان و معطوف شدن انرژی آنان به کار علمی است، حال آن‌که در محیط‌های مختلط کار علمی به‌طور قابل‌قبولی صورت می‌گیرد.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه تصریح کرد: تفکیک جنسیتی به صورت مطلق ضرورتی ندارد و لزومی به اجرای فراگیر و عام آن نیست، ضمن این‌که می‌توان با روش‌های منطقی و در یک نظرسنجی علمی، غیر‌هیجانی و دقیق بعضی از کلاس‌ها را به صورت تفکیک شده و با فرصت‌های یکسان برگزار کرد.

حجت‌الاسلام پناهیان در پایان ضمن تأکید بر اینکه اختلاط هرگز مساوی فساد نیست، بیان کرد: در دانشگاه اصل بر تحصیل علم است، حال باید دید آیا این طرح به رشد علمی کمک می‌کند یا خیر و پس از آن در شرایط منطقی به اجرای محدود تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها اقدام کرد.
تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۱۹ - ساعت : ۵۹ : ۲۰ - گروه : سیاسی - حوزه : دولت طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها

کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در حاشیه جلسه هیات دولت: چیزی به نام تفکیک جنسیتی در برنامه‌های دولت وجود نداشته و این واژه اصلا مال ما نیست/ دولت در این زمینه، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را اجرا خواهد کرد

 

ایسنا نوشت:

کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در حاشیه جلسه هیات دولت درباره موضوع تفکیک جنسیتی گفت: چیزی به نام تفکیک جنسیتی در برنامه‌های دولت وجود نداشته است و این واژه اصلا مال ما نیست. در نامه رییس‌جمهور هم به این موضوع با این عنوان اشاره نشده است. رییس‌جمهور تنها در نامه‌ی خود عنوان کرده است که در برخی دانشگاه‌ها که رشته و یا کلاس تک‌جنسیتی قرار است برپا شود، این کار سطحی است و انجام ندهید.

وی در ادامه اعلام کرد که دولت در این زمینه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را اجرا خواهد کرد.

دانشجو همچنین خبرداد که دولت در نظر دارد در تمام استان‌ها یک دانشگاه دخترانه تاسیس کند و همچنین در نظر دارد در طرح گسترش آموزش عالی، پردیس دختران و پردیس پسران ایجاد کند.

ویزر علوم در ادامه گفت‌وگوی خود با خبرنگاران اعلام کرد: با توافق وزارت مسکن و وزارت علوم مقرر شده است که به همه‌ی دانشجویان متاهل دانشگاه‌های دولتی در مرحله اول بدون نوبت مسکن مهر اختصاص یابد.

وی گفت: دانشجویان متاهل می‌توانند به دانشگاه خود این درخواست را بدهند و با اولویت دانشجویان دکترا و در مرحله بعد فوق‌لیسانس و پس از آن لیسانس به این دانشجویان مسکن مهر اختصاص خواهد یافت.
 
تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۲۰ - ساعت : ۱۶ : ۱۲ - گروه : سیاسی - حوزه : حوزه و دانشگاه طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها

بسیج دانشجویی هشت دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ای تأکید کردند: از دولت انقلابی انتظار داریم به‌جای متوقف کردن طرح تفکیک جنسیتی، هرچه سریع‌تر اجرای عالمانه و کارشناسانه طرح اسلامی کردن دانشگاه‌ها را آغاز کند

بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، خواجه نصیرالدین طوسی، علم‌ و ‌صنعت، امام ‌صادق علیه السّلام، علامه ‌طباطبایی و شهید بهشتی با صدور بیانیه‌ای از اسلامی ‌شدن دانشگاه‌ها و تداوم راه انقلاب فرهنگی حمایت کردند.

فارس نوشت:
متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

تاریخچه دانشگاه گویای این نکته است که برای کشور متمدن و اسلامی ایران یک پدیده وارداتی است. از طرفی وارد شدن این پدیده مصادف بوده است با دوره عدم استقلال و غربزدگی تحت‌ ظلّ دیکتاتوری رضاخانی. طبیعی است که چنان حکومتی و طبقه تاریک‌‌فکران غرب‌زده شکل‌گرفته آن‌ زمان کوچک‌ترین دغدغه‌ای نداشتند که ورود این پدیده چه پیامدهایی برای فرهنگ و استقلال جامعه اسلامی ایران خواهد داشت. خصوصاً که آن حکومت دست‌نشانده و طبقه تاریک‌فکران، غرب را به مثابه آرمان‌شهری یافته بودند که هر آنچه بگوید و بسازد بی‌کم و کاست رمز نجات بشریت است.

پس از آنکه غربی‌ها از الگوهای تاریخی مسلمین در زمینه آموزش بهره بردند و با هضم آن در فرهنگ خویش دانشگاهی ساخته به جامعه مسلمین صادر کردند، متأسفانه طبقه نخبگان و حاکمان جامعه مسلمین با این پدیده وارداتی برخوردی خنثی کرده و به فکر بازطراحی و بومی‌سازی آن مطابق با شرایط اجتماعی و فرهنگی خویش نیفتادند. و ای‌‌بسا تاریک‌فکران خائن خود نیز به آثار مخرب تمدنی و فرهنگی دانشگاه وارداتی آگاه بودند و تعمداً و برای وابسته ‌کردن کشور و از بین بردن فرهنگ اصیل اسلامی - ایرانی زمینه‌ساز ورود بی‌اندیشه دانشگاه به کشورمان شدند.

این تاریخچه را بیان ‌کردیم که بگوییم مسئله امروز جامعه ما برای بازطراحی دانشگاه متناسب با فرهنگ و تمدن اصیل اسلامی - ایرانی در واقع مسئله تولید شده در این روزها و سال‌ها نیست بلکه قدمتی به اندازه ورود دانشگاه به این کشور دارد.

یکی از آسیب‌های جدی سالیان گذشته که البته از یک منظر هم مسیر تجربه‌اندوزی اصحاب انقلاب بوده است همین است که با اسلامی شدن دانشگاه‌ها بسیار سطحی برخورد شده و تلاش برای آن محدود شده است به جابه‌جا کردن یک‌سری بودجه و ایجاد یک‌سری نهاد و محکوم ‌کردن یک‌سری حرکت و انجام طرح‌های فرهنگی کلیشه‌ای مانند همایش‌های عریض و طویل و بی‌فایده و البته برخی از اقدامات صورت گرفته در این سال‌ها خوب اما ناکافی و درمان‌های غیرریشه‌ای این مسئله بوده است.

به‌اندازه کافی در این سالیان با مقوله اسلامی شدن دانشگاه برخورد شعاری شده است که دیگر با خیالی آسوده اما نگران از آینده بگوییم آقایان و خانم‌های نخبه، عالم، فاضل، جنابان مسئول دولتی و حکومتی، اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر وقت برای چاره‌اندیشی عملیاتی برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها فرا رسیده است.

خوشبختانه در این سال‌ها دیگر صدای دشمن از درون وزارتخانه‌های حکومت اسلامی شنیده نمی‌شود، دیگر این نگرانی وجود ندارد که مسئولان دولتی خود از تاریک‌فکران شیفته غربند و اساساً صورت مسئله را قبول ندارند که چاره‌ای برای آن بیندیشند، دیگر فضای جامعه این‌گونه نیست که نخبه‌ای حزب‌اللهی بخواهد در راستای حقیقت نظریه‌پردازی کند و فضای غالب رسانه‌ای غربزده همراه با مسئولان دولتی پا بر گلویش بگذارند و فشار بیاورند که نکند صدای حق از حلقوم مظلومان به گوش کسی برسد.

امروز بهانه آوردن برای طفره‌ از انجام وظیفه امری نابخشودنی است. چه کسی است که ناکارآمدی دانشگاه برای تولید محصول متناسب با نیازهای جامعه و مستقل‌کردن کشور را نبیند؟ کیست که خیل عظیم فارغ‌التحصیلان دانشگاه برای جامعه را نبیند که یا در فکر حل مسائل غربی‌ها و به قول خود حرکت در مرزهای دانش‌اند! یا اگر هم درد مملکت و دین خود را دارند به واقع توانمندی و دانش خاصی را در دانشگاه و از نظام آموزشی آن یاد نگرفته‌اند که بتوانند در جامعه با مختصات ایران اسلامی پیاده کنند؟ چه کسی است که با پیامدهای نامتناسب تربیتی دانشگاه‌های موجود برای فرزندان معصوم مردم ناآشنا باشد؟ کیست که نداند گسترش بی‌تأمل دانشگاه‌ها و رشد قارچ‌گونه آن‌ها خصوصاً از مدل غیرآزاد و غیراسلامیش چه تبعات اسف‌بار فرهنگی برای شهرها و روستاهای دور و نزدیک کشورمان داشته است؟ اما واقعیتی که زیرپوست دانشگاه وجود دارد غیر از این ظاهر نامناسب است، امروز تعداد دانشجویان انقلابی و پاکی که وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، یا تعداد اساتید مذهبی کم نیستند، از همین دانشگاه شهید شهریاری و علی‌محمدی تقدیم جامعه علمی انقلاب می‌شود و هزاران شهریاری دیگر که این جو مسموم غالب مانع است تا جامعه پیش از شهادت آنان را بشناسد و از مواهب دانش‌شان بهره برد.

الحمدالله این روزها وزیر ارزشی و مکتبی علوم سخنان ارزنده‌ای بیان کردند که حاکی از شناخت مسئله نیاز دانشگاه به اصلاحات اساسی و عزم راسخشان برای این مهم بود. اسلامی شدن دانشگاه شعار و هدفی است که بسیار زودتر می‌بایست در سرلوحه تغییرات قرار می‌گرفت.
بی‌تردید برآورده کردن اهداف انقلاب فرهنگی بدون اسلامی شدن هر چهار بعد دانشگاه یعنی متون، اساتید، قوانین و دانشجویان ممکن نخواهد شد که برای هر کدام از این موارد نیز برنامه‌هایی اعلام و اجرا شده است که علیرغم صداقت مسئولان کافی نبوده و نیست. یکی از اجزای بعد فرهنگی آن ضرورت ایجاد فضای آموزشی غیرمختلط است. این ضرورت به قدری آشکار است که نیازی به برهان و استدلال ندارد و از فتاوای مراجع معظم تقلید نیز بر می‌آید که این موضوع از مسلّمات دینی است. واقعاً همان‌طور که معلم قرآنی عزیز و محترممان حجت‌الاسلام قرائتی فرمودند مسخره نیست که در مدارس نظام آموزشی غیرمختلط داریم اما وقتی جوان این مملکت به اوج حساسیت و شکوفایی غریزه جنسی که می‌رسد او را وارد محیط مختلط آموزشی می‌کنیم؟ اگر مسئله تبعیض و کیفیت نظام آموزشی برای دختران و پسران مطرح شود چگونه است که این مسئله در فضای غیرمختلط مدارس مطرح نیست؟ مسلماً با طرح‌های کارشناسی و بررسی اقتضائات می‌توان تدبیری کرد که دانشگاه‌های با کیفیت مجزا برای هر 2 جنس مذکر و مؤنث شکل بگیرد.

خطاب به آنهایی که منافقانه مشکلات اجرایی را مطرح می‌کنند می‌گوییم به چه دلیلی لااقل تأسیس و صدور مجوز برای دانشگاه‌های جدید به صورت تک‌جنسیتی صورت نمی‌پذیرد؟ یا چه مشکلی پیش می‌آید اگر دانشگاه‌ها از سال آینده ورودی‌هایشان را به صورت تک‌جنسیتی پذیرش کنند که طی این روند به تدریج در طی سالیان دانشگاه‌ها تک‌جنسیتی شوند؟ و در آن صورت نیازی هم به طرح‌های مبتذل و بی‌معنی مثل جدا کردن کلاس‌ها یا 2 ردیفه کردن آن‌ها و هزینه‌های اضافی آن‌ها نخواهد بود. اساساً ضرورت اختلاط چیست که بعضی آن را امری انکارناپذیر می‌پندارند؟ خطاب به آنانی که می‌گویند به هرحال همه پسران و دختران روزی وارد جامعه می‌شوند و چه تفاوتی دارد که این در دانشگاه باشد یا پس از آن می‌گوییم بدیهی است که هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که در اوج سنین جوانی، که زمان علم‌آموزی، تهذیب و خودساختگی و آماده شدن جوان برای پذیرش مسئولیت‌های بزرگ کشوری است شما با ایجاد یک محیط مختلط انگیزه و نیروی او را به جای تمرکز بر آن مسائل و مهارت‌های اساسی به سمت رقابت‌های کاذب و خودآرایی‌ها و ارتباطات بی‌قید و بی‌سرانجام و... بکشانید. اما اگر همین جوان پس از تشکیل خانواده و ورود جدی به عرصه زندگی و محیط شغلی وارد محیط مختلط شود طبیعتاً این انحرافات به‌ حداقل کاهش می‌یابد.

این همه را گفتیم که بیان کنیم ضرورت عدم اختلاط در محیط آموزشی بدیهی است اما بدان معنا نیست که بتوان منکر نیاز وجود طرح‌های کارشناسانه و هوشمندانه برای پیاده‌سازی آن شد. به‌علاوه عدم اختلاط در محیط آموزشی تنها بخشی از طرح اسلامی‌سازی دانشگاه‌هاست که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز هست. از دولت خدمتگزار و انقلابی نیز انتظار داریم به جای متوقف کردن طرح، هر چه سریع‌تر اجرای عالمانه و کارشناسانه آن را آغاز کنند چرا که هر چند این بخش کوچکی از اسلامی شدن دانشگاه است اما ضروری، بسیار با اهمیت و آینده‌ساز است. بسیج دانشجویی این فرصت تاریخی برای حرکت به سوی اسلامی ‌شدن دانشگاه را غنیمت می‌شمرد و آمادگی خود را برای ایجاد عقبه کارشناسی این مقوله مهم اعلام می‌دارد.

دانشجویان بسیجی این ضرورت تاریخی و تمدنی و وظیفه خویش را به‌ خوبی شناخته‌اند، اکنون نوبت نخبگان و مسئولان است که بر ترس‌ها شجاعانه غلبه کنند و با رفع شبهات موجود از خویش و در پای این رسالت تمدنی خود محکم بایستند و با عزمی راسخ و توکل بر خدا برای اجرایی شدن این مهم، گام‌هایی جدی و کارشناسانه بردارند. مسلماً دشمن از اجرای این طرح ضربه سنگینی می‌خورد چرا که امید و تلاش دشمن همواره در عرصه تهاجم فرهنگی بهره بردن از خلأهای فرهنگی موجود در دانشگاه‌ها بوده است و بی‌شک باید منتظر هوچی‌گری بی مبنای عده‌ای در داخل و خارج از کشور باشیم.

ما فرزندان انقلاب در مسیر اسلامی شدن سیرت و صورت دانشگاه‌ها محکم و استوار ایستاده‌ایم و قطعاً کسانی تا انتهای این مسیر با ما خواهند بود که به وعده خدا ایمان داشته باشند.
 
نظرات ()



 
نویسنده: پرستوی مهاجر - ۱۳٩٠/٤/٢٦
تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۱۶ - ساعت : ۲ : ۱۴ - گروه : سیاسی - حوزه : دولت طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها

وزارت علوم با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد؛ این وزارتخانه در صدد دستیابی به راهکارهای 'عالمانه‌تر' و 'کارشناسی شده' در اجرای تمام و کمال طرح اسلامی شدن دانشگاه‌ها است تا ضمن رفع نگرانی رئیس‌جمهور، دغدغه مراجع عظام را نیز برطرف کند

 

به گزارش «نسیم»، روابط عمومی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با صدور اطلاعیه‌ای نوشت:

آنچه اخیراً تحت عنوان طرح تفکیک‌جنسیتی از سوی برخی رسانه‌ها مطرح شده با واقعیت انطباق ندارد و وزارت علوم تاکنون طرحی تحت عنوان تفکیک‌جنسیتی در دانشگاه‌های کشور تدوین و ارائه نکرده است.

در ادامه این اطلاعیه آمده است: صراحتاً اعلام می‌شود آنچه که به جد مورد تأکید و تعقیب می‌باشد موضوع اسلامی شدن دانشگاه‌ها در دو بعد محتوا و ظاهر است که در این زمینه تغییر و تحول در سر فصل‌ها و محتوای دروس علوم‌انسانی به عنوان یک اصل است چرا که علوم انسانی مقصد را مشخص می‌کند و در عین حال اجرای مصوبات سال‌های 1366 و 1384 شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان رعایت شئونات اسلامی و راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب که بعضاً مغفول مانده پیگیری می‌شود.

بدیهی است دستور ریاست محترم جمهوری و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی نصب‌العین بوده و برنامه‌های این وزارتخانه در راستای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی به حیطه اجرا در می‌آید و وزارت علوم در صدد دستیابی به راهکارهای عالمانه‌تر و کارشناسی شده در اجرای تمام و کمال مصوبات مذکور بوده تا ضمن رفع نگرانی ریاست محترم جمهور، دغدغه مراجع عظام را نیز برطرف کرده و انتظار به حق مردم شریف و متدین ایران اسلامی را در تحقق دانشگاه اسلامی با طبع تدریجی تغییرات فرهنگی محقق سازد.
 
تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۱۷ - ساعت : ۲۵ : ۱۵ - گروه : سیاسی - حوزه : سایر طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها

آیت‌الله علم‌الهدی در خطبه‌های امروز نمازجمعه مشهد: طرح جداسازی کلاس‌های دختران و پسران در دانشگاه‌ها یک طرح کارشناسی بر مبنای ارزش‌های اسلامی و دینی و آیات قرآن است

خطیب جمعه مشهد اضافه کرد: در همین راستا بسیج دانشجویی و اساتید دانشگاه‌ها باید از اجرایی شدن این طرح در دانشگاه‌های سراسر کشور حمایت کنند.

فارس گزارش داد:

آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی ظهر امروز در خطبه‌های نماز جمعه مشهد که در رواق‌ها و صحن‌های حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار داشت: طرح تفکیک جنسیتی که از سوی وزیر علوم مطرح شد طرح ناپخته‌ای نیست و در این ارتباط اظهار نظر کردن در رابطه با پخته نبودن این طرح اشتباه است چراکه این طرح بر مبنای آیات و مبنای ارزشی اسلام است.
خطیب جمعه مشهد خطاب به اساتید دانشگاه‌ها و بسیج دانشجویی گفت: در همین راستا بسیج دانشجویی و اساتید دانشگاه‌ها باید از اجرایی شدن این طرح در دانشگاه‌های س